...

سهمِ گوش و جانِ توده مردم از حکمت های ناب و نصیحت های اخلاقی چقدر است؟
و سهم گوش و قلب از سخن های سرد و سیاه؛ ناسزا و غیبت و وسوسه و دروغ و... چقدر؟!
میزان مطالعه در ایران؟ و ...
شخص شما چقدر به شادابی و حیات قلبتان توجه می کنید؟
شما چقدر مطالعه می کنید؟
این بار پاسخ نمی خواهم اما یک پیشنهاد ساده دارم؛ پیشنهادی با فواید متعدد؛
در موارد متعددی به برخی دوستان توصیه کرده ام "کتاب شریف گلستان سعدی" را
رونویسی کنند و از حکمت ها و نصایح و عبرت های آن استفاده کنند و عقل و
جان خود را در پرتوی آن صفا بدهند.
این توصیه را این بار -عملیاتی تر- در 3 گام به شما پیشنهاد می کنم. اگر مایل بودید، بسم الله:
ابتدا یک دفتر مناسب انتخاب کنید دفتری که از لحاظ صحافی و جلد، محکم باشد
(سیمی و منگنه ای نباشد) با قطع وزیری و یا یک سررسید استفاده نشده ی
امسال یا پارسال.
1. از صفحه اول و با نوشتن دیباچه گلستان شروع کنید.
2. در مورد دیباچه به نوشتن یک صفحه در هر شب بسنده کنید و به اندازه دو سه سطر در پایین صفحه جا بگذارید.
3. در مورد حکایت های کوتاه حتی یک سطری به همان اکتفا کنید و در یک شب بیشتر از یک حکایت ننویسید.
4. در هر صفحه فقط یک حکایت بنویسید. و اگر حکایت به صفحه بعد می رسد تا پایین صفحه جا بگذارید و شب بعد از صفحه مابعد.
5. نوشتن تاریخ دربالای صفحه؛ گوشه سمت چپ فراموش نشود.
6. حتما عبارت ها و ابیات عربی را بنویسید و جدی بگیرید. عبارت های عربی گلستان اغلب آیه کریمه و یا روایت و حدیث و بعضا ضرب المثل هستند.
اما فواید:
افزون بر فوایدی که قبلا در آشتی با غزل بیان کردم:
1. انس و آشنایی بیشتر با سرمشق اصلی زبان فارسی در سده های اخیر
2. باسوادتر شدن؛ حتی برای شما دوست عزیز.
3. بی تردید این سبکِ خواندن و رونویسی و خواندن مکرر گلستان، موجب تامل و
تعمق در حکمت ها و درس های اجتماعی آن می شود و باعث "فزونی خرد" و
تقویت "رویکرد عقلانی" و "نگاه حکیمانه به مسائل" می گردد.
و ...
خوب است پیام مقام معظم رهبری به کنگره بزرگداشت سعدی را در "اینجا" بخوانید و در واژه ها و توصیف های ایشان دقت بفرمایید.
پی نوشت:
در این پیشنهاد و انتخاب کتاب گلستان، موضوع با اهمیت زبان و ادبیات
فارسی و کتاب خوانی و آشتی با متون فاخر ادبی و سهل و ممتنع بودن سبک آن
بسیار تعیین کننده بوده
و خوب است بدانید که معمولا در بین پیام های عزیزان مکرر اشتباه املایی می بینم، -منظورم اشتباه تایپی نیست!- و ... نردبان پله پله.
كَتَبَ
أَبُو جَعْفَرٍ ع فِی رِسَالَةٍ إِلَى بَعْضِ خُلَفَاءِ بَنِی أُمَيَّةَ
وَ مِنْ ذَلِكَ مَا ضَيَّعَ الْجِهَادَ الَّذِی فَضَّلَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ
جَلَّ عَلَى الْأَعْمَال ...ِ وَ أَوَّلُ ذَلِكَ الدُّعَاءُ إِلَى
طَاعَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ طَاعَةِ الْعِبَادِ وَ إِلَى
عِبَادَةِ اللَّهِ مِنْ عِبَادَةِ الْعِبَادِ وَ إِلَى وَلَايَةِ اللَّهِ
مِنْ وَلَايَةِ الْعِبَاد.
امام باقر(علیهالسلام): در نامهاى
به يكى از خلفاى بنى اميه: و از جمله چيزهايى كه خليفه ضايع گذارده جهاد
است، كه خداى متعال آن را بر اعمال فضيلت داده است ... و اول آن خواندن
مردمان است از طاعت بندگان به طاعت خدا، و از پرستش بتان به پرستش خدا، و
از دوستى بندگان به دوستى خدا.
الكافی، ثقة الاسلام كلینی، ج 5، ص 3، ح 4؛ الوافی، فیض كاشانی، ج 15، ص 45؛ الحياة، محمدرضا حكیمی، ترجمه احمد آرام، ج 1، ص 402.
) « مَنْ تَرَكَ الْجُمُعَةَ ثَلَاثَ جُمَعٍ مُتَوَالِيَةً طَبَعَ اللَّهُ عَلَى قَلْبِهِ ».
امام باقر(ع) فرمود كسی كه سه جمعه پشت سر هم نماز جمعه را ترك كند خداوند بر دل او مهر می زند [تا هدایت نیابد].
تهذیب الاحكام ، شیخ طوسی ج3 ص238ح14؛ المحاسن،برقی،ج1ص85 ؛ المقنعه،شیخ مفید،ص163 ؛ بحار الانوار،علامه مجلسی،ج86ص163 ؛
« ثَلَاثٌ لَوْ تَعْلَمُ أُمَّتِی مَا لَهُمْ فِيهَا لَضَرَبُوا عَلَيْهَا بِالسِّهَامِ الْأَذَانُ وَ الْغُدُوُّ إِلَى يَوْمِ الْجُمُعَةِ وَ الصَّفُّ الْأَوَّل »
رسول خدا (ص) فرمود: سه چیز است كه اگر امت می دانستند چه چیزی در آن برای آنان است بر سر آن با هم منازعه مىكردند؛ اذان و شتاب به سوی نماز جمعه و صف اول نماز.
النوادر ، سید فضل الله راوندی ص 24 ؛
« إِنَّ عَلِيّاً ع كَانَ يُخْرِجُ أَهْلَ السُّجُونِ فِی دَيْنٍ مِنَ السِّجْنِ إِلَى صَلَاةِ الْجُمُعَةِ فَيَشْهَدُون»
النوادر ، سید فضل الله راوندی ص 56 ؛
ِذَا كَانَ يَوْمُ الْجُمُعَةِ نَزَلَ الْمَلَائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ مَعَهُمْ قَرَاطِيسُ مِنْ فِضَّةٍ وَ أَقْلَامٌ مِنْ ذَهَبٍ فَيَجْلِسُونَ عَلَى أَبْوَابِ الْمَسْجِدِ عَلَى كَرَاسِيَّ مِنْ نُورٍ فَيَكْتُبُونَ النَّاسَ عَلَى مَنَازِلِهِمُ الْأَوَّلَ وَ الثَّانِيَ حَتَّى يَخْرُجَ الْإِمَامُ فَإِذَا خَرَجَ الْإِمَامُ طَوَوْا صُحُفَهُمْ وَ لَا يَهْبِطُونَ فِی شَيْءٍ مِنَ الْأَيَّامِ إِلَّا فِی يَوْمِ الْجُمُعَةِ يَعْنِی الْمَلَائِكَةَ الْمُقَرَّبِينَ.»
امام باقر (ع) فرمود در روز جمعه فرشتگان مقرب كه به همراه آنان كاغذهایی از نقره و قلم هایی از طلا می باشد، فرود می آیند و بر درهای ورودی مسجد بر صندلی هایی از نور می نشینند و [اسامی]مردم را نفر به نفر بر اساس مقام و منزلتشان می نویسند تا زمانی كه امام خارج شود پس كاغذهای خود را می پیچند. و در هیچ روزی جز روز جمعه فرود نمی آیند
الكافی ،ثقة الاسلام كلینی ج3ص413ح2؛
رحم اللّه امرءا عمل عملا صالحا فأتقنه
خداوند فردی را كه كار نیكویی انجام دهد و آن [كار] را محكم ومتقن گرداند، مورد رحمت قرار میدهد.
مسائل علی بن جعفر و مستدركاتها، علی بن جعفر (علیه السلام) ص 93 ؛
شیعه آنلاین نوشت: زندگی و احولات حضرت "آیت الله بهجت" نیز از این امر مستثنی نبوده است و این مهم چه در دوره حیات ایشان و چه بعد از فوت این بزرگوار دست مایه بسیاری از مقالات و کتاب ها قرار گرفته است.
در این میان می توان به کتاب هایی چون «در محضر آیت الله بهجت»، «فریاد گر توحید»، «زمزم عرفان»، «صدای سخن عشق»، « برگی از دفتر آفتاب»، «نا گفته ها» و همچنین چندین یادنامه اشاره کرد که جملگی در توصیف حالات و کرامات و مقام علمی حضرت آیت الله بهجت بوده است.
کتاب «العبد» را می توان در زمره آخرین کتاب هایی دانست که در مورد آیت الله بهجت به رشته تحریر درآمده است. این کتاب که توسط «موسسه فرهنگی- مطالعاتی شمس الشموس» در بهار 1390 به چاپ رسیده، کوشیده تا با شیوه علمی و از طریق مصاحبه های مفصل با نزدیکان آن گوهر بی همتا اثری متفاوت را به جامعه دینی عرضه کند.
در این کتاب ابتدا پیامی که توسط حضرت آیت الله جوادی آملی به مناسبت همایش بزرگداشت حضرت آیت الله بهجت ارسال کرده اند را می توان ملاحظه کرد. پس از آن به تولد و سیر و سلوک آیت الله بهجت اشاره می شود. در همین جاست که کرامات پیدا و پنهان و همچنین مقامات علمی آن گوهر عرفان از زبان نزدیکان ایشان مانند فرزند ایشان «شیخ علی بهجت» بیان شده و زوایای پنهان زندگی این فرید زمانه آشکار می گردد. نکته ای ای که در این میان مورد توجه قرار می گیرد شیوه «کتمان» است که این بزرگوار همواره در سیر و سلوک به آن تاسی جسته و آنگونه که فرزندان و نزدیکان او می گویند آنها نیز نمی توانستند از مقامات و سیر وسلوک او سر در بیاورند. مگر به اتفاق و اشارت بزرگان دیگر نظیر علامه جعفری.
شیخ علی بهجت فرزند ایشان در این باره می گوید: «سال 63 فارغ التحصیل خیلی از علوم بودم. 18 سال فلسفه خوانده بودم. رزوی علامه جعفری هنگامی که از خانه ما بیرون آمد مرا دید و پرسید: چه در سی می خوانی؟ گفتم: سیزده سال فقه و اصول خواندم و به دوره خارج رسیدم اما آن را ترک کردم و دارم فلسفه را تمام می کنم. گفت دیگر چه: گفتم یک مقداری ریاضیات و ستاره شناسی و.. خواندم. عرفان نظری را نزد آقای حسن زاده آملی و آقای جوادی آملی و فقه و اصول را هم خدمت خود حاج آقا خواندم. گفتند: جالا یک چیز به تو می گویم که همه این ها را خواندی، بیا تمام کارهایت را رها کن و خدمت همین پیر رابکن. هر چه گفت یادداشت کن و برای نسل بعد نگه دار. تو متوجه مقام ایشان نیستی زیرا اولا خودش مانع است از اینکه چیزی بفهمی چه کسی هستند. ثانیا عوارض بیرونی هم مانع تو می شود چون تو دنبال زندگی آتیه هستی.... شما این را نمی شناسی فقط نگاه می کنی پدرت است. مثلا هر چه می خواهی نمی دهد. ولی من ایشان را از نجف می شناختم. به فکر دنیای خودش نیست چه برسد به فکر دنیای تو باشد. تازه تشکیک هم می کنی که که گفته این پدر من از دیگران بهتر است؟ اما من قم، تهران، مشهدف ایران و نجف را دیدم، باور کن همین یکی مانده. اگر از تو گرفتند ان وقت می فهمی. آن موقع بود که حواسم را جمع کردم وگرنه کاری به کارش نداشتم....» (ص 128-129)
اما آنچه این کتاب را از دیگر کتب متمایز می کند اختصاص فصلی مجزا (فصل نهم) به تشرف حضرت آیت الله بهجت به محضر امام زمان می باشد که طی آن ضمن اشاره به فرمایشات آیت الله بهجت پیرامون ظهور، تلاش می شود تا شایعات پیرامون مسئله ظهور که از قول ایشان مطرح شده بود را مورد بررسی قرار داده و تکذیب کند.
«آنچه باعث سردرگمی عده ای از ما شده، بازار مدعیان مشاهده و ارتباط و تعیین کنندگان زمان ظهور است که در هر عصری بنا به مقتضیات و شرایط همان زمان ظهور و طلوع می کنند و شوق عوامانه و ساده اندیشی عده ای از مشتاقان نیز دست به دست هم می دهد تا شمارش معکوس آخر الزمان ا آغاز کنند و هر روز در پی یافتن آخرین نشانه ظهور سرگردان شوند و یا در دام مدعیان نام و نان، عمر خود را تباه کنند.....البته برخی از دعیان چنان تحت تاثیر تبلیغان ظهور قریبب الوقوع قرار گرفته اند و به توهم سید یمانی (اشاره به وقایع پس از حمله آمریکا به عراق و آمدن چند مدعی به ایران با لباس سبز و اینکه خود را یاران سید یمانی دانستند) و ارتباط دچار شده اند.» (ص210)
بی شک دوره ای که برخی تلاش می کنند تا با تشبث به امام زمان برای خود آبرویی دست و پا کنند، نحوه ارتباط و برخورد آیت الله بهجت با مسئله ظهور و امام زمان می تواند بسیاری از شبهات را بر طرف نماید. در قسمتی از این فصل از قول پسر ایشان و در مورد شایعات پیرامون ظهور می خوانیم: «ایشان اگر مطلبی را از کسی می شنید نقل می کرد. می گفت: آری از قضا یک آقایی آمد این طوری گفت و آقایان اغلب می رفتند و این واسطه را حذف می کردند و می گفتند آقای بهجت این طور گفت. این نوع مطالب و شایعات زیاد بود. حتی اینکه این اواخر از قول ایشان گفته بودندک تا حالا به جوان ها می گفتیم، اما حالا به پیرمدها نیز می گوییم زمان ظهور را درک می کنند، این مطالب نبود و آقا از کس دیگری که آمده کنار محراب او و این حرف را زده مطلب را نقل می کند. بعد که آقا شنید که این مطلب از قول خود ایشان منتشر شده فرمود: من کی چنین حرفی زدم؟ من اگر قرار بود مطلبی را نقل کنم برای اهل مباحثه نقل می کردم». (ص215)
در همین فصل نویسندگان این کتاب می کوشند تا بر اساس روایات مستدل و متواتر مسئله ظهور را بررسی کرده و شایعات و شبهات روز مره در مورد ظهور را پاسخ دهند. لذا در این فصل ما شاهد بحث جامعی در مورد توقیت (تعیین زمان برای ظهور حضرت)، دلایل تعیین وقت ظهور و نهایتا ادله روایی و عقلی در نهی توقیت هستیم.
فصل دیگر این کتاب به سیره سلوکی حضرت آیت الله بهجت اختصاص دارد و در آخر مصاحبه های مفصلی از شیخ علی بهجت فرزند ایشان، آیت الله محفوظی، آیت الله کربلایی، حجت الاسلام هادی قدس، حجت الاسلام محمد روحی، حجت الاسلام ناصری و دیگر شاگردان آمده است.
یادر می شویم که العبد برگرفته از سنگ قبر آن بزرگوار است که گویی به توصیه ایشان بروی سنگ قبر حک شده است.

آیه 23 سوره اسراء:
«وَقَضَى
رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِیَّاهُ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا
إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِندَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ کِلاَهُمَا فَلاَ
تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلًا
کَرِیمًا.»
«پروردگارت مقرر داشت که جز او را نپرستید و به پدر
و مادر نیکی کنید. هرگاه یکی از آن دو یا هر دو در نزد تو به پیری رسیدند،
به آنان «اُف» مگو و آنان را از خود مران و با آنان سنجیده و بزرگوارانه
سخن بگو.»
روایاتی درباره احسان به والدین
- پاداش نگاه به والدین از روی محبت، حج مقبول است؛ رضایت آن دو؛ رضای الاهی و خشم آنان خشم خداست؛ احسان به پدر و مادر عمر را طولانی می کند و سبب می شود که فرزندان نیز به ما احسان کنند. در احادیث آمده است: هرگز به آنان «اُف» نگو، خیره نگاه مکن، دست به روی آنان بلند مکن، جلوتر از آنان راه مرو، آنان را به نام صدا نزن، کاری مکن که مردم به آنان دشنام دهند، پیش از آنان منشین و پیش از آن که از تو چیزی بخواهند به آنان کمک کن.[1]
- مردی مادرش را به دوش گرفته ، دور خانه خدا طواف می داد، پیامبر را در همان حال دید، پرسید: آیا حق مادرم را ادا کردم؟ فرمود: حتی حق یکی از رنج های دوران بارداری و زایمان او را ادا نکرده ای. [2]
- از پیامبر اکرم(ص) سوال شد: آیا پس از مرگ هم راهی برای احسان به والدین هست؟ فرمود: آری، با نماز خواندن برای آنان، استغفار برایشان، وفا به تعهداتشان، پرداخت بدهی هایشان و احترام به دوستانشان. [3]
- مردی از پدرش نزد پیامبر شکایت کرد و حضرت پدر را خواست. پدر پیر گفت: روزی که من قوی و غنی بودم به فرزندم کمک می کردم، اما امروز که او صاحب ثروت شده به من کمک نمی کند. رسول خدا(ص) گریست و به آن فرزند فرمود:«انت و مالک لابیک؛ تو و دارایی ات از آن پدرت هستید. [4]
- در حدیث آمده است: حتی اگر والدین به فرزند خود تندی کردند، فرزند بگوید: خدا شما را ببخشد. این همان «قول کریم» است. [5]
- وقتی قرآن از رنجاندن سائل بیگانه نهی می کند:«امّا السائل فلا تنهر»[6]، تکلیف پدر و مادر روشن است:«فلا تنهرهما».
لحظه ها را برای
نیکی دریابید
عمر درحال گذر است
لحظه ها کیمیا ست.
هرگاه نیکی وبدی پایان کارها دانسته نشد.
پایان آنها با آغازشان مقایسه وبرابری می شود.
اگر آغاز کار نیک یا بد باشد، پایان آن نیز نیک یا بد خواهد بود.
امام علی علیه السلام.حکمت 73
سورة مبارکه الرحمن
مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ (19) بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا
یَبْغِیانِ (20) فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (21) یَخْرُجُ
مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (22)
دو دریا را به گونه ای روان کرد که با هم برخورد کنند (19) اما میان آن دو
حد فاصلی است که به هم تجاوز نمی کنند (20) پس کدامین نعمتهاى پروردگارتان
را انکار مىکنید؟ (21) از آن دو، مروارید و مرجان خارج میشود (22)
امام صادق علیه السلام فرمودند:
هر كس روزى هفت بار بگوید: "الحمدالله"
شكر گذشته ها و آینده ها را بجا آورده است
نظرات کاشف الغطا پیرامون ولایت فقیه
پینوشتها:
1- عمر رضا کحاله، معجم المؤلفین تراجم مصنفی الکتب العربیه، ج3، بیروت، مکتبه المثنی و دار احیاء التراث العربی، ص 139.
2- شیخ جعفر الغطاء، کشف الغطاء، ج2، اصفهان، مهدوی، چاپ سنگی، صص 393-394.
3- همان.
4- همان.
5- همان، ص 394.
6- همان.
7- همان، ص 319.
8- همان، ص 420.
9- همان.
10- همان، ص 357.
11- همان، ص 363.
امام موسی کاظم علیه السلام:
أفضَلُ العِبادَةِ بَعدِ المَعرِفَةِ إِنتِظارُ الفَرَجِ؛
بهترین عبادت بعد از شناختن خداوند، انتظار فرج و گشایش است.
تحف العقول، ص403
رهبر انقلاب با اشاره به جنایت تروریست های
تحت حمایت آمریكا در افغانستان، عراق و سوریه:
این تافته جدا بافته پنداشتن خود
آن ها را سرنگون خواهد كرد
حضرت آیت الله العظمی سیدعلی خامنه ای
..............و حجت الاسلام و المسلمین سیدحسن نصرالله
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی ظهر امروز (چهارشنبه) در آستانه 29 فروردین روز ارتش جمهوری اسلامی در دیدار جمعی از فرماندهان، کارکنان منتخب و اعضاء پایگاههای بسیج شهرکهای سازمانی و همچنین تعدادی از خانواده های ارتشیان، ارتش جمهوری اسلامی ایران را مایه افتخار و ارتشی م...
دلــــم اسیـــر تـوســـت
گـــــــــره اش زده ام...
بــه حـلـقــــه هـــای پـنـــجــــره فــــولادت
كــمــــی آن طــــرف تـــــر...
مــــن هــســتــــم....
بــا دلـــی ســرشــــــار از دلــواپـســـی ...
بـــرای تـــو...
بـــه پـــای تــ
تقرب به وسیله نماز
امام کاظم (ع ) : افضل ما یتقرب به العبد الی الله بعد المعرفة به ، الصلوة
بهترین چیزی که بنده بعد از شناخت خدا به وسیله آن به درگاه الهی تقرب
پیدا می کند، نماز است .
( تحت العقول ، ص 455 )
نماز آخرین توصیه انبیاء
امام صادق (ع ) : احب الاعمال الی الله - عز وجل - الصلوة و هی اخر وصایا الأنبیاء
نماز، بهترین کارها نزد خداوند و آخرین وصیتهای پیامبران الهی است .
( میزان الحکمة ، ج 5، ص 397 )
تداوم نماز و انتظار
پیامبر (ص ) : لا یزال العبد فی صلوة ما انتظر الصلوة
بنده مادام که منتظر نماز است در حال نماز است .
( نهج الفصاحه ، ص ,527 حدیث 2538 )
بهترین اعمال در قیامت
امام صادق (ع ) : ان افضل الاعمال عند الله یوم القیامة ، الصلوة
همانا بهترین عمل در روز قیامت نزد خداوند، نماز است .
( مستدرک الوسائل ، ج 3، ص 7 )
دور کعت نماز و بخشش گناهان
امام صادق (ع ) : من صلی رکعتین یعلم مایقول فیهما انصرف و لیس بینه و بین الله - عز وجل - ذنب الا غفره له
هر کس دو رکعت نماز بخواند و بداند چه می گوید، از نماز فارغ می شود، در حالی که میان اوو میان خدای عز و جل گناهی نیست ، مگر اینکه خداوند برای او می بخشاید.
( بحار الانوار، ج ,84 ص .240 اصول وافی ، ج 2، ص 100 )
نماز مستحبی در خفا
پیامبر (ص ) :صلاة الرجل تطوعا حیث لایراه الناس تعدل صلاته علی اعین الناس خمسا و عشرین
نماز مرد که داوطلبانه و مستحبی درجایی که مردم او را نبینند به جا آورد، برابر بیست و پنج نماز است که در برابرچشم مردم انجام دهد.
( نهج الفصاحه ، م ,1848 ص 391 )
از زندگی امام سجاد علیه السلام می آموزیم که راه حق هیچگاه بسته نمی شود. هر قدر هم که بی یار و یاور و تحت فشارهای حکومتی باشیم اگر تقوای خدا را مراعات کنیم، همواره خدا راهی را در پیش روی ما قرار خواهد داد و به اندیشه ما برکت می دهد
«اَلصِّدْقُ اَمانَةُ اللِّسانِ» (1)
راستگویى و صداقت، امانتدارى زبان است.
این نکته امیر مۆمنان گفت از «صدق» و امانتِ زبان گفت
تا وردِ زبان خویش، سازی «اَلصِّدْقُ اَمانَةُ اللِّسانْ» گفت
***
«خَیْرُ الْمَواهِبِ الْعَقْلُ» (2)
بهترین بخشش هاى خداوند، عقل است.
آدمی را، گره گشا، عقل است روشنی بخش و رهنما، عقل است
سَرورِ مۆمنان، علی فرمود: بهترین بخششِ خدا، عقل است
***
« اَلْمَعْصِیَهُ تَمْنَعُ الاِْجابَةَ» (3)
گناه، سبب اجابت نشدنِ دعا، مى شود.
هر گناهی، حساب می گردد همه، رنج و عذاب می گردد
مرتضی گفت: «با وجود گناه کِیْ دعا، مستجاب می گردد؟»
***
« مَنْ حَسُنَتْ سیرَتُهُ، لَمْ یَخَفْ اَحَداً» (4)
انسان نیكو سرشت، از هیچ كس نمى هراسد.
مۆمن از ابتلا، نمی ترسد از غم و، از بلا نمی ترسد
مردِ خوش باطن و نکو سیرت از کسی جز خدا نمی ترسد
***
« اَلصَّمْتُ وَقارٌ» (5)
خاموشى، سبب وقار و هیبت انسان است.
مسلمان در دو عالَم، رستگار است و از بیهوده گویی، برکنار است
خموشی، پیشه کُن، ای دوست! زیرا علی فرمود: «خاموشی، وقار است»
***

حسادت پیشه، همواره اندوهناك و غمگین است.
حسادت عادتی شوم است، ای دوست! و از اخلاقِ مذموم است، ای دوست!
علی با شادی و، شور و شعف گفت: «حسادت پیشه، مغموم است» ای دوست!
***
« اَلْعَیْشُ یَحْلُو وَ یَمُرُّ» (7)
زندگانى، گاه تلخ است و گاه شیرین.
رسم دیرین روزگار این است یک زمان، تلخ و گاه شیرین است
آدمی، در میان «خوف» و «رجا» گاه، شادان و گاه غمگین است
***
« اَلاِْخلاصُ مِلاكُ الْعِبادَةِ » (8)
معیار بندگى و عبودیّت پروردگار، خلوص نیّت است.
از بین برنده ریا، اخلاص است روشنگرِ روح و جان ما اخلاص است
اندیشه غیر، در دلت راه مده معیار عبادتِ خدا، اخلاص است
***
« اَلْعِلْمُ اَصْلُ الْحِلْمِ » (9)
دانش، اساس و بنیانِ بُردبارى است.
سرمایه فوز و رستگاری، علم است درمان و علاج بی قراری، علم است
کوتاه سخن، این که علی، نورِ یقین فرمود: «اساس بُردباری، علم است»
***
« اَلْغَمُّ مَرَضُ النَّفْسِ » (10)
غم و اندوه، بیمارى روح و جان آدمى است.
غم و اندوه، جان را می گدازد ز سر، تا استخوان را، می گدازد
جهان را، تیره می سازد بر انسان زمین و آسمان را می گدازد
پی نوشت:
1) غررالحكم، ص 65.
2) همان، ص 420.
3) همان، ص 201.
4) همان، ص 253.
5) همان، ص 31.
6) همان، ص 36.
7) همان، ص 138.
8) همان، ص 215.
9) همان، ص 249.
برای نجات از عذاب نکیر و منکر و آسان شدن پاسخ گویی برخی از اعمال معرفی شده اند اعمالی که بیشتر مورد تاکید قرار گرفته اند عبارتند از :
نماز
(2) ضمرة بن حبیب گوید راجع به نماز از پیغمبر- صلّى اللّه علیه و آله و سلّم- سؤال كردند، فرمود: نماز از واجبات دین است ...شفیع نزد ملك الموت، و مونس قبر و فرش زیر پهلو است. جواب نكیر و منكر است.(نصحایح ،369، نماز بیست و نه خاصیت دارد ... )
نماز شب
و امام صادق علیه السّلام از پدرانش از پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلم نقل كردند كه: نماز شب باعث خشنودى خدا و دوستى فرشتگان مىگردد و... جواب منكر و نكیر و مونس و زائر او در قبر مىگردد.
روزه ماه شعبان
هر كس نُه روز از ماه شعبان را روزه بگیرد منكر و نكیر به هنگام سؤال، با وى مهربان و با عطوفت خواهند بود.( ثواب الاعمال وعقاب الاعمال ،شیخ صدوق ،ص82)
دوستی وپیروی از حضرت علی علیه السلام
هر كس على را دوست بدارد خداوند ... ترس منكر و نكیر را از او دور مىگرداند و قبرش را روشن مىسازد و چهرهاش را نورانى مىنماید. (الإیمان و الكفر بحار الانوار،ج1،254)

مزرعه ی عاشقان به بار می آید
گریه ی ما یک زمان به کار می آید
این دل پاییزیَم علامت خوبی است
بعد خزان نوبت بهار می آید
پای برهنه کنار جاده نشستم
منتظرم ، یعنی آن سوار می آید؟
اهل کرم بر فقیر سخت نگیرند
مطمئنم با دلم کنار می آید
حرف بزرگان ما دو تا شدنی نیست
او که بگوید ، سر قرار می آید
بافتن شعر ما به خاطر یار است
خب چه بگوییم جای (( یار می آید )) ؟
|
|||||||||||||||||
حاج همت تبسمی زد و این عکس رو گرفتم!
پ ن:پیراهن یوسف می خواهم! چشمانم... یا اباصالح المهدی ادرکنی
در دعا کردن باید مانند کودکی باشی که شب را به راحتی میخوابد چون اطمینان دارد که صبح چیزی را که از پدرش خواسته آماده است.

شهید کسی است که حقیقت و هدف الهی را درک کرد و برای حقیقت پایداری کرد و جان داد.
شهادت در اسلام نه مرگی است که دشمن به مجاهد تحمیل میکند
بلکه انتخابی است که وی با تمام آگاهی و شعور و شناختش به آن دست مییازد.
قسمتی از وصیتنامه شهید کریمی
گرچه سه سال بیشتر ندارد، اما صدسال شکایت از این اندک سال دارد؛ شکایتهایی که تاب باز گفتنشان را ندارد. بغضها روی هم جمع شده است و به یکباره میخواهد فوران کند؛ آن هم در میان خرابهای در یک شهر بزرگ که مردمانش یک روز تمام را بر آنان سنگ زدهاند و بر غم کاروان افزودهاند و اینک رفتهاند تا آسوده بخوابند؛ آسودگیشان را صدای گریه کودکی سه ساله برهم میزند. سه سال بیشتر ندارد، اما صدای گریهاش، خواب آسوده یک شهر را برهم میزند... و چقدر زود صدایش خاموش شد!
بانوان حرم چون این سخن را از او شنیدند، گریستند و كودكان دیگر نیز ناله و زارى سر دادند.
چون صداى شیوه و گریه آنان بلند شد، یزید از خواب بیدار شد و پرسید: این گریه و زارى از كجاست؟
پس از جستجو، یزید را از جریان باخبر كردند، یزید گفت: سر پدرش را نزد او ببرید!
آن سر مقدس را در زیر سرپوشى قرار داده در مقابل او نهادند
حضرت فاطمه(س) درکلام امام خامنه ای :
فاطمه زهرا(س) بعد از رحلت پیغمبر(ص) براى خلافت على بن ابیطالب(ع) به یک مبارزه مستمر شبانه روزى دست زد و کسى نمىتواند منکر آن بشود.
برکات فاطمه زهرا(س) را ما در عین آشنایى و معرفت و ارادت به آن بانوى دو عالم در سر تا سر ایام حیات خودمان در جلوه هاى گوناگون زندگى مشاهده کرده ایم.
راه على(ع) و فاطمه(س) و راه ائمه امروز همان راه امام خمینى است
تو ای خدایی که نیست معبودی جز تو فریاد فریاد نجات ده ما را از آتش دوزخ ای پروردگار
| چهاردهم آذر ماه سال 1344 ساعت دهصبح در شهر اهواز متولد شد. نامش را محمدرضا گذاشتند. در کودکی آرام و باهوش بود. 6 ساله بود که نمازش را می خواند و روزه اش را کامل می گرفت. در نوجوانی نماز شب می خواند و به گواهی هم مسجدی هایش در دورانی که هنوز به سن تکلیف نرسیده بود چون عارفی وارسته در سجده های طولانی برای گناهان نکرده اشک بندگی می ریخت و ناله های یارب یارب دعای کمیل او فراموش نشدنی است. |

فاطمه پاره وجود من است، هر که او را بیازارد مرا آزار داده و هر که او را خوشحال کند مرا خوشحال کرده است.
امالی(صدوق) ص104 ،بحار الانوار(ط-بیروت) ج67 ، ص3
و لِی فِي اِبنَةِ رَسولِ اللهِ اُسوَةٌ حَسَنَةٌ
دختر رسول خدا (فاطمه) برای من سرمشقی نیکوست.
عوالم العلوم و المعارف(مستدرک حضرت زهرا تا امام جواد) ج11 ، ص8
قرآن کریم در موارد متعدّد به اهمیت ازدواج اشاره نموده و اهداف و ثمرات آن را گوشزد کرده است. این اندیشه افراطى را که ازدواج مانع ترقى و تکامل معنوى و اخلاقى انسان است، مردود و مغایر با روش معمول انبیاى الاهى دانسته است. قرآن در این باره می فرماید: «وَ لَقَدْ ارْسَلْنا رُسُلًا مِنْ قَبْلِکَ وَ جَعَلْنا لَهُمْ ازْواجاً وَ ذُرِّیةً ...»؛ [1] البته ما پیش از تو (نیز) رسولانى فرستادیم و براى آنها همسران و فرزندانى قرار دادیم.
البته توجه به این نکته ضروری است، احکامی که خداوند برای بندگان تشریع کرده، بر دو گونه است، قسمتی از این احکام تغییر ناپذیر است، همه انسان ها موظف به انجام آن هستند و استثنا پذیر نیست؛ مانند انجام عبادات واجب و دوری از محرمات، ولی قسم دیگری از اعمالی که خداوند به آن سفارش کرده، مثل برخی از مستحبات،[3] بسته به موقعیت فردی و اجتماعی افراد قابل تغییر است. در این قسم از احکام هر فرد می تواند بر اساس مصلحت شخصی یا اجتماعی خود، با آن برخورد کند. به عنوان مثال گر چه ازدواج امری پسندیده است و در روایات به آن تأکید شده است، اما همین امر برای افراد مختلف با روحیه های متفاوت، از نظر اهمیت در یک درجه نیست، اگر کسی با ازدواج نکردن به حرام می افتد یا دچار تشویش خاطر می شود و از مزاج گرمی برخوردار است، به گونه ای که اگر ازدواج نکند، از وظایف دیگر زندگی باز می ماند، به یقین این امر برای چنین شخصی سزاوار بلکه واجب است و این احتمال بعید نیست، روایاتی که تأکید بر ازدواج دارد، ناظر به این گونه افراد باشد. اما برای کسی که ازدواج، وظایف مهم دیگر زندگی او از قبیل تحصیل، تبلیغ دین و ... را دچار مشکل می کند، می توان از آن چشم پوشی کرد.
حال به بررسی آنچه در باره ازدواج نکردن حضرت عیسی (ع) آمده است می پردازیم:
الف. دوری از دنیا طلبی حاکم بر جامعه
دلایلی در باره ازدواج نکردن حضرت عیسی (ع) در منابع روایی موجود است، از جمله:
1. امام صادق (ع) میفرماید: از حضرت عیسی (ع) سؤال شد که شما چرا ازدواج نمیکنی؟ گفت: ازدواج به چه کار من آید؟ گفتند: دارای فرزندانی خواهی شد، گفت فرزند به چه درد میخورد، اگر زنده بماند باعث گرفتاری میشود، و اگر بمیرد باعث حزن و اندوه است![4]
2. مسیح (ع) به یاران خود گفت: خوراک من گیاهان زمین، و آب خوراکی من از رودخانهها و چشمهها است که با دست های خود آب را مینوشم، روشنائی من نور ماه است، فرش من خاک و بالش من سنگها. لباس من از موهای حیوانات است، فرزندی ندارم تا بمیرد، زنی ندارم تا محزون شود، خانهای ندارم تا خراب شود، مالی ندارم تا تلف شود، پس بنابر این من بی نیازترین فرزندان آدم هستم.[5]
بنابر آنچه گذشت، این روایات نمی تواند ناظر به اصل ازدواج باشد؛ زیرا بر اساس آنچه در آیه 38 سوره رعد آمده، خداوند سنتش بر ازدواج پیامبران بوده است. بنابر این سخن حضرت را باید با توجه به مخاطبان و شرایطی که در آن بوده اند تبیین نمود.
مخاطبان حضرت کسانی بودند که بیش از اندازه گرفتار لذایذ دنیا شده بودند و دست برداشتن از آن برایشان مشکل بود، که سخنان عیسی (ع) نیز ناظر به آن است که چنین توانایی برای بشر وجود دارد، نه آن که حضرت بخواهد اصل ازدواج و فرزنددار شدن را ناپسند بداند.
جالب است قرآن کریم نیز با تمام تأکیدی که بر ازدواج دارد، زن، فرزند و مال را از جهاتی مایه فتنه میداند، چنان که میفرماید: ""ای مؤمنان! در میان زنان و فرزندانتان، دشمنانی برای شما یافت می شوند پس کاملا به هوش باشید و ...زنان و ثروتهایتان تنها آزمونی برای شماست و پاداش بزرگ را باید نزد خدا یافت"[6] که مطمئنا این آیات به معنای مخالفت با ازدواج و داشتن فرزند و نیز به دست آوردن مال و ثروت نیست، بلکه دلبسته شدن به آنها را مورد نکوهش قرار می دهد.
ب. عمر کوتاه و اشتغال مداوم به سفرهای تبلیغی
در علت نام گذاری حضرت عیسی (ع) به مسیح گفته شده است که ایشان سیاح بود. سیاحت، به معنای سیر کردن در زمین برای عبادت و منقطع شدن از خلق معنا شده است؛[7] به همین جهت گفته شده است، ایشان در روی زمین به گردش می پرداخت، پس در هنگام شب بر می خواست و تا صبح نماز می خواند.[8] در روایتی که طبرسی از حضرت علی (ع) در پاسخ به فردی یهودی نقل می کند، سیاح بودن حضرت عیسی (ع) مورد تأیید قرار گرفته است.[9] بنابر این دلیل دیگری که می توان در علت ازدواج نکردن حضرت بیان کرد این است که ایشان به جهت عمر کوتاه و اشتغال مداوم به سفرهای تبلیغی به نقاط مختلف، امکان ازدواج برایشان فراهم نشده است و ازدواج گر چه کار پسندیدهای است، اما به خودی خود واجب نیست و وقتی که کار مهم تری انسان را از اقدام به آن بازدارد ترک آن مانعی ندارد. مسئولیت و کار حضرت عیسی (ع) اهمیت آن، از پرداختن به ازدواج بیشتر بوده است و تشخیص این مطلب نیز با خود ایشان که پیامبر خداوند بود، است.
ج. عقیده مسیحیان در این موضوع
در این باره استاد مطهری (ره) چنین می گوید: یک عقیده خلاف را مسیحیان وارد مذاهب جهان کردند، که علت زن نداشتن حضرت عیسی (ع) این بود که زن عنصر گناه و شیطان کوچک است و ازدواج و مسائل جنسی مانع رشد و تعالی انسان میشود، به اعتقاد آنان مرد به خودی خود گناه نمیکند و زن که شیطان کوچک است مرد را وسوسه می کند و او را به گناه وا میدارد. به اعتقاد مسیحیان، اساساً قصه آدم و شیطان و حوّا این طور شروع شد که شیطان نمیتوانست در آدم نفوذ کند، لذا با فریب دادن حوا، واسطه فریب آدم مهیا شد. در تمام تاریخ همیشه به این گونه بوده است که شیطان بزرگ زن را و زن مرد را وسوسه میکند. اصلًا داستان آدم و حوّا و شیطان در میان مسیحیان به این شکل درآمد. ولی قرآن درست خلاف این را میگوید؛ قرآن وقتی داستان آدم و شیطان را ذکر میکند، برای آدم اصالت و برای حوّا تبعیت قایل نمی شود، این دروغی را که به مذهبها بسته بودند زدود و بیان داشت که جریان عصیان انسان چنین نیست که شیطان اول زن را وسوسه و به واسطه او مرد گمراه شود، شیطان هر دو نفر را مورد خطاب خود قرار داد و قسم دروغ خورد، از این رو مقدار لغزش آدم و حوا یکسان بوده و برتری یکی از آنان بر دیگری مطرح نبوده است. شاید برای همین است که قرآن گویی عنایت دارد که در کنار مردان پاک از زنان پاکیزه یاد کند و در مواردی جایگاه زن را برتر دانسته است.[10]
یاد آوری این نکته ضروری است، که این مسئله در میان مسیحیان مورد اختلاف است و عده ای از آنان (اگر چه در ادعا) نقطه مقابل سخن استاد مطهری را گفته اند تا آن جا که حتی قایل به حرمت طلاق زن شده اند، و مسئله ازدواج نکردن حضرت عیسی (ع) و پیروی کشیشان و راهبان از ایشان را ناشی از علل دیگری می دانند.
د. جدا بودن حساب اولیای الاهی از عموم مردم در قسمتی از کردار
یکی دیگر از مسائلی که توجه به آن ضروری است، ممکن است به جهت موقعیت ویژه اولیای الاهی در جامعه، اموری از ناحیه خداوند یا خود ایشان مورد توجه قرار گیرد، که از دیگران خواسته نشده باشد؛ مانند وجوب نماز شب برای رسول خدا،[11] زهد حضرت علی (ع) در زندگی شخصی، در حالی که خود حضرت می فرمایند، این گونه زندگی، در توان شما نیست و از شما خواسته هم نشده است.[12] از این رو شاید عمل شخصی حضرت عیسی (ع) از این امور باشد.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
[1]رعد، 38.
[3] ازدواج در حکم اولیه مستحب است، و در صورتی واجب می شود که انسان به حرام افتد.
[4] مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج 14، ص 238، ح 15، مؤسسة الوفاء، بیروت، 1404 ق.
[5] همان، ج 67، ص 314، ادامه ح 19.
[6] تغابن، 14-15.
[7] ابن منظور، لسان العرب، ج 2 ص 492، دار الفکر، بیروت، 1414ق.
[8] واسطی زبیدی، سید مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، ج 4 ص 98، دار الفکر، بیروت، 1414ق.
[9] طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج، ج 1، ص 225، نشر مرتضی، مشهد مقدس، 1403ق.
[10] ر.ک: مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج 17، ص 402، انتشارات صدرا، قم، 1383 ش.
[11]طوسی، محمد بن حسن، َتهذیب الأحکام، ج 2، ص 242، ح 28، دار الکتب الإسلامیة، تهران، 1365ش.
[12]ر.ک: امام علی (ع) نهج البلاغة، ص 52، انتشارات دار الهجرة، قم.
حضرت امام هادی علیه السلام:
كسی كه از خود راضی باشد
خشمناكان نسبت به او بسیار شوند
(بحارالانوار - ج 78 - ص 369)
أُولئِكَ عَلَیْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ
آن ها كسانى هستند كه
الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده
و آنانند هدایت یافتگان.
(002 | البقرة - 157)
یَهْدی بِهِ اللهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ
وَ یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ
وَ یَهْدیهِمْ إِلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ
خداوند به بركت آن، كسانى را كه از رضاى او پیروى كنند
به راههاى سلامت و امنیت، هدایت مى كند
و به فرمانش، آنان را از ظلمت ها خارج ساخته به سوى نور مى برد
و آنها را به سوى راه راست، هدایت مى نماید.
(سورة مائده - آیة 16)
حضرت امام امیرالمومنین علی علیه السلام:
ارزش هر انسانی
بستگی به نیكی هایی است كه انجام می دهد
(بحارالانوار - ج 78 - ص 37)
خانه بهترين جايگاه زن :
حضرت فاطمه (عليهاالسلام ) فرمودند: نزديكترين حالت زن به پروردگارش وقتى است كه در خانه خودش باشد.(124)
پوشش كامل :
+قال رسول اللّه (ص ): اَيُّما امرَاءه نَزَعَت ثِيابَها فِى غِيرِ بَيتِها
خَرَقَ اللّهُ عَنها سِترَه . اَيُّما اِمرَاءَهٍ وَضَعَت ثِيابَها فِى
غَيرِ بَيتِ زَوجِها فَقَد هَتَكَت سَترِ ما بَينَها وَ بَينَ اللّهِ
عَزوّجل .(125)
پيامبر فرمود: هر زنى لباسش را در غير خانه اش بيرون بياورد خداوند پرده او را خواهد دريد.
هر زنى كه لباسش را در خارج از خانه شوهر بيرون بياورد (پوشش او كامل نباشد) بدرستى كه حرمت بين خود و خدايش را هتك نموده است !
آرايش و استعمال عطر در خارج از خانه :
پيامبر (ص ) در ضمن حديثى نهى فرمودند: كه زن براى ديگران خود را بيارايد و
فرمود: اگر براى غير شوهر، خود را آرايش نمود لازم است خداوند او را با
آتش بسوزاند.
و فرمود: زنى كه خود را براى ديگران خوشبو كند او خود آتش است و ننگ محسوب مى گردد.
و فرمود: واى بر زنان از دو سرخى طلا و جامه زيبا (كه دو وسيله زينت هستند و موجب فتنه مى باشند).
امام صادق (ع ) از پيامبر (ص ) نقل كردند كه فرمود: هر زنى كه خود را خوشبو
كند و از خانه خارج شود مورد لعنت قرار مى گيرد تا به خانه مراجعت كند.