مسئولیتهای انسان در برابر خدا امام زمان(عج) چنان
که کفعمی در کتاب شریف مصباح نقل میکند و محدث قمی در مفاتیحالجنان
میآورد، در گام نخست به مسئولیتهای انسان در برابر خداوند اشاره میکند و
میفرماید:
۱- اللهم ارزقنا توفیق الطاعه و بعد المعصیه: خدایا توفیق
طاعت خود و دوری از معصیت را به ما روزی گردان. درحقیقت مسئولیت نخست انسان
در برابر خداوند است و این مسئولیت در چارچوب طاعت از خداوند معنا
مییابد. خداوند در قرآن بارها از انسانها میخواهد که اطاعت خود از خدا
را در چارچوب دین اسلام نشان دهند؛ (آل عمران، آیات ۳۲ و ۱۳۲؛ نساء، آیه
۵۹؛ مائده، آیه ۹۲) زیرا این اطاعت زمینهساز رسیدن انسان به خداوند
میباشد و این امکان را به بشر میدهد تا با تخلق به اخلاق الهی و صفات و
اسمای خداوندی، خدایی شده و در مقام خلافت الهی قرار گیرد و به کمال مطلق
خود برسد و از نقص رهایی یابد. (بقره، آیات ۳۰ و ۳۸) البته از نظر قرآن
اطاعت از خداوند در اطاعت از دین اسلام، پیامبر(ص) و اولواالامر(ع) معنا و
ظهور مییابد. (آل عمران، آیات ۳۲ و ۱۳۲؛ نساء، آیه ۵۹؛ مائده، آیه ۹۲ و
آیات دیگر) کسی که بخواهد این مسئولیت خود را در قبال خداوند به انجام
رساند باید از معصیت پرهیز کند؛ زیرا عصیان نقیض اطاعت است و کسی که عصیان
میورزد از اطاعت سرباز میزند. بنابراین، بزرگترین خطر برای هر انسانی،
عصیان از اطاعت است، چنان که ابلیس اینگونه عمل کرد و موجبات لعن و رانده
شدن خود را فراهم آورد. ریشه این عصیان میتواند تکبر و استکبار یا جهل و
غرور یا هر امر دیگری باشد. بنابراین انسان باید همواره بکوشد تا گرفتار
عصیان نشود و از خطر بزرگ سقوط در شقاوت و دوری از خداوند پرهیز کند.
(بقره، آیه۹۳؛ یونس، آیات۱۵ و ۹۱؛ مریم، آیه۱۴)
۲- و صدق النیه: صداقت
در نیت از دیگر مسئولیتهای انسان در برابر خداوند است؛ زیرا اگر حسن
فاعلی در کسی تحقق نیابد، عمل او هر چند که از حسن فعلی برخوردار باشد و از
مصادیق عمل صالح باشد تأثیری نخواهد داشت. هر کار نیکی میبایست با نیت
خیر و خدایی همراه باشد. از اینرو در آموزههای قرآنی بر نیت خالص تأکید
بسیاری شده و از انسانها خواسته شده که در انجام کارهای نیک، غیر خدا را
شریک نگیرند؛ چرا که در این صورت آن عمل نیک و کار خوب هیچگاه بالا
نمیرود و موجب رشد و بالندگی انسان نمیشود؛ زیرا عمل نیک و صالحی بالا
میرود و انسان را میسازد که همراه با نیت خالص و خیر الهی باشد. (فاطر،
آیه۱۰؛ انسان، آیات۸ تا ۱۰) پس اگر کار نیک و عمل صالح با صدق نیت و خلوص و
وجهالله بودن همراه نشود، از مصادیق شرک است و هیچ فایده و تأثیری نخواهد
داشت. این خطری است که کارهای خوب انسان را تهدید میکند؛ چنانکه عمل
ریایی نیز اینگونه است و موجب تباهی اعمال نیک عبادی و اعمال صالح میشود.
(ماعون، آیه۶).
۳- و عرفان الحرمه: مسئولیت دیگر انسان شناخت حرام از
حلال است؛ زیرا هرچند که اصل، حلیت هر چیزی است و این قاعده کلی در همه
زندگی بشر است؛ چون هر چیزی که خداوند آفریده خیر است و شر نیست، ولی باید
توجه داشت که نسبت انسان به اشیاء و امور با نسبت آن چیز با جهان هستی
متفاوت است؛ زیرا اگر هر چیزی برای خودش مفید و در وجودش خیر است، ولی نسبت
به انسان میتواند شر و موجبات ضرر باشد. از آنجایی که بخش کوچکی از امور و
اشیاء موجود در جهان برای انسان دارای ضررو زیان است میبایست آنها را
بشناسد و از آن پرهیز کند. در حقیقت، شناخت مجموعه کوچکی از محرمات به
انسان این اجازه را میدهد تا از آنها پرهیز کرده و خود را از آسیبهای
یقینی و یا احتمالی آن حفظ کند. اگر اصل در رانندگی حرکت در مسیر است، ولی
شناخت برخی از قوانین بازدارنده و مقررات راهنمایی و رانندگی چون وجود
دستانداز، چراغ راهنمایی، خطوط متمدد و منقطع و مانند آن میتواند سلامت
رانندگان را در جاده تضمین کند. هرچند که برای حضرت آدم(ع) تنها یک چیز به
عنوان میوه درخت ممنوع، حرام بود ولی برای ایشان و فرزندانش پس از هبوط به
دنیا، اموری دیگر حرام شده است که باید آن محرمات را بشناسد و از آنها
اجتناب ورزد. بنابراین، بزرگترین خطری که انسان را در برابر اطاعت از
خداوند تهدید میکند، عدم شناخت محرماتی است که موجب عصیان، دوری و گناه
میشود و آسیبهای جدی به انسان وارد میسازد.
۴- و اکرمنا بالهدی و
الأستقامه: در این عبارت به مسئولیتی اشاره شده است که میتواند زندگی
انسان را متحول سازد؛ زیرا انسان پس از هبوط در دنیا، اگر بخواهد به کرامت
انسانی خود بازگردد و خلافت الهی را به عهده گیرد، نیازمند هدایت الهی از
طریق عقل و وحی است، زیرا شرایط زندگی دنیا میتواند عقل را با فجور و
عصیان و گناه در پرده قرار داده یا ممهور کند.
بنابراین، خطر بزرگی که
انسان را در دنیا تهدید میکند، فقدان هدایت عقلانی و وحیانی است. افزون بر
این خطری که انسان بدان تهدید میشود، خطر عدم استقامت است. استقامت به
معنای پایداری در مسیر قوام و راستی است. بسیاری از انسانها گامهایی را
برای خودسازی برمیدارند ولی هرگز به پایان نمیرسند و در میان راه یا خسته
میشوند و یا بریده میگردند و یا برای رسیدن، گامهایشان سست میشود.
فقدان عزم و استقامت، بزرگترین دشمن دیرین بشر بوده و هست. از این رو حضرت
آدم(ع) به سبب همین فقدان عزم و استقامت در دام ابلیس گرفتار میشود. (طه،
آیه ۱۱۵) و حضرت پیامبر(ص) هنگامی که مامور میشود تا خود و امت خویش را
در مسیر استقامت نگه دارد، از این فرمان پیر میشود. (هود، آیه ۱۱۲) چرا که
مسئولیت بزرگ و پرخطری است.
مسئولیتهای انسان در برابر اعضا و جوارح از
جمله مسئولیتهای انسان مسئولیت در برابر اعضا و جوارح خودش است؛ زیرا این
مسئولیتها اگر به درستی اعمال شود، انسان فرصت رشد و کمال را به دست
میآورد و میتواند به رسیدن به مقامات بلند انسانی امید داشته باشد. البته
باید توجه داشت که هر عضوی همان اندازه که برای رساندن انسان به کمال نقش
مهم و اساسی ایفا میکند مانند گوش و چشم که دانشهای مفید را به انسان
میدهد و ابزارهای مهم شناختی و معرفتی میباشد، همان اندازه خطرناک و
خطرساز هم هست.
۵٫ و سدد السنتنا بالصواب و الحکمه: سداد و استحکام
زبان در مسیر درستی و فرزانگی و هدفمندی از جمله مسائلی است که باید شخص
بدان توجه داشته باشد. به این معنا که زبان برای این به انسان داده شده تا
آنچه درست است را بگوید و از نادرستی پرهیز کند. مشکل زبان این است که با
پرگویی، به نادرستی و بیهودگی میافتد و به جای آنکه سخنان مطابق با واقع و
درست بر زبان آورد و به گوش دیگران برساند و زمینه رشد و بالندگی خود و
دیگران را فراهم آورد، سخنان کذب و نادرست بر زبان میراند و یا به بیهودگی
میافتد و سخنان حکیمانه بر آن جاری نمیشود که هدف مثبت و مفیدی را
برساند. در برخی از روایات آمده است که زبان بزرگترین دشمن بشر است.
بسیاری از گرفتاریها و بدبختیهای انسان به سبب زبان است. کسی که زبان خود
را نگه دارد و محکم سخن گوید خداوند بر زبان او قول صواب و حکمت را جاری
میسازد. (نساء، آیه ۹؛ احزاب، آیه ۷۰؛ بقره، آیه ۲۶۹)
۶٫ و املأ
قلوبنا بالعلم و المعرفه: دلهای ما را با علم و معرفت پرکن؛ چرا که قلب،
مرکز علم و دانش و معرفت است؛ همچنان که محل عواطف و احساسات است.
خداوند
بارها در قرآن از بیماری قلب سخن به میان آورده است. زنگار گرفتن قلب به
سبب گناهانی است که انسان مرتکب میشود و اجازه نمیدهد تا به عنوان منبع
شناخت و معرفت و علم و دانش شود. علم به معنای دانش به کلیات، و معرفت به
معنای دانش به جزئیات نیاز انسان است تا مسیر خود را بشناسد و در آن مسیر
حرکت کند و خود را به کمال مطلق برساند. اگر قلب انسان به علم ومعرفت پر
نشود، زنگار میگیرد و از رشد و بالندگی باز میماند. بیگمان اصل انسانیت
را باید در قلب او جست؛ زیرا همه اعضا و جوارح دیگر در خدمت قلب هستند.
(بقره، آیات ۷ و ۱۰ و ۷۴ و ۸۸؛ اعراف، آیات ۱۷۹ و ۱۹۵) اگر انسان بتواند
قلب خود را مدیریت کند همه اعضا و جوارح خود را مدیریت کرده است و از جهل و
نادانی گریخته و به بصیرت دست یافته است. کسانی به این علم و معرفت
میرسند که دارای تقوا باشند. (بقره، آیه ۲۸۲ و آیات دیگر)
۷٫ و طهر
بطوننا من الحرام و الشبهه: شکمهای ما را از حرام و شبهات پاک گردان؛ زیرا
اگر به حرام و غذاهای شبههناک نزدیک شویم، همه وجود ما آلوده به زنگار
میشود و دیگر توانایی تشخیص حق از باطل و خوب از بد را از دست میدهیم؛
چرا که لقمه به شکل خون در همه اعضای بدن ما حرکت میکند و مغز و قلب ما را
تحت تاثیر خود قرار میدهد. غذای آلوده، فکر آلوده و پلید را میسازد و
قلب را مریض میکند و عقل را از انسان میگیرد. بنابراین، خطری که شکم را
به عنوان یک عضو انسانی تهدیدمیکند، حرام و شبهه است.(نساء، آیه ۱۰)
۸٫
و اکفف ایدینا عنالظلم و السرقه: دستهای ما را از ظلم و سرقت باز دار؛
چرا که دستها همواره به تجاوز به حقوق دیگران خو میگیرد و این بزرگترین
خطری است که دستان ما را تهدید میکند. انسانی که به ظلم و سرقت خو گیرد،
وجودش را از غذاهای حرام انباشته میکند و اجازه نمیدهد تا در مسیر کمال
رشد و بالندگی خود قرار گیرد.
۹٫ و اغضض ابصارنا عن الفجور و الخیانه:
چشمهای ما را از فجور و خیانت بپوشان؛ زیرا چشم اگر عادت کند تا به هر
چیزی بنگرد و پردههای حیا و عفت را بشکافد و با چشمچرانی، راه خیانت را
بپیماید، در حرام میافتد که جز خواری و ذلت و شقاوت چیزی را به همراه
نخواهد داشت. از این رو خداوند از پوشاندن چشمان از فجور وخیانت بارها سخن
میگوید و در قرآن بدان دعوت میکند؛ (مومنون، آیات ۶ و ۷ و آیات دیگر) چرا
که سلامت چشم، سلامت قلب را به همراه خواهد داشت؛ چنان که سلامت شکم از
غذاهای حرام و سلامت قلب و جان و روان آدمی را به دنبال دارد.
۱۰٫ و
اسدد اسماعنا عن اللغو و الغیبه: استحکام و استواری گوش از لغو وغیبت یکی
دیگر از مسئولیتهای بشر در برابر اعضای خود است. انسان مسئول است تا به جای
لغو و بیهوده، گوش خود را با حکمت و سخنان مفید پر کند و اجازه ندهد تا
غیبت بشنود و مطالب نادرست و درست درباره دیگران که ایشان را ناخوش میآید
بشنود و دل را بدان کدر و تیره سازد. (مومنون، آیه۳؛ حجرات، آیه ۱۲)
مسئولیتهای انسان در برابر اقشار مردم
افزون
بر مسئولیتهای کلانی که انسان در برابر خدا و اعضا و جوارح خود دارد،
مسئولیتهایی هم در برابر دیگران دارد. این مسئولیتها متوجه شخص به عنوان
نقش اجتماعی که به عهده دارد میباشد. به سخن دیگر، هر انسانی با توجه به
نقش و مسئولیتهای اجتماعی، مسئولیتهایی در برابر دیگران دارد که میبایست
به درستی انجام دهد؛ در اینجا به برخی از مسئولیتها و نقشهای انسان در
حوزه عمل اجتماعی ونیز خطراتی که این نقشها را تهدید میکند اشاره میشود:
۱۱- و علیالمتعلمین بالجهد و الرغبه: کسی که در مقام تعلم و کسب دانش
است هزگز نباید از جهاد علمی که جهاد کبیر است دست بر دارد (فرقان، آیه
۵۲) و در این راه همواره باید با انگیزههای غیرمادی و دستیابی به حکمت
هستی و انسان تلاش و کوشش کند. بنابراین، خطری که متوجه این صنف از مردمان
یعنی دانشجویان و دانشپژوهان است، تنبلی و تکاسل در کنار بیانگیزگی و
بیهدفی است.
۱۲- و علی المستمعین بالاتباع و الموعظه: شنوندگان
میبایست سخن حق را بپذیرند و از آن پیروی کرده و از نکات آموزنده و
پندآموز آن درس زندگی بگیرند. کسی که تنها گوش میدهد ولی جان و دلش تحت
تاثیر شنیدههای حق قرار نمیگیرد و به جای پند و اندرز گرفتن به مخالفت
میپردازد، چنین شیوه نادرست، او را به هلاکت میاندازد. یهودیان این گونه
بودند که سخنان را میشنیدند و به جای پندپذیری و پیروی، به مخالفت با آن
میپرداختند. (بقره، آیه ۱۰۴؛ نساء، آیه ۶۴)
۱۳- و علی العلماء بالزهد و
النصیحه: دنیاطلبی و رغبت باطنی به آنچه وابسته به دنیاست، بزرگ ترین
آفت دانشمندان است. لذا آنان باید بکوشند تا ملکه زهد و بیرغبتی به
زینتهای حقیقی و اعتباری دنیا را در خویش تقویت کنند، به گونهای که در
باطن به دنیا و متعلقاتش بیمیل شوند و زندگی دنیا را جز برای آبادساختن
آخرت نخواهند و بدین وسیله زمینهساز اصلاح خویش و رفتار مردم منتظر باشند.
واژه «نصح» به معنی خلوص تمام و نزاهت از هر شائبه و ناخالصی است. از این
بخش نورانی چنین برمیآید که دانشمندان باید هم در اندیشه و قول و فعل خویش
از هر شائبه آلودهکنندهای پیراسته باشند و هم با یکرنگی و خلوص، خیرخواه
امت باشند و جز به خیر و صلاح آنان نیندیشند، سخن نگویند و کار نکنند.
چنین عالمانی از انتظار راستین برخوردارند، زیرا امام منتظر آنان در زهد و
نصیحت برترین انسان عصر خویش است و آن کس که با امامش سنخیت ندارد، منتظر
او نیست.
۱۴- و علی مرضی المسلمین بالشفاء و الراحه: مسلمان اگر بخواهد
به مسئولیتهای فردی و اجتماعی و دینی خود عمل کند نیازمند سلامت و آسایش و
آرامش است. از این رو خداوند به مسلمان این امکان را بخشیده است تا در
سلامت و آرامش و آسایش به خدمت خدا و خلق مشغول شود. اما کسی که مریض است و
از آرامش و آسایش برخوردار نمیباشد نمیتواند مسئولیتهای فردی و اجتماعی
و عبادی و غیرعبادی خود را انجام دهد. از این روست که بزرگترین نعمت،
سلامت و راحتی دانسته شده است. دولت اسلامی وظیفه دارد شرایط را به گونهای
فراهم آورد تا مسلمانان در بهترین حالت از سلامت جسمی و روحی و روانی
باشند تا بتوانند به مسئولیتهای انسانی خود عمل کنند.
۱۵- و علی
موتاهم بالرأفه و الرحمه: تکریم و حرمت مردگان میبایست در دستور کار انسان
و جامعه اسلامی باشد؛ زیرا هرگونه کوتاهی در حق ایشان به معنی نادیده
گرفتن حقوق انسانی زندگان نیز میباشد. ارتباط روحی میان زندگان و مردگان
در جامعه اسلامی به گونهای است که نمیتوان مردگان را به معنای واقعی،
نیست شده دانست بلکه حضور آنان به ویژه مخلصان و عباد صالح و شهیدان و
عالمان در زندگی زندگان امری انکارناپذیر است. بنابراین دعا در حق ایشان به
عنوان رأفت و رحمت، در حقیقت پذیرش حضور آنان در زندگی زندگان و
تأثیرپذیری از آنهاست.
۱۶- و علی مشایخنا بالوقار و السکینه: خطری که
پیران را تهدید میکند، فقدان وقار و سکونت و آرامش است. بنابراین لازم است
تاانسان در هنگام پیری توجه بیشتری به مسئله وقار و سکونت خود داشته باشد و
به کوچکترین چیزی از کوره در نرود و خشم نگیرد. سنگینی و وقار در پیران
میتواند باعث حفظ حرمت و تکریم آنان شود و از پرخاشگری و اهانت جوانان
درامان باشند هرچند که بر جوانان و فرزندان است که نسبت به پیران و والدین
تکریم و احسان کنند ولی بر پیران است تا خود شخصیت خود را حفظ کرده و با
وقار و سنگینی در جامعه زندگی کنند و به کوچکترین امری خشمگین نشوند و
بهانهگیری نکنند. وقار به معنای متانت و سنگینی و در برابر خفت و سبکی
است. براساس این بخش از دعای نورانی ولیعصر(عج) بر کهنسالان بایسته است در
اندیشه و عمل، متانت خویش را حفظ کنند و از هر عملی که از قدر و قیمت آنها
بکاهد و جایگاهشان را پایین آورد بپرهیزند. همچنین بر آنان است که سکینه
در پیش گیرند. سکینه همان استقرار و آرامش جسمی و روحی است. اگرچه اقتضای
طبیعت کهنسالی کمصبری و بیقراری است، اما بر پیران منتظر امام غایب
شایسته و بایسته است تا به هنگام غضب و یا هر زمینه تحریکی دیگری که آنان
رابه اضطراب و بیثباتی در گفتار و رفتار میکشاند، آرامش و وزانت خویش را
حفظ کنند.
۱۷- و علیالشباب بالانابه و التوبه: جوانان درمعرض گناه و
فجور بیشتری هستند؛ زیرا زمان جوانی اوج رشد و شکوفایی جنسی و غیرجنسی
میباشد و قوای جسمی ایشان بیشترین فعالیت و تحرک را دارد. بنابراین بر
جوانان است که همواره هوشیار باشند و به توبه و بازگشت به درگاه خدا
بیندیشند و هرگاه مرتکب خطا و اشتباه و گناهی شدند به درگاه خداوند
بازگردند.
۱۸- و علی النساء بالحیاء و العفه: زنان در معرض خطر
بیحیایی و بیعفتی هستند. بنابراین لازم است تا به این دو مسئله توجه
بیشتری کنند. سلامت زنان در حیا و عفتشان است و آنها اگر خود را حفظ کنند
جامعه نیز سلامت مییابد و مشکلات بسیاری از جامعه رخت میبندد؛ اگر جامعه
زنان خود را نگه دارد و از حجاب و مانند آن بهره گیرد میتوان امید داشت که
از سلامت جامعه برخوردار خواهیم بود.
۱۹- و علی الاغنیاء بالتواضع و
السعه: مشکل و آفت اساسی ثروتمندان، تکبر و بخل ایشان است. از این رو
خواهان تواضع و فروتنی و دست و دلبازی آنان میشود. اگر ثروتمندان تواضع
کنندو تکبر را کنار بگذارند و حق مردم تهیدست و نیازمند را از وسعت روزی
خویش بدهند، دلهای ایشان نیز وسیع میشود. سعه در این جا به معنای دست و
دلبازی و عدم بخل و خساست است.
۲۰- و علی الفقراء بالصبر و القناعه: از
سوی دیگران بزرگترین خطری که فقیران با آن مواجه هستند، فقدان صبر و
قناعت است. نداشتن صبر موجب میشود که نسبت به خداوند گستاخ شوند و حتی خود
را به تکدیگری زده و ذلت و خواری را بپذیرند. قناعت و بهرهمندی از
داشتهها بیتوجه به داشتههای دیگران میتواند ایشان را به سلامت نگه دارد
و موجب کفرشان نشود؛ زیرا نزدیک است که فقر به سبب همین فقدان صبر و قناعت
به کفر و خواری انسان بکشد.
۲۱- و علی الغزاه بالنصر و الغلبه:
رزمندگان خواهان پیروزی و چیرگی بر دشمنان هستند، ولی باید توجه داشته
باشند که پیروزی و غلبه تنها در سایه وحدت و ایمان خواهد بود.
۲۲- و
علی الاسراء بالخلاص و الراحه: اسیران و شاید زندانیان غیرعمد نیازمند
رهایی و راحتی از اسارت و زندان دشمن و بازگشت به خانه خود هستند. توجه به
اسیران جامعه میبایست در دستور کار باشد و هرگز جامعه اسیران خود را از
یاد نبرد.
۲۳- و علی الامراء بالعدل و الشفقه: مشکل و خطر بزرگی که
قشر رهبران و مدیران ارشد کشوری را تهدید میکند، ظلم و بیرحمی است.
بنابراین باید همواره با عدالت و شفقت نسبت به مردم رفتار کنند و خود را از
ظلم و بیرحمی در حق ملت دور نگه دارند.
۲۴- و علی الرعیه بالانصاف و
حسن السیره: مشکل ملتها در برابر رهبران سیاسی و اجتماعی خود این است که
بیرون از دایره انصاف داوری میکنند و برخلاف سیره عقلایی و چارچوبهای
قانونی رفتار می نمایند. از این رو قضاوتهای آنان بعضا بسیار بد و نادرست
است و به توانایی و ظرفیت کشوری و مدیریتی رهبران توجه نمیکنند و خواهان
عدالت فوری و تمام و کمال هستند بیآنکه در تحقق آن خود مشارکت سازنده و
فعالی داشته باشند. قوانین و مقررات را دور میزنند و امید دارند که قانون
همه جادر حق دیگران اعمال شود و خود آن را دور بزنند و در سایه همین رفتار
ناپسند و سیره نادرست، به همه امیدها و آرزوهای خودشان برسند. درحالی که
راه رسیدن به سعادت جمعی، ارزیابی دقیق از داشتهها و دادهها و رفتار و
سلوک خود به عنوان عضوی از جامعه است. مشارکت فعال در اجرای قوانین و
مقررات و انصاف و داوری مبتنی بر ظرفیتها و امکانات میتواند جامعه را به
سوی رشد و شکوفایی حرکت دهد.
۲۵- و بارک للحجاج و الزوار فی الزاد و
النفقه: لازم است تا درباره گردشگران دینی توجه خاص شود و شرایط زیستی و
محیطی خاصی برای عبادت ایشان فراهم آید. حضور در اماکن ناشناخته و سفر در
مسیرهای پر خطر نیازمند آن است که توجه خاصی به گردشگران و مسافران دینی
شود و همواره زاد و توشه آنان بررسی و در صورت کمبود جبران شود.
۲۶- و
اقض ما اوجبت علیهم من الحج و العمره بفضلک و رحمتک یا ارحم الراحمین. همه
ما نیازمند سفرهای زیارتی و رسیدن به مقصد عظمای الهی هستیم. مکه نشانه ای
برای مقصد انسانی است که میبایست همواره مورد توجه باشد و رسیدن به خانه
خدا را به عنوان رسیدن به خدا در دستور کار قرار دهیم.
من آیا زنده ام وقت ظهورت ؟
اگر که آمدی من رفته بودم
اسیر سال و ماه و هفته بودم
دعایم کن دوباره جان بگیرم
بیایم در رکاب تو بمیرم
. ♥اَلـــلّـــ♥ـهـُـــ♥ـمَّ عَـــ♥ـجِـّــ♥ـلْ لِــ♥ـوَلــ♥ـیـــِّکَ ♥الــــْفــ♥ــَرَجْ♥
مـن ز خــــــود هــیچ ندارم که بدان فــــخـــر کنم/هر چه دارم همه از آل محمد(صلی الله علیه و آله)دارم.
علماء ذی حق تشیع را یاد کنید
حتی با یک
صلوات