حرفهای خدا با من........


سوگند به روز وقتی نور می گیرد و به شب وقتی آرام می گیرد که من نه تو را رها کرد ه ام و نه با تو دشمنی کرد ه ام. (ضحی 1-2)

افسوس که هر کس را به تو فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را که مرا به سخره گرفتی. (یس 30)

و هیچ پیامی از پیام هایم به تو مرسید مگر از آن روی گردانیدی.(انعام 4)

و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو قدرتی نداشته ام(انبیا 87)


و مرا به مبارزه طلبیدی و چنان توهم زده شدی که گمان بردی خودت بر همه چیز قدرت داری. (یونس 24)

و این در حالی بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمی توانی از او پس بگیری (حج 73)

پس چون مشکلات از بالا و پایین آمدند و چشمهایت از وحشت فرورفتند، و قلبت آمد توی گلویت و تمام وجودت لرزید چه لرزشی، گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی اما به من گمان بردی چه گمان هایی .( احزاب 10)

تا زمین با آن فراخی بر تو تنگ آمد پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری، پس من به سوی تو بازگشتم تا تو نیز به سوی من بازگردی ، که من مهربان ترینم در بازگشتن. (توبه 118)

وقتی در تاریکی ها مرا بزاری خواندی که اگر تو را برهانم با من می مانی، تو را از اندوه رهانیدم اما باز مرا با دیگری در عشقت شریک کردی . (انعام 63-64)

این عادت دیرینه ات بوده است، هرگاه که خوشحالت کردم از من روی گردانیدی و رویت را آن طرفی کردی و هروقت سختی به تو رسید از من ناامید شده ای. (اسرا83 )

آیا من برنداشتم از دوشت باری که می شکست پشتت؟ (سوره شرح 2-3)

غیر از من خدایی که برایت خدایی کرده است ؟ (اعراف 59)

پس کجا می روی؟ (تکویر 26)

پس از این سخن دیگر به کدام سخن می خواهی ایمان بیاوری؟ (مرسلات 50)

چه چیز جز بخشندگی ام باعث شد تا مرا که می بینی خودت را بگیری؟(انفطار 6)

مرا به یاد می آوری ؟ من همانم که بادها را می فرستم تا ابرها را در آسمان پهن کنندو ابرها را پاره پاره به هم فشرده می کنم تا قطره ای باران از خلال آن ها بیرون آید و به خواست من به تو اصابت کند تا تو فقط لبخند بزنی، و این در حالی بود که پیش از فرو افتادن آن قطره باران، ناامیدی تو را پوشانده بود (روم 48)

من همانم که می دانم در روز روحت چه جراحت هایی برمی دارد ، و در شب روحت را در خواب به تمامی بازمی ستانم تا به آن آرامش دهم و روز بعد دوباره آن را به زندگی برمی انگیزانم و تا مرگت که به سویم بازگردی به این کار ادامه می دهم. (انعام 60)

من همانم که وقتی می ترسی به تو امنیت می دهم (قریش 3) برگرد، مطمئن برگرد، تا یک بار دیگه با هم باشیم (فجر 28-29)

تا یک بار دیگه دوست داشتن همدیگر را تجربه کنیم. (مائده 54)

ازدواج زوج دانشجو در جوار مزار شهيد گمنام

به گزارش فرهنگ نیوز، آقای محمدی و خانم روشن دانشجویان پردیس قم دانشگاه تهران که مراسم ازدواج خود را در فضایی ساده و به دور از تجملات و با حضور اعضای خانواده و هم کلاسی هایشان برپا کردند هدف از این کار را اقتدا به فرامین مقام معظم رهبری در اجرای سبک زندگی اسلامی ، ترویج ازدواج ساده و کم هزینه و الگوگیری از ایثارگری ها و تجدید عهد با آرمان های شهیدان عنوان کردند.

نامه دختر شهيد كربلا به پدر+تصوير

زمان انتشار: 1391/12/14 - 09:58 |

حج منتشركرد؛

نامه دختر شهيد كربلا به پدر+تصوير

نسخه اي از نامه فاطمه قدوسي دختر روحاني شهيد كه روز گذشته در انفجار كربلا در بين الحرمين به شهادت رسيد در اختيار خبرنگار بعثه در كربلا قرار گرفت.
به گزارش خبرنگار اعزامي پايگاه اطلاع‌رساني بعثه مقام معظم رهبري به كربلاي معلي شب گذشته حجت الاسلام والمسلمين شهيدي مسوول امور فرهنگي وروحانيون بعثه مقام معظم رهبري با حضور در هتل محل اقامت روحاني شهيد قدوسي با مدير و همسفران وي ديدار و ضمن تسليت براي آنها و خانواده محترم او طلب صبر كرد.

در اين ديدار كه در هتل الملاك كربلا انجام شد،احمدي مدير كاروان "تشنگان زمزم فرات" و جمعي از زائرين كه حجت الاسلام قدوسي مسوليت روحاني كاروان آنها را برعهده داشته حضور داشتند.

مدير كاروان تشنگان زمزم فرات كه به گفته خود آشنايي بيش از 30ساله با حجت الاسلام قدوسي دارد در باره ويژگي‌هاي اين روحاني شهيد سخن گفت و علاقه او براي شهادت آنهم در كربلا و آرام گرفتنش در قبرستان وادي السلام را يكي از آرزوهاي بزرگ وي عنوان كرد.

احمدي در ادامه نسخه اي از نامه دختر شهيد قدوسي را كه در تاريخ8/12/91 قبل از اعزام وي به كربلا نوشته بود را در اختيار خبرنگار بعثه قرداد كه تصوير اين نامه را در ادامه مشاهده مي‌كنيد.


مرحوم آیت‌الله بهجت به زیارت کدام امامزاده می‌رفت+تصاویر

به گزارش خبرنگار آئین و اندیشه خبرگزاری فارس، 22 ربیع‌الثانی (سه‌شنبه 15 اسفند) مصادف با سالروز وفات فرزند بلا فصل امام جواد علیه‌السلام، یعنی امام‌زاده موسی مبرقع(ع) است. آستان این امامزاده در خیابان شهید طالقانی قم و در محله معروف به چهل اختران قرار دارد.

حجت‌الاسلام محمد حسین مرالی، تولیت آستان مقدس امامزاده موسی مبرقع (ع) درباره ایشان به خبرنگار فارس گفت: امام‌زاده موسی مبرقع به پنج امام معصوم(ع) منصوب بوده و برادر تنی امام هادی(ع)، عموی امام حسن عسکری(ع) و نوه امام رضا(ع) است.

وی گفت: ولادت موسی مبرقع(ع) در سال 214 هجری قمری بوده و دو سال بعد از امام هادی(ع) در مدینه متولد شده‌اند. مادر بزرگوار ایشان حضرت سمانه نام دارد، وی بانویی باتقوا بوده و لقب سیده به ایشان اعطا شده است.

مدیر آستان موسی مبرقع به ذکر سخنی از فرموده‌‌های امام جواد(ع) راجع به سمانه، مادر موسی مبرقع پرداخت و گفت: امام جواد(ع) می‌فرماید: سمانه حق ما را می‌شناسد و او اهل بهشت است، شیطان بر او تسلطی ندارد و او جزء مادران و صدیقان و صالحان است.

 

 

ورود امام‌زاده موسی مبرقع به قم

حجت‌الاسلام مرالی با بیان این مطلب که موسی مبرقع در سن 42 سالگی و در سال 256 هجری قمری به قم آمدند، تاکید کرد: ورود موسی مبرقع(ع) به قم بعد از به امامت رسیدن برادرشان امام هادی(ع) است. امام هادی(ع) به موسی مبرقع ماموریت می‌دهند تا به شهر قم آمده، به ترویج دین بپردازند و پاسخ گوی سوالات و شبهات مردم باشند.

وی گفت: موسی مبرقع(ع) زمانی که به قم آمدند در خانه ابوخالد اشعری ساکن شدند. ابوخالد از یاران و وفاداران امام رضا(ع) بوده به همین دلیل منزل خود را در خدمت نوه امام رضا(ع) قرار داده و 40 سال در این خانه زندگی کردند.

معجزات چهل اختران

حجت‌الاسلام مرالی اضافه کرد: پس از گذشت چند سال از حضور این بزرگوار در قم، دخترشان و خواهرشان زینب، ام محمد و میمونه (دختران امام جواد) به قم آمدند و پس از وفات در کنار حضرت معصومه(س) به خاک سپرده شدند.

مرالی اظهار داشت: همچنین تعدادی از خاندان و نزدیکانشان هم به قم سفر کرده و با مرور زمان و فوت آنها پیکرهای مطهرشان در نزدیکی همین مکان به خاک سپرده شد و به همین دلیل نام این مکان به چهل اختران معروف است و در آن پیکرهای مردان و زنان و نوزادانی دیده شده است.

وی در این رابطه ابراز داشت: زمانی که سقف امامزاده موسی مبرقع(ع) فرو ریخت، یکی از معتمدین در این مکان حضور داشته و در سن جوانی به سر می‌برد و خود را از لابه‌لای جمعیت عبور داده و به صحن مبارک رسانده بود، زمانی که به آنجا رسیده بود بدنهای امامزادگان را به طور سالم دیده‌ است و این از معجزات چهل اختران است که بدنهای امامزادگان در سرداب در کنار هم و سالم آن هم بعد از 1000 سال دیده شود.

فرزند امام جواد(ع)، خادم حرم حضرت معصومه(س)

حجت‌الاسلام مرالی با بیان اینکه امام‌زاده موسی مبرقع در طی 40 سال حضور در قم به طور مرتب به زیارت عمه شان خانم حضرت معصومه(س) مشرف می‌شدند افزود: وی خادم حرم ایشان بودند و به همراه خواهرشان بانو زینب، با اموال خودشان گنبد و حرم حضرت را بازسازی کردند.

علت نامگذاری امام‌زاده موسی به مبرقع(ع)

مدیر آستان امام‌زاده موسی مبرقع(ع) ادامه داد: موسی مبرقع(ع) همچون حضرت یوسف(ع) دارای چهره زیبایی بودند تا جایی که در هنگام عبور از بازار مردم دست از کسب و کار خود برداشته و به ایشان خیره می‌شدند به همین دلیل، برقع (روی بند) به صورت انداختند تا مبادا باعث گناه فردی شده و این از تقوای ایشان نشأت می‌گیرد و به موسی مبرقع(ع) معروف شدند.

 

نماز خواندن آیت‌الله صافی گلپایگانی کنار ضریح امامزاده موسی مبرقع(ع)

 

توجه علما به آستان امام‌زاده موسی مبرقع

حجت‌الاسلام مرالی با بیان اینکه امامزاده موسی مبرقع(ع) به عنوان یکی از شخصیت‌های برجسته بعد از حضرت معصومه(س) در قم معروف هستند افزود: امامزاده موسی مبرقع(ع) همواره در طول زمان مورد توجه علما و فضلا قرار داشت که از جمله آنها می‌توان به تشریف فرمایی امام خمینی(ره) در سال 1358 به این مکان اشاره کرد و همچنین می‌توان به زیارت آیت الله بروجردی(ره) و آیت الله بهجت(ره) اشاره داشت و از مراجع کنونی نیز آیت الله نوری همدانی، آیت الله صافی گلپایگانی و آیت الله جوادی آملی نیز به طور متناوب به زیارت این امام‌زاده می‌آیند.

 

خانواده



از خاندان پیامبر (ص) تقلید كنید

بهترین دخترهای عالم، حضرت زهرا السّلام علیها بود. بهترین پسرهای عالم و بهترین دامادها هم،حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام بود. ببینید این‌ها چگونه ازدواج كردند؟ هزاران جوان زیبا و با اصل و نسب و قدرتمند و محبوب به یك تار موی علی بن ابیطالب علیه السّلام نمی‌ارزند . هزاران دختر زیبا و با اصل و نسب هم به یك تار موی حضرت زهرا السّلام علیها نمی‌ارزند. آن هایی كه هم از لحاظ معنوی و الهی آن مقامات را داشتند، هم بزرگان زمان خودشان بودند .ایشان دختر پیامبر صلی الله علیه و اله بود. رئیس جامعه اسلامی، حاكم مطلق. او هم كه سردار درجه یك اسلام بود . ببینید چطوری ازدواج كردند؟ چه جور مهریۀ كم، چه جور جهیزیّه كم. همه چیز با نام خدا و یاد او . این‌ها برای ما الگو هستند. همان زمان جاهلانی بودند كه مهریۀ دختران‌شان بسیار زیاد بود مثلاً هزار شتر. آیا این‌ها از دختر پیامبر صلی الله علیه و اله بالاتر بودند؟ از آن ها تقلید نكنید. از دختر پیامبر صلی الله علیه واله تقلید كنید ،از امیر المؤمنین علیه السّلام تقلید كنید.
خطبه عقد 75/02/17

معیشت خانه با مرد است
قرآن می‌فرمايد: «الرجال قوامونَ علی النّساءِ» يعنی سرپرستی امور خانواده به عهده مرد است. مرد بايد برود كار كند. معيشت خانواده به عهده اوست. زن هر چه ثروت دارد مال خودش است. اما معيشت خانواده بر دوش او نيست.
28/6/1379

مفهوم خوشبختی

خوشبختی عبارت است از آرامش، احساس سعادت و احساس امنیت. جشن و اسراف و زیاده‌روی، كسی را خوشبخت نمی‌كند. مهریه و جهیزیه هم كسی را خوشبخت نمی‌كند. پای‌بندی به روشِ شرع است كه انسان را خوشبخت می‌كند.
خطبه عقد 75/02/10

خداوند از زن و مرد تنها خوشش نمی‌آید
خدای متعال از زن و مرد تنها خوشش نمی‌آید، مخصوصا آن‌هایی كه جوانند و بار اولشان است. مخصوص جوان‌ها هم نیست. خدای متعال از زندگی مشترك و مزدوج خوشش می‌آید. آدم تنها، مرد تنها و زن تنها كه همـه عمر را به تنهایی می‌گذراند، از دید اسلامی چیز مطلوبی نیست . مثل یك موجود بیگانه است در مجموعه پیكره انسانی. اسلام این طور خواسته كه خانواده، سلول حقیقی مجموعه پیكره جامعه باشد نه فرد تنها.

خطبه عقد 75/10/05

«كار» همچون نماز و قرآن مانعی برابر آتش





اسلام همين كارى را كه ما ميكنيم، سرپنجه‌ى كارگر انجام ميدهد و نانى براى خود و ديگران فراهم مى‌آورد، عبادت و عمل صالح ميداند. يعنى مسئله‌ى كارگر و كارى كه انجام ميدهد، محدود و محصور نيست به زندگى اين دنيا؛ بلكه خداى متعال در نقشه‌ى جامع زندگىِ طولانى بشر در دنيا و آخرت، براى اين حقيقت، براى اين پديده - يعنى پديده‌ى كار - يك جايگاه والائى درست كرده است. پيغمبر اكرم فرمود: «هذه يد لا تمسّها النّار»(1). وقتى پيغمبر دست كارگر را گرفت و بوسيد، همه تعجب كردند. حضرت فرمود: اين دستى است كه آتش آن را لمس نميكند؛ اين دستى است كه به آتش نميرسد. يعنى نماز شب هم كه ميخوانيم، قرآن هم كه ميخوانيم، توسل هم كه به خداى متعال ميكنيم، در واقع حجابهاى بين خودمان و آتش را ايجاد ميكنيم. كار هم كه ميكنيم، با همين كار، بين خودمان و آتش، ايجاد مانع و حجاب ميكنيم. اين خيلى چيز بالائى است، خيلى چيز مهمى است. اين، نگاه اسلام است.


1 ) إنَّ رَسولَ اللّه صلى الله عليه و آله لَمّا أقبَلَ مِن غَزوَةِ تَبوكَ استَقبَلَهُ سَعدٌ الأَنصارِيُّ ، فَصافَحَهُ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله ، ثُمَّ قالَ لَهُ: ما هذَا الَّذی أكتَبَ يَدَيكَ ؟ قالَ: يا رَسولَ اللّه ، أضرِبُ بِالمَرِّ وَالمِسحاةِ فَاُنفِقُهُ عَلى عِيالی . فَقبَّلَ يَدَهُ رَسولُ اللّه صلى الله عليه و آله ، وقالَ : هذِهِ يَدٌ لاتَمَسُّهَا النّارُ أبَدا .»
انس بن مالك گوید هنگامی كه رسول خدا (ص) از جنگ تبوك بازگشت ، سَعد انصارى به پيشواز وى آمد . پيامبر پس از آن كه دست او را فشرد ، به وى فرمود: به چه سبب دستانت اين گونه سخت و زبر شده است؟» گفت: اى رسول خدا! بيل می زنم و طناب می كشم و خرج زندگی خانواده ام مى كنم . پس رسول خدا(ص) دست وى را بوسيد و فرمود: اين دستى است كه هرگز آتش به آن نمى رسد.

اُسد الغابة ، ابن اثیر  ج 2  ص 269 ؛
تاريخ بغداد، خطیب بغدادی، ج ‏7، ص 353 ؛

مأنوس نمودن جوانان با نماز، وظیفه مطبوعات

متن فیش :
شما مى‌توانيد چيزهاى خوبى به مردم و به جوانان بدهيد. به نظر من، يكى از كارهايى كه همه‌ى شما برادران و خواهران، خوب و بجا مى‌توانيد دنبال كنيد - و شايد وظيفه است كه در مطبوعات خودتان دنبال كنيد - اين است كه جوانان را با نماز مأنوس كنيد. هرطور مى‌توانيد؛ هر كس هرگونه بلد است؛ سعيتان اين باشد. نماز چيز خيلى خوبى است. هركس ميانه‌اش با نماز خوب باشد، بلاشك صلاح و تداوم صلاحش تضمين شده است. خوب بودن ميانه با نماز اين است كه نماز برايش دلنشين باشد؛ و اين نمى‌شود مگر با توجه به مفاهيم نماز و فهميدن نماز. يكى از كارهاى مهم شما بايد اين باشد كه نماز را براى مخاطبان خودتان معنا كنيد. فقط هم نمى‌گويم كه ترجمه‌ى نماز را از اوّل تا آخر در يك شماره بنويسيد؛ نه. نكته‌اى را از نماز بگيريد - مثلاً ركوع، قنوت، راز و نياز، اهدناالصّراطالمستقيم(1) - و روى آن كار كنيد. انسان وقتى كه شصت ساله هم مى‌شود، از اين شصت سال، شايد مثلاً پنجاه سالش را نماز خوانده باشد؛ اما تازه مى‌بيند كه در نمازش چيزهاى جديد پيدا كرده است! نماز با همين ظاهرِ كوچكِ كوتاه، درياى خيلى وسيعى است. سعى كنيد به قدر توانتان، نكته‌اى از هزاران نكته در اين باره را در نشريه‌ى خود تبيين كنيد.

1) سوره مبارکه الفاتحة آيه 6
اهدِنَا الصِّراطَ المُستَقيمَ ﴿۶﴾
ما را به راه راست هدایت کن...

خواستن دایمی صراط مستقیم از خدا




متن فیش :
شما اقلاً در هر نماز دو بار، و هر روز اقلاً ده بار، خدمت پروردگار عرض مى‌كنيد: «اهدناالصّراط المستقيم»(1). معمولاً انسان يك‌بار دعا مى‌كند. اين‌كه دايم صراط مستقيم را از خدا مى‌خواهيم، همان استجابت «استقم كما امرت»(2) است؛ استقامت. بخصوص ماها كه كارگزار و مسؤوليم، بارمان سنگينتر است.


1) سوره مبارکه الفاتحة آيه 6
اهدِنَا الصِّراطَ المُستَقيمَ ﴿۶﴾
ما را به راه راست هدایت کن...




2) سوره مبارکه هود آيه 112
فَاستَقِم كَما أُمِرتَ وَمَن تابَ مَعَكَ وَلا تَطغَوا ۚ إِنَّهُ بِما تَعمَلونَ بَصيرٌ ﴿۱۱۲﴾
پس همان‌گونه که فرمان یافته‌ای، استقامت کن؛ و همچنین کسانی که با تو بسوی خدا آمده‌اند (باید استقامت کنند)! و طغیان نکنید، که خداوند آنچه را انجام می‌دهید می‌بیند!

بردن دل به پیشگاه خدا، در نماز



متن فیش :
يك وقت انسان نماز ميخواند، مثل بقيه‌ى عادات روزانه؛ مسواك ميزنيم - فرض بفرمائيد - ورزش ميكنيم، همين جور نماز هم ميخوانيم در وقت. يك وقت نه، انسان نماز ميخواند، با اين احساس كه ميخواهد حضور در محضر پروردگار پيدا كند. اين يك جور ديگر است. ما هميشه در محضر پروردگاريم؛ خواب باشيم، بيدار باشيم، غافل باشيم، ذاكر باشيم. ليكن يك وقت هست كه شما وضو ميگيريد، تطهير ميكنيد، خودتان را آماده ميكنيد، با طهارت جسم، با طهارت لباس، با طهارت معنوىِ ناشى از وضو و غسل ميرويد خدمت پروردگار عالم. ما در نماز بايد يك چنين احساسى داشته باشيم. رفتيم خدمت پروردگار، عرض كرديم؛ با اين حال وارد نماز بايد شد؛ خود را در مقابل خدا بايد احساس كرد؛ مخاطب بايد داشت در نماز. والّا صرف اينكه يك امواجى را كه ناشى از كلمات و حروف هست، در فضا منتشر كنيم، اين آن چيزى نيست كه از ما خواسته شده. ميشود همينطور گفت: «الحمد للَّه ربّ العالمين. الرّحمن الرّحيم. مالك يوم الدين ...»(1) و امواجش را منتشر كنيم. همين را ميشود با قرائت خوب هم خواند، اما بى‌توجه، كه باز هم همان منتشر كردن امواج صوتى است در هوا. اين، آن چيزى نيست كه از ما خواسته شده. از ما خواسته شده كه در حال نماز دلمان را ببريم به پيشگاه پروردگار؛ از دلمان حرف بزنيم، با دلمان حرف بزنيم؛ اينها مهم است. اين را در وضع ترويج نماز، در نمازى كه خود ما ميخوانيم، نمازى كه به ديگران تعليم ميدهيم، اين نكته‌ى روح نماز را بايد توجه كنيم.

1) سوره مبارکه الفاتحة آيه 1
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ ﴿۱﴾
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر




1) سوره مبارکه الفاتحة آيه 2
الحَمدُ لِلَّهِ رَبِّ العالَمينَ ﴿۲﴾
ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است.




1) سوره مبارکه الفاتحة آيه 3
الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ ﴿۳﴾
(خداوندی که) بخشنده و بخشایشگر است (و رحمت عام و خاصش همگان را فرا گرفته).

نماز موجب آسودگی انسان




متن فیش :
من در روايت خواندم كه وقتى نزديك ظهر يا نزديك مغرب مى‌شد، پيامبر به بلال مى‌گفت: «ارحنا يا بلال»(1)؛ اى بلال! ما را آسوده كن. آسوده كردن، يعنى آن حالت آرامش را به ما ببخش؛ يعنى اذان بگو؛ اذان بگو كه نماز خوانده شود. به‌هرحال خواهش مى‌كنم كه اين توجّه به نماز را داشته باشيد.


1 ) « كما روی أن النبی ص كان ينتظر دخول وقت الصلاة و يقول أرحنا يا بلال
روايت شده است كه حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم انتظار داخل شدن وقت نماز مى‏كشيده‏اند، و به بلال مى‏فرموده‏اند كه: اى بلال ما را آسوده و شادمان كن.»

مفتاح‏الفلاح ، شیخ بهایی  ص 182؛
بحارالأنوار ، علامه مجلسی، ج  79 ص 193؛

تجلیل پیغمبر(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) از فاطمه زهرا ( سلام الله علیها)




متن فیش :
يك بحث هم مربوط به فاطمه‌ى زهرا (سلام الله عليها) است. من حقيقتاً، نه به عنوان تعارف، نه به عنوان يك حرفِ هزاران بار تكرار شده، واقعاً قاصرم؛ زبان قاصر است، دل قاصر است، ذهن قاصر است كه بخواهد از اين مقام بلند تعريف و تجليل كند؛ اين موجود انسانى، اين دختر جوان، اين‌همه فضيلت، اين‌همه درخشندگى، اين‌همه كبريا و عظمت؛ كه كسى مثل پيغمبر وقتى فاطمه‌ى زهرا بر او وارد ميشد، «قام اليها»؛(1) نه فقط بلند ميشد، بلكه بلند ميشد و به سمت او ميرفت. يك وقت يكى وارد اتاق ميشود، شما به احترامش بلند ميشويد؛ يك وقت كسى وارد اتاق ميشود، شما با اشتياق به طرفش ميرويد. اينها مگر شوخى است؟ اين بحثِ پدر - فرزندى نيست. پيغمبر خدا اينجور از فاطمه‌ى زهرا تجليل ميكند؛ رضاى او را رضاى خود، رضاى خود را رضاى خدا؛ سخط او را سخط خود، سخط خود را سخط خدا اعلام ميكند؛ اينها مقامات فاطمه‌ى زهرا است. آن زندگى با اميرالمؤمنين، آن تربيت آن فرزندان. خب، مگر ميشود درباره‌ى اين بزرگوار، امثال ما حرف بزنيم؟


1 ) ما رایت أحدا كان أشبه سمتا و هدیا و دلا، (و قال الحسن: حدیثا و كلاما، و لم یذكر الحسن السمت و الهدی و الدل) برسول الله صلی الله علیه و سلم من فاطمه كرم الله وجهها: كانت اذا دخلت علیه قام الیها فأخذ بیدها و قبلها و أجلسها فی مجلسه، و كان إذ دخل علیها قامت إلیه فأخذت بیده فقبلته و أجلسته فی مجلسها.
عایشه نقل كرده است: من كسی را شبیه‌تر از فاطمه (س) در هیأت و وقار و سیرت به رسول خدا (ص) نديدم (و حسن بن علی گفت در گفتار و كلام و حسن بن علی هیات و وقار و سیرت را ذكر نكرده است) و چون بر پيامبر وارد می شد بلند میشد و به سمت او میرفت و دست او را میگرفت و ميبوسيد و بر جاى خودش می‌نشانيد، و چون پیامبر بر او وارد میشد از جای خود بلند میشد و به سمت او میرفت و دست او را می‌گرفت و می بوسيد و بر جاى خودش می‌نشانيد.

سنن ابی داود، ابوداوود، ج 2، ص 522 ؛
سنن ترمذی، ترمذی، ج 5، ص 361 ؛ الادب المفرد ، بخاری، ص 202 ؛ الصحیح ابن حبان ، ابن حبان، ج 15، ص 403.

اهمیت نماز جمعه در روایات




متن فیش :
اسلام براى نماز جمعه، خيلى اهميت قايل است و من امروز فكر كردم بعضى از رواياتى را كه در باب نماز جمعه هست، بخوانم، تا ببينيد چه‌قدر اين مراسم هفتگى مهم است.
از قول پيامبر خدا(صلّى‌اللَّه‌عليه‌واله) نقل شده كه فرمود: «من كان يؤمن باللَّه و اليوم الاخر فعليه بالجمعه يوم الجمعه»(1). يعنى هر كس كه ايمان دارد، در روز جمعه نبايد نماز جمعه را فراموش كند. از امام باقر(عليه‌السّلام) روايت شده است كه فرمود: «واللَّه لقد بلغنى انّ اصحاب النّبى(صلّى‌اللَّه‌عليه‌واله) كانوا يتجهّزون للجمعه يوم الخميس»(2). يعنى اصحاب پيامبر، در روز پنجشنبه خودشان را براى فردا آماده مى‌كردند، تا به نماز جمعه بروند. در يك روايت ديگر دارد كه اميرالمؤمنين(ع) فرمودند: روز پنجشنبه دارويى نخوريد كه شما را در بستر بيندازد، تا مبادا نماز جمعه‌ى فردا از دستتان برود.(3)
درباره‌ى احترام به نماز جمعه، از امام صادق(عليه‌الصّلاةوالسّلام) روايت است: «ليتزيّن احدكم يوم الجمعه»؛ روز جمعه، خود را زينت كنيد. «يغتسل و يتطيّب و يسرّح لحيته»؛ غسل كنيد، عطر بزنيد و سر و صورت خود را مرتب نماييد. «يلبس انظف ثيابه»(4)؛ تميزترين لباسهايتان را بپوشيد و به نماز جمعه برويد.
در روايت ديگر دارد كه ملائكه‌ى الهى مى‌ايستند و مى‌بينند كه چه كسى زودتر وارد مصلا شد و همين‌طور مى‌نويسند: نفر اول، نفر دوم، نفر سوم، نفر پنجم، نفر صدم؛ تا وقتى كه امام جمعه بلند مى‌شود خطبه را بخواند. (5)يعنى هرچه مى‌توانيد، زودتر در نماز جمعه حاضر شويد.
در يك روايت دارد كه امام مسلمين، زندانيانى را كه به خاطر قرض به زندان افتاده‌اند، روز جمعه يا روز عيد، به نماز جمعه يا به نماز عيد بياورد و محافظ هم برايشان بگذارد و وقتى كه نماز را تمام كردند، آنها را به زندانشان برگرداند؛(6) يعنى حتّى زندانى هم از نماز جمعه محروم نماند.
در يك روايت دارد كه «لو يعلم امّتى ما لهم فيها»؛ اگر مردم منافع اين سه چيز را مى‌دانستند، «ليضربوا عليها بالسّهام»بر سر آن با هم منازعه مى‌كردند. آن سه چيز، عبارت از اذان و زود رفتن به نماز جمعه و قرار گرفتن در صف اول است(7)، كه ممكن است صف اول جهاد يا صف اول نماز جمعه باشد.چندى پيش، من راجع به اذان سفارش كردم و البته گفتم كه صبحها با بلندگو در همه‌جا اذان نگويند، تا مردم از خواب بيدار نشوند. مثل اين‌كه بعضى از مؤمنين، اين قسمت دومش را بيشتر از قسمت اول گوش كردند! آنچه كه مقصود ما بود، اين بود كه در سحرها، هر جايى يك بلندگو صدا نكند؛ ولى معنايش اين نبود كه به هنگام سحر، صداى اذان در شهرى مثل تهران به گوش نرسد! نه، در جايى مثل تهران، اقلاً در چند مسجد از مساجد مهم، خوب است كه با بلندگو اذان پخش بشود؛ حتّى اذان صبح. در شهرهاى كوچك هم به فراخور وسعت آن شهر، مى‌بايست اذان صبح در چندجا پخش بشود. اما در ظهر و شب اذان بگويند؛ هم اذان بلندگو، هم جلوى مساجد، هم داخل مساجد و هم در خيابانها، تا مردم به اذان گفتن عادت كنند.
در يك روايت فرمود: «من ترك الجمعه ثلاثا تهاونا طبع اللَّه على قلبه»(8). هر كس سه جمعه پشت سر هم، از روى بى‌اعتنايى نماز جمعه را ترك كند - اگر كسى كارى داشته باشد، آن مورد بحث نيست - خداوند بر قلب او مهر مى‌زند.


1 ) إنّ اللَّه مع من أطاعه و إن الشّيطان مع من عصاه فاستفتحوا أعمالكم بالصّبر على الجهاد و التمسوا بذلك ما وعدكم اللَّه و عليكم بالّذی أمركم به فإنّی حريص على رشدكم. إنّ الإختلاف و التّنازع و التّثبيط من أمر العجز و الضّعف و هو ممّا لا يحبّه اللَّه و لا يعطی عليه النّصر و الظّفر. أيّها النّاس إنّه قذف فی قلبی أنّ من كان على حرام فرغب عنه ابتغاء ما عند اللَّه غفر اللَّه له ذنبه و من صلّى على محمّد صلّى اللَّه عليه و ملائكته عشرا، و من أحسن من مسلم أو كافر وقع أجره على اللَّه فی عاجل دنياه أو في‏ آجل آخرته، و من كان يؤمن باللَّه و اليوم الآخر فعليه الجمعة يوم الجمعة إلّا صبيّا أو امرأة أو مريضا أو عبدا مملوكا و من استغنى عنها استغنى اللَّه عنه و اللَّه غنيّ حميد. ما أعلم من عمل يقرّبكم إلى اللَّه إلّا و قد أمرتكم به، و لا أعلم من عمل يقرنكم إلى النّار إلّا و قد نهيتكم عنه و إنّه قد نفث الرّوح الأمين فی روعی أنّه لن تموت نفس حتّى تستوفی أقصى رزقها لا ينقص منه شي‏ء و إن أبطأ عنها فاتّقوا اللَّه ربّكم و أجملوا فی طلب الرّزق و لا يحملنّكم استبطاءه على أن تطلبوه بمعصية ربّكم،
استوار است خدا قرين مطيعان خويش است و شيطان قرين عاصيان اوست در كارهاى خويش با صبورى در پيكار. ظفر جوئيد و بدين وسيله چيزهائى را كه خدا بشما وعده داده طلب كنيد هر چه را خدا فرمان داده انجام دهيد كه من بهدايت شما سخت علاقه دارم، اختلاف و نزاع و دو دلى از ناتوانى و زبونى است كه خدا آن را دوست ندارد و بدان فيروزى و ظفر نمى‏بخشد، اى مردم در قلب من نهاده‏اند كه هر كه بر كار حرامى باشد و باميد آنچه نزد خداست از آن چشم بپوشد خدا گناهش را ببخشد و هر كه بر محمّد صلوات گويد خدا و ملائكه ده صلوات بر او گويند، هر كس از مؤمن و كافر نكوئى كند پاداش وى در دنياى حاضر يا هر كه بخدا و روز جزا ايمان دارد مواظب جمعه باشد، مواظب روز جمعه باشد، مگر طفلى يا زنى يا بيمارى يا بنده مملوكى و هر كه از جمعه بى‏نيازى كند خدا از او بى‏نيازى كند كه خدا بى‏نياز و ستوده است، من عملى كه شما را بخدا نزديك كند ندانسته‏ام مگر شما را بدان فرمان داده‏ام و عملى را كه شما را بجهنم نزديك كند ندانسته‏ام مگر شما را از آن منع كرده‏ام، روح امين در قلب من دميد كه هيچ كس نميرد مگر حد اكثر روزى خويش خورده باشد و چيزى از آن كم نباشد و گر چه كند بدو رسد پس از خدا بترسيد و در طلب روزى تأنى كنيد و دير آمدن روزى وادارتان نكند كه آن را بمعصيت پروردگار خويش طلبيد.

نهج الفصاحة ، ابو القاسم پاینده ، ص 815 ؛
بحار الانوار ،علامه مجلسی،ج86 ص211ح56 ؛



2 ) قُلْتُ لَهُ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَاسْعَوْا إِلى‏ ذِكْرِ اللَّهِ قَالَ اعْمَلُوا وَ عَجِّلُوا فَإِنَّهُ يَوْمٌ مُضَيَّقٌ عَلَى الْمُسْلِمِينَ فِيهِ وَ ثَوَابُ أَعْمَالِ الْمُسْلِمِينَ فِيهِ عَلَى قَدْرِ مَا ضُيِّقَ عَلَيْهِمْ وَ الْحَسَنَةُ وَ السَّيِّئَةُ تُضَاعَفُ فِيهِ قَالَ وَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع وَ اللَّهِ لَقَدْ بَلَغَنِی أَنَّ أَصْحَابَ النَّبِيِّ ص كَانُوا يَتَجَهَّزُونَ لِلْجُمُعَةِ يَوْمَ الْخَمِيسِ لِأَنَّهُ يَوْمٌ مُضَيَّقٌ عَلَى الْمُسْلِمِينَ ».
جابر بن یزید گوید به امام باقر (ع) سخن خداوند بلند مرتبه كه می فرماید « به سوی ذكر و یاد خدا بشتابید» گفتم، فرمود عمل كنید و شتاب كنید چرا كه آن روزی است كه مسلمانان در آن در تنگنا هستند و پاداش اعمال مسلمانان به اندازه ایست كه در تنگنا قرار گرفته شده اند و نیكی و بدی در این روز دو چندان می شود و امام[ع] گفت به خدا قسم به من خبر رسیده است كه یاران پیامبر(ص) از پنج شنبه برای روز جمعه آماده می شدند چرا كه آن روز روزی است مسلمانان در آن در تنگنا هستند.

كافی،ثقه السلام كلینی  ج3ص 415ح10؛
تهذیب الاحكام،الشیخ الطوسی ، ج 3 ، ص 236 ح 2 ؛
الامالی،الشیخ الطوسی،ص696ح26 ؛
بحار الانوار،علامه مجلسی، ج87ص22ح4 ؛



3 ) « إِنَّهُ نَهَى أَنْ يُشْرَبَ الدَّوَاءُ يَوْمَ الْخَمِيسِ مَخَافَةَ أَنْ يَضْعُفَ عَنِ الْجُمُعَة »

النوادر ، سید فضل الله راوندی ص 51 ؛



4 ) لِيَتَزَيَّنْ أَحَدُكُمْ يَوْمَ الْجُمُعَةِ يَغْتَسِلُ وَ يَتَطَيَّبُ وَ يُسَرِّحُ لِحْيَتَهُ وَ يَلْبَسُ أَنْظَفَ ثِيَابِهِ وَ لْيَتَهَيَّأْ لِلْجُمُعَةِ وَ لْيَكُنْ عَلَيْهِ فِی ذَلِكَ الْيَوْمِ السَّكِينَةُ وَ الْوَقَارُ وَ لْيُحْسِنْ عِبَادَةَ رَبِّهِ وَ لْيَفْعَلِ الْخَيْرَ مَا اسْتَطَاعَ فَإِنَّ اللَّهَ يَطَّلِعُ عَلَى أَهْلِ الْأَرْضِ لِيُضَاعِفَ الْحَسَنَاتِ».
امام صادق(ع) فرمود هر كدام از شما باید روز جمعه خود را آراسته كند و غسل كند و بوی خوش استفاده نماید و محاسن خود را شانه زند و پاكیزه ترین لباسهایش بپوشد و برای نماز جمعه آماده شود و در آن روز باید آرامش و وقار داشته باشد و بندگی پروردگارش را به زبیایی به جا بیارد و تا جاییكه می تواند كار خیر انجام دهد زیرا كه خداوند بر [احوال] زمینیان آگاه است و نیكی ها را دو چندان می كند.

الكافی ،ثقه السلام كلینی ج3ص417،ح1 ؛



5 ) ِذَا كَانَ يَوْمُ الْجُمُعَةِ نَزَلَ الْمَلَائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ مَعَهُمْ قَرَاطِيسُ مِنْ فِضَّةٍ وَ أَقْلَامٌ مِنْ ذَهَبٍ فَيَجْلِسُونَ عَلَى أَبْوَابِ الْمَسْجِدِ عَلَى كَرَاسِيَّ مِنْ نُورٍ فَيَكْتُبُونَ النَّاسَ عَلَى مَنَازِلِهِمُ الْأَوَّلَ وَ الثَّانِيَ حَتَّى يَخْرُجَ الْإِمَامُ فَإِذَا خَرَجَ الْإِمَامُ طَوَوْا صُحُفَهُمْ وَ لَا يَهْبِطُونَ فِی شَيْ‏ءٍ مِنَ الْأَيَّامِ إِلَّا فِی يَوْمِ الْجُمُعَةِ يَعْنِی الْمَلَائِكَةَ الْمُقَرَّبِينَ.»
امام باقر (ع) فرمود در روز جمعه فرشتگان مقرب كه به همراه آنان كاغذهایی از نقره و قلم هایی از طلا می باشد، فرود می آیند و بر درهای ورودی مسجد بر صندلی هایی از نور می نشینند و [اسامی]مردم را نفر به نفر بر اساس مقام و منزلتشان می نویسند تا زمانی كه امام خارج شود پس كاغذهای خود را می پیچند. و در هیچ روزی جز روز جمعه فرود نمی آیند

الكافی ،ثقة الاسلام كلینی  ج3ص413ح2؛



6 ) « إِنَّ عَلِيّاً ع كَانَ يُخْرِجُ أَهْلَ السُّجُونِ فِی دَيْنٍ مِنَ السِّجْنِ إِلَى صَلَاةِ الْجُمُعَةِ فَيَشْهَدُون‏»

النوادر ، سید فضل الله راوندی ص 56 ؛



7 ) « ثَلَاثٌ لَوْ تَعْلَمُ أُمَّتِی مَا لَهُمْ فِيهَا لَضَرَبُوا عَلَيْهَا بِالسِّهَامِ الْأَذَانُ وَ الْغُدُوُّ إِلَى يَوْمِ الْجُمُعَةِ وَ الصَّفُّ الْأَوَّل‏ »
رسول خدا (ص) فرمود: سه چیز است كه اگر امت می دانستند چه چیزی در آن برای آنان است بر سر آن با هم منازعه مى‌كردند؛ اذان و شتاب به سوی نماز جمعه و صف اول نماز.

النوادر ، سید فضل الله راوندی ص 24 ؛



8 ) « مَنْ تَرَكَ الْجُمُعَةَ ثَلَاثَ جُمَعٍ مُتَوَالِيَةً طَبَعَ اللَّهُ عَلَى قَلْبِهِ ».
امام باقر(ع) فرمود كسی كه سه جمعه پشت سر هم نماز جمعه را ترك كند خداوند بر دل او مهر می زند [تا هدایت نیابد].

تهذیب الاحكام ، شیخ طوسی  ج3 ص238ح14؛
المحاسن،برقی،ج1ص85 ؛ المقنعه،شیخ مفید،ص163 ؛ بحار الانوار،علامه مجلسی،ج86ص163 ؛

احادیث عالی

دستور اسلام به انجام كار به بهترین نحو

اين حديث را مكرر عرض كرده‌ام كه فرمود: «رحم اللَّه امرء عمل عملا فأتقنه(1).» خداوند رحمت كند كارگر و كسى را كه كارى انجام دهد، و خوب و محكم انجام دهد. كارگر مسلمان بايد كارش را بالاتر و بهتر از معيارها و حدود و استانداردهاى كار اجرا كند و تحويل دهد. اين، فرهنگ و دستور اسلامى است.

1 ) رحم اللّه امرءا عمل عملا صالحا فأتقنه
خداوند فردی را كه كار نیكویی انجام دهد و آن [كار] را محكم ومتقن گرداند، مورد رحمت قرار میدهد.

مسائل علی بن جعفر و مستدركاتها، علی بن جعفر (علیه السلام) ص 93  ؛

عشق واقعی

نماز،دعا،نیایش،عشق واقعی
روزی مجنون از روی سجاده شخصی عبور کرد مرد نماز را شکست وگفت:

مردک در حال رازونیاز با خدا بودم برای چه این رشته را بریدی ؟

مجنون لبخندی زد وگفت :

عاشق بنده ای بودم وتو را ندیدم تو عاشق خدا بودی چطور مرا دیدی؟

حضرت آیت الله جوادی آملی در درس اخلاق بیان فرمودند: اخلاق بايد امر حقيقي باشد نه اعتباري چراکه هم مس



علامه جوادی آملی در ادامۀ مباحث درس اخلاق روزهای پنجشنبه که در محل نمازخانه بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسرا تشکیل می گردد، فرمودند:
«اخلاق اگرچه یک سلسله بایدها و نبایدها است و به حسب ظاهر از عناوین اعتباری است، اما از آن جا که انسان یک حقیقت خارجی است (یک) و در حال تکامل و پویایی است (دو) و تکامل او هم اعتباری نیست، بلکه امری حقیقی است (سه) بنابراین آن اموری که باعث تکامل انسان است باید امری حقیقی باشد (چهار)؛ این امر لازمۀ عناصر یاد شده است. بنابراین اگرچه ظاهرا اخلاق، باید و نباید اعتباری است اما یک پشتوانه حقیقی هم خواهد داشت. روشن شد که مسائل اخلاقی هم مسبوق به حقایق خارجی است و هم ملحوق به حقایق خارجی. مسبوق به حقایق خارجی است زیرا از ملاک ها، مصالح و مفاسد واقعی نشأت می گیرد؛ یعنی اگر چیزی حرام شد یک مفسده واقعی در خارج هست که باعث حرمت این کار می شود و اگر چیزی واجب شد یک مصلحت خارجی و واقعی هست که باعث وجوب این کار می شود؛ هرگز چیزی بدون مصلحت و ملاک، واجب یا حرام نخواهد شد. علاوه بر این ملحوق به امور حقیقی نیز است؛ برای این امر شواهد فراوانی در قرآن کریم وجود دارد مثلا این که می گوییم نباید ظلم کرد و ظلم حرام است، این گونه عناوین گرچه اعتباری اند، اما برابر آیات قرآن کریم پیامدهای حقیقی دارند؛ مثلا به این آیه سوره مبارک جن توجه کنید که می فرماید: «وَ أَمَّا الْقَاسِطُونَ فَکانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً» یعنی شخص ظالم در قیامت خودش هیزم جهنم می شود.»
حضرت استاد ادامه دادند: «اسراری در قیامت هست که واقعاً عقل ما به آن ها نمی رسد؛ مثلاً مواد سوخت و سوز جهنم چیست؟ آن ماده انفجاری که آن مواد را می گیراند و می سوزاند و مشتعل می کند، چیست؟ و چگونه انسان را در جهنم می گذارند؟ ممکن است این مسائل برای ما مجهول باشد ولی از آیاتی که شفاف و روشن است انسان می فهمد که هیزم جهنم خود ظالمان هستند ﴿وَ أَمَّا الْقَاسِطُونَ فَکانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً﴾ این ها حطب جهنم هستند. اگر کسی خواست بحث فقهی کند می گوید ظلم حرام است ﴿لاَتَظْلِمُونَ وَ لاَتُظْلَمُونَ﴾ آیات و روایات حرمت ظلم را می خواند ولی آن ها دیگر مسألۀ اخلاقی نیست؛ اگر کسی بخواهد بحث اخلاقی کند به آن دسته از آیات که حرمت ظلم را بیان می کنند اشاره نمی کند؛ این آیات، فقهی اند. بحث در این آیات، فقهی است؛ یک بحث اخلاقی نیست. اگر بحث، بحث اخلاقی است نباید آیاتی از قبیل «لاَتَظْلِمُونَ وَ لاَتُظْلَمُونَ» و مانند آن را بخوانیم؛ بلکه آیه ای نظیر «وَ أَمَّا الْقَاسِطُونَ فَکانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً» باید قرائت شود، یعنی خود ظالم گُر می گیرد و هیزم است. خب این همان «نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ» است که «تَطَّلِعُ عَلَی الْأَفْئِدَةِ»؛ آتش های دنیایی اول لباس را می سوزاند بعد بدن را می سوزاند و از بین می برد، اما آتش اخروی نخست از درون شروع می شود نه از بیرون ﴿نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ ٭ الَّتِی تَطَّلِعُ عَلَی الْأَفْئِدَةِ﴾. بنابراین مرز فنّ اخلاق از مرز فقه کاملاً جداست: آن جا با نهی و امر ثابت می شود؛ این جا با آتش و سمّ بیان می شود که خود ظالم می شود هیزم. آن بیان نورانی حضرت امیر در نهج البلاغه که در ذیل قصۀ عقیل آمده که انسان هرگز به سمّ دست نمی زند، آن هم سمّی که دو بار با شیئی برخورد کرده است. فرمود اگر غذایی را ماری بخورد بعد بالا بیاورد، این غذا دو بار از مسیر سمّ گذشته است؛ یک بار خود مار این غذا را خورده و بار دیگر این غذا از دهان و دستگاه گوارش او بیرون ریخته است؛ خب چنین چیزی را بالا آورده است و هیچ کسی به خوردن چنان چیزی رغبت نمی کند، چه رسد به این بالا آوردۀ مار که دو بار از مسیر سمّ گذشته است. در ذیل قصه عقیل راجع به رشوه، نفرمود این رشوه حرام است؛ این می شد حکم فقهی و مسألۀ فقهی؛ دیگر مسأله اخلاقی نبود. اما از آیندۀ رشوه خبر داد و فرمود آنچه فعلاً هست رشوه است آنچه بعداً می آید، سمّ است. خب اگر این حرمت رشوه یک امر اعتباری بود که به صورت سمّ حقیقی در نمی آید که یا حرمت ظلم اگر یک امر اعتباری بود که به صورت هیزم جهنم در نمی آمد. بنابراین در فنّ اخلاق گرچه به حسب ظاهر باید و نباید است که انسان باید این کار را بکند نباید این کار را بکند، ولی اگر در همین محدودۀ امر و نهی بحث شود، می شود مسألۀ فقهی، اما اگر از گذشته و آیندۀ این امر صحبت به میان آید، می شود مسألۀ اخلاقی.»
ایشان با اشاره به کلام نورانی حضرت امیر (ع) فرمودند:
 «در بیانات نورانی حضرت امیر و همچنین سایر ائمه (علیهم السلام) در مسائل اخلاقی همین نکته بیان می شود. اولین باری که این حدیث را شنیدیم از زبان مبارک سیدنا الاستاد امام راحل بود. ایشان در بحث های پایان سال که موعظه می کردند، این مطلب را فرمودند. بعد ما در جوامع روایی هم این مطلب را یافتیم که ایشان فرمودند زبان بعضی ها در قیامت به قدری دراز می شود که عابران روی آن پا می گذارند و می روند. خب در روایات که مراجعه می فرمایید، روایاتی می بینید که می فرماید این برای کسی است که زبان درازی می کند؛ آبروی این را می برد، آبروی آن را می برد؛ و از محدودۀ خود تجاوز می کند. این زبان درازی کردن، در قیامت به آن صورت در می آید. وقتی کسی فقیهانه حرف می زند می گوید بردن آبروی مردم حرام است؛ وقتی بحث اخلاقی می کند این روایت را می خواند که زبان انسانِ زبان دراز در قیامت به قدری دراز می شود که دیگران روی آن پا می گذارند و می روند؛ این دیگر امر اعتباری نیست. اخلاق هم مسبوق به امور حقیقی است که ملاکات است، هم ملحوق به امور حقیقی است که بهشت و جهنم است؛ بر اساس این برهان که اخلاق باعث کمال انسان می شود و انسان موجود حقیقی است و باید امر مربوط به چنین موجودی، حقیقی باشد نه اعتباری.»
حضرت علامه جوادی آملی در تفسیر فرازهایی از نامه ارزشمند حضرت امیر (ع) به فرزند گرامیشان امام حسن (ع) فرمودند:
«قسمت مهمّ این نامه هم مسائل اخلاقی است. وجود مبارک حضرت امیر برای این که فرزندش امام مجتبی (سلام الله علیهما) و همۀ جوامع بشری را به معارف اخلاقی آشنا کند، گاهی جریان مبدأ را طرح می کند، گاهی جریان معاد را بیان می کند، گاهی معرفت نفس را به میان می آورد و گاهی رابطه فرد و جامعه را طرح می کند. هر یک از این ها، مسائل اخلاقی خاصّ خود را دارد. این که وظیفۀ اخلاقی ما نسبت به مبدأ آفرینش چیست؟ بیان فرموده اند؛ وظیفۀ ما با خودمان چیست؟ بیان فرموده اند؛ در جامعه چه وظیفه ای داریم؟ بیان فرموده اند؛ حالا دارند باز این مطالب را ذکر می فرمایند؛ در این جا رابطه ما با آینده را ذکر می فرمایند که مهم ترین مسأله در مراحل اخلاقی، توجه به مرگ و بعد از مرگ است؛ یعنی انسانی که به مرگ توجه دارد احساس مسؤولیت می کند. مشکل اساسی مردم حجاز آن شرک نبود، برای این که آن ها به وجود خدای سبحان معتقد بودند که واجب الوجود، موجود است (یک) این واجب الوجود هم لا شریک له است (دو) او مدیر کل و ربّ الأرباب و اله الآلهه است (سه) خالق کل هم اوست (چهار) در خلقت هم شریک ندارد (پنج)؛ این ها را مشرکان حجاز قائل بودند، اما مهم ترین مشکل مشرکان حجاز این بود که در ربوبیت جزئی، مشرک بودند و قائل به ارباب متفرّقه بودند. می گفتند ربّ الأرض، ربّ السماء، ربّ الانسان، ربّ الحیات، ربّ الممات؛ این ها غیر از خداست؛ این ها را ما می پرستیم که ما را به الله نزدیک کند. اساس پیچیدگی مشرکان این بود که مرگ را پایان راه می دانستند؛ خب اگر حسابی، کتابی و مسؤولیتی نباشد، انسان رهاست. آنان خدایی که آن اوصاف را داشته بود می پذیرفتند؛ چون «خدا هست» ولی این مسأله، فلسفی و کلامی است اما بازدهی ندارد. اگر انسان در برابر او مسؤول نباشد، اگر بعد از مرگ سؤال و جوابی نباشد، خب اعتقاد به صرف وجود خدا چه تأثیر اخلاقی دارد؟!
 لذا وجود مبارک حضرت امیر در این قسمت فرمود: «یا بُنَی أَکثِرْ مِنْ ذِکرِ الْمَوْتِ»؛ خیلی به یاد مرگ باش! هر لحظه به یاد مرگ باش، یعنی بالأخره انسان کاری که انجام می دهد باید بداند که مسؤول است. توجه به مرگ هم از بهترین مسائل پویایی فرد و جامعه است و هرگز انسان را افسرده، راکد، ساکت و ساکن نمی کند؛ چون مرگ در فرهنگ دین یعنی هجرت، و انسانی که می میرد اول چیزی که از او می پرسند این است که «عُمرک فیما أفنیت»؛ عمرت را در چه راه صرف کردی؟ خب اگر مرگ چنین صحنه ای است که انسان همین که مرد از او سؤال می کنند چه چیزی آوردی؟ عمر را در چه راه صرف کردی؟ توجّه به مرگ پویایی می آورد، نه رکود و افسردگی. آن که مرگ را پایان راه می داند توجه به مرگ برای او رکود می آورد؛ اما آن که مرگ را آغاز زندگی حیات بخش می داند، او را عامل پویایی می داند. فرمود پسرم زیاد به یاد مرگ باش «یا بُنَی أَکثِرْ مِنْ ذِکرِ الْمَوْتِ». این بخش خوانده شد. بعد فرمود: «رُوَیداً یسْفِرُ الظَّلاَمُ» خیلی طول نمی کشد که این تاریکی شب برود و روز برسد. مستحضرید که در قیامت نه شمس هست نه قمر برای این که «إِذَا الشَّمْسُ کوِّرَتْ» شد، «إِذَا النُّجُومُ انکدَرَتْ» شد، «وَ الْأَرْضُ جَمِیعاً قَبْضَتُهُ یوْمَ الْقِیامَةِ» شد، و «وَ الْسَّمَاوَاتُ مَطْوِیاتٌ بِیمِینِهِ» شد، بساط کلّ منظومه شمسی برچیده شد و از نو ساخته شد.
 خب، آن جا نه شمس است نه قمر، ولی از قیامت به روز یاد می شود نه شب. ما در دنیا یک روز داریم در مقابل شب، یک روز داریم مجموعه شب و روز، یک روز داریم به معنای عصر و تاریخ، روز در قیامت به هیچ کدام از این سه معنا نیست. ما در فقه می گوییم صلات یومیه در قبال صلات لیلیه، یک وقت می گوییم صلوات یومیه مجموع این هفده رکعت را می گوییم که مجموع شب و روز است، یک وقت هم می گوییم یوم یعنی روزگار و عصر «الدهر یومان: یومٌ لک و یومٌ علیک» هیچ کدام از این سه معنا در قیامت نیست. او نه روز در مقابل شب است، نه روز به معنی مجموعه روز و شب است، و نه روز به معنی روزگار؛ منتها چون روز جای شفاف و روشن و واضح است و در صحنۀ قیامت، همۀ اسرار بیرون می ریزد و روشن می شود، از صحنه قیامت به روز یاد شده است وگرنه بعضی ها که در دنیا اهل تباهی و سیاهی بودند در صحنۀ قیامت جلوی پای خودشان را نمی بینند. این چنین نیست که برای همه روشن باشد، یک عدّه هستند که «نُورُهُمْ یسْعَی بَینَ أَیدِیهمْ» این ها همان هایی هستند که در دنیا «جَعَلْنَا لَهُ نُوراً یمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ»؛ یک عالم ربّانی وقتی در جامعه حرکت می کند، با نورانیت حرکت می کند که «جَعَلْنَا لَهُ نُوراً یمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ»؛ اما کسی که «الظلم ظلمات یوم القیامة» ظالمانه به سر می برد، چنین کسی در قیامت جلوی پای خودش را هم نمی بیند. شمس و قمری که نیست؛ انسان باید از این جا نور را به همراه خود ببرد؛ اگر کسی چراغ راهنما نداشت، آن جا در تاریکی است دیگر؛ این که در سوره مبارک حدید فرمود منافق و امثال منافق به مردان الاهی می گویند: «انظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِن نُورِکمْ قِیلَ ارْجِعُوا وَرَاءَکمْ فَالْتَمِسُوا نُوراً» منظور همین است. خب آن ها روشنند و این ها تاریک؛ کنار هم ایستاده اند؛ این نور را از درون خود دارد نه از شمس و قمر، آن دیگری هم که درونش تاریک است و نوری ندارد. فرمود «رُوَیدا» پسرم خیلی به یاد مرگ باش، بالأخره بعد از یک لحظۀ کوتاه پرده ها کنار می رود «رُوَیداً یسْفِرُ الظَّلاَمُ» این تاریکی ها اِسفار می شود، روشن می شود؛ «کأَنْ قَدْ وَرَدَتِ الْأَظْعَانُ» اضعان جمع ضعینه است از همان «یوم ضعنکم» که در قرآن وجود دارد؛ ضعن یعنی کوچ، ضعینه آن هودج را می گویند، فرمود روزی است که این هودج ها و این بارها به مقصد می رسد؛ مسافرها پیاده می شوند؛ «یوشِک مَنْ أَسْرَعَ أَنْ یلْحَقَ» آن کسی که قدری تند برود زودتر به مقصد می رسد. بعد فرمود: «وَ اعْلَمْ یا بُنَی أَنَّ مَنْ کانَتْ مَطِیتُهُ اللَّیلَ وَ النَّهَارَ فَإِنَّهُ یسَارُ بِهِ وَ إِنْ کانَ وَاقِفاً وَ یقْطَعُ الْمَسَافَةَ وَ إِنْ کانَ مُقِیماً وَادِعاً» شما دو مرکب دارید یکی سفید یکی سیاه به نام شب و روز؛ و این دو مرکب در حال حرکتند؛ حالا شما ایستاده باشید برخی در ماشین آرام آرامند بستۀ ماشین هستند اما ماشین دارد می رود، فرمود شب و روز دو مرکب است و شما چه راکب باشید چه نباشید، می روید.
وجود مبارک حضرت امیر در بیانات دیگر فرمود: «نَفَسُ الْمَرْءِ خُطَاهُ إِلَی أَجَلِهِ» خُطاه جمع خُطوه است یعنی گام؛ اگر کسی پای راستش را یک جا بگذارد پای چپش را یک جا بگذارد، آن پای راست را می گویند قدم آن پای چپ را هم می گویند قدم، اما گام، فاصله بین این دو قدم است این را می گویند خطوه، این را می گویند گام؛ «نَفَسُ الْمَرْءِ خُطَاهُ إِلَی أَجَلِهِ» یعنی هر نفسی که انسان می کشد، یک گام به قبر نزدیک تر می شود. فرمود شب و روز مرکب است، اگر کسی ساکت و ساکن باشد مبادا بگوید من که راکدم؛ او را مرکب ها دارند می برند، گرچه او ساکت، ساکن و مقیم است؛ دارد آرام به سر می برد، ولی در حقیقت مسافر است. بعد فرمود: «و اعْلَمْ یقِیناً أَنَّک لَنْ تَبْلُغَ أَمَلَک وَ لَنْ تَعْدُوَ أَجَلَک»؛ بالأخره هر کسی یک آرزویی دارد آرزوهای ما باید محدود باشد و اگر ما آرزوهای بیکران داشتیم یقیناً به آن نمی رسیم (یک) از آن مدّت مشخص هم بیش تر مهلت نداریم (دو) نه به همۀ آرزوهایمان می رسیم نه از اجل و مدّت تعیین شده می توانیم بیش تر بمانیم؛ «وَ أَنَّک فِی سَبِیلِ مَنْ کانَ قَبْلَک» تو هم در راه دیگرانی، دیگران رفتند تو هم می روی؛ این که می گویند بروید قبرستان و زیارت بنید برای همین است؛ هم انسان متنبّه می شود هم بارها به عرضتان رسید که قبرستان، مدرسه است. بیش از آن مقداری که انسان از حوزه و دانشگاه درس می گیرد از قبرستان باید درس بگیرد؛ این که دستور داریم برویم قبرستان برای چند نکته است: یکی عبرت گیری است؛ یکی طلب مغفرت برای گذشتگان است؛ اما سومی که از هر دو مهم تر است این است که دعایی دارد، دستوری دارد ما به این مرده ها بعد از سلام و عرض ادب حرف می زنیم قسم می دهیم، می گوییم شما را به خدا قسم بگویید آن جا چه خبر است؟! «السلام علی أهل لا اله الاّ الله مِن أهل لا إله الاّ الله یا أهل لا إله الاّ الله بحقّ لا إله الاّ الله کیف وجدتم قول لا إله الاّ الله مِن لا إله الاّ الله» این حرف سعدی و امثال سعدی نیست که «آن که را که خبر شد خبری باز نیامد» که به ما گفتند تو برو سؤال کن اگر دهنت پاک باشد جواب می شنوی؛ آن آدم را بیدار می کند؛ یک خواب صادق کافی است که چندین سال انسان را سالم نگه دارد؛ یک خواب صادق که آدم صحنه ای را ببیند، استادش را ببیند، پدر، مادر یا بستگانش را در خواب ببیند و آن ها صحنه را برایش تشریح کنند؛ این مدّت ها آرام است به ما گفتند آن ها را قسم بدهید بگویید شما را به خدا قسم آن جا چه خبر است؛ این می شود مدرسه. ما آن سومی را که اصل است کنار می گذاریم و فقط برای طلب آمرزش گذشتگانمان به قبرستان می رویم؛ دیگر به فکر خودمان نیستیم که فرمود تو مثل گذشتگانی آن ها رفتند تو هم می روی. در آن قصۀ مراجعت وجود مبارک حضرت امیر از صفّین همین بود. حضرت که از جنگ صفّین برگشت به وادی السلام آمد و آن کسی که در خدمت حضرت بود مدتی ایستاد و دید که حضرت مشغول سخن و زیارت است و دارد گفت و گو می کند؛ گفت خسته شدم، نشستم. دیدم حضرت هنوز دارد حرف می زند، بعد بلند شدم به حضرت عرض کردم آخر با چه کسی حرف می زنی؟ گفت این ها همه روی قبرها نشسته اند من به آن ها می گویم، آن ها هم اسرار را به من می گویند. تو اگر زبان داشتی و زبان فهم بودی، چشم و گوش داشتی، می توانستی با این ها حرف بزنی. من به این ها گفتم «أمّا الدور فقد سکنت و أمّا الأزواج فقد نکحت و أمّا الأموال فقد قسمت» مال هایتان را تقسیم کردند، خانه هایتان خراب شدند، همسرهایتان تجدید فراش کردند این نزد ماست؛ آن جا چه خبر؟ خب این مثل دو تا دوست که از دو شهرند و یک جا رسیده اند این یکی می گوید در شهر ما این خبر است تو بگو آن جا چه خبر است؟
 این که به ما گفتند شما اموات را قسم بدهید بگویید شما را به خدا قسم آن جا چه خبر است، برای همین کارهاست. از بهترین مدرسه ها و مکتب ها، زیارت قبور است و این شرح سوم و عنصر سوم؛ وگرنه اول و دوم را که همه می روند. فرمود تو مثل گذشتگانی «فَخَفِّضْ فِی الطَّلَبِ» این همه تلاش و کوشش داری می کنی برای چه؟! انباردار دیگران باشی؟! انسان تا زنده است و نفس می کشد باید کار کند؛ اگر حوزوی و دانشگاهی است باید کار علمی کند؛ اگر تاجر و مقتصد است باید کار اقتصادی کند، منتها کار اقتصادی برای این برکت است که تلاش در تولید، قناعت در مصرف؛ این راحت می شود، هم خودش راحت است هم جامعه را راحت می کند؛ چرا بعضی از شغل ها در اسلام مکروه است؛ گندم فروشی و مانند آن چرا مکروه است؟ برای این که این ها منتظرند گندمی که خریده اند قدری گران بشود و مردم گران بخرند؛ خب بالأخره مردم متضرّر می شوند، خدا هم رازق همه است؛ شما بر فرض جمع کردی، انبار کردی، ذخیره کردی برای فرزندانت، چه چیزی به همراه خودت می بری؟!
بنابراین تا انسان نفس می کشد باید کار کند. بیکاری و بازنشستگی در اسلام نیست؛ منتها اگر سنّش کم است و توانمند است، خب هشت ساعت کار می کند؛ سنّش بالاست و نمی تواند، دو یا سه ساعت کار می کند، یا یک ساعت کار می کند، ولی کار اقتصادی باید برای دو عنصر محوری باشد: تلاش در تولید که جامعه راحت باشد، قناعت در مصرف تا خود انسان قانع باشد.
فرمود: «وَ أَجْمِلْ فِی الْمُکتَسَبِ فَإِنَّهُ رُبَّ طَلَبٍ قَدْ جَرَّ إِلَی حَرَبٍ»؛ حَرَب یعنی غارت. فرمود گاهی می بینید که انسان مکرّر سفر دریایی یا سفر صحرایی می کند برای ازدیاد مال؛ گاهی می بینید باعث غارت شدن و دچار شدن به دزدان دریایی و امثال این ها می شود؛ این طور نیست که همیشه تجارت سودآور باشد «فَلَیسَ کلُّ طَالِبٍ بِمَرزُوقٍ وَ لاَ کلُّ مُجْمِلٍ بِمَحْرُومٍ»؛ این طور نیست که هر کسی که تلاش می کند به آنچه می خواهد برسد و آن کسی هم که معتدل قدم برمی دارد از زندگی و روزی لازم محروم باشد؛ این طور نیست. بعد فرمود: «وَ أَکرِمْ نَفْسَک عَنْ کلِّ دَنِیةٍ» شما انسان هستی و همتای با فرشتگانی. این از بیانات نورانی وجود مبارک حضرت امام سجاد (سلام الله علیه) است که خدای سبحان، عالمان دین را در کنار ملائکه قرار می دهد که فرمود: «شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لاَ إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلاَئِکةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ»؛ موحّدان، عالمان توحید، و معتقدان به توحید را در ردیف ملائکه ذکر می کند؛ این امر، فضیلت انسان است. فرمود شما انسانی؛ بنابراین از هر کار فرومایه و پست خود را گرامی بدار! اگر خدا در سوره اسراء فرمود: «لَقَدْ کرَّمْنَا بَنِی آدَمَ» و اگر در سوره علق فرمود شما شاگردان اکرمید ﴿اقْرَأْ وَ رَبُّک الْأَکرَمُ﴾ خب شاگردان اکرم چه می آموزند؟ اگر گفتند این آقایان، شاگردان فقیهند، یعنی فقه یاد گرفتند دیگر، اگر گفتند این آقایان شاگرد فلان فیلسوفند، یعنی فلسفه یاد گرفتند، گفتند این آقایان شاگرد فلان مهندس هستند یعنی هندسه یاد گرفتند دیگر، اگر برابر آیات سوره علق، انسان شاگرد اکرم است یعنی درس کرامت یاد می گیرد؛ اگر گفتند اکرم دارد درس می گوید یعنی چه؟ یعنی درس کرامت دارد می دهد «اقْرَأْ وَ رَبُّک الْأَکرَمُ ٭ الَّذِی» کذا و کذا؛ خب انسان می شود کریم، اگر شاگرد خداست، درس کرامت می آموزد؛ فرمود شما کریمی، پس از هر کار پست و فرومایه فاصله بگیر! شما که کریمی باید از هر دنیه ای فاصله بگیری «وَ إِنْ سَاقَتْک إِلَی الرَّغَائِبِ»؛ ممکن است این کار پست شما را به جاهایی برساند که مورد رغبت شماست؛ از همین باب است عنوان لیلةالرغائب؛ شبی که چیزهای مورد رغبت طلب می شود؛ چیزهای که مرغوب فیه است با ادعیه و دعا نصیب انسان می شود. فرمود: «وَ إِنْ سَاقَتْک إِلَی الرَّغَائِبِ فَإِنَّک لَنْ تَعْتَاضَ بِمَا تَبْذُلُ مِنْ نَفْسِک عِوَضاً» اِعتاض از باب افتعال است به معنای عوض گیری. فرمود شما این شرف را که می دهی چه چیزی در عوض می گیری؟ به جای آن عزّتی که می دهی چیزی نصیب انسان نخواهد شد؛ «وَ لاَتَکنْ عَبْدَ غَیرِک وَ قَدْ جَعَلَک اللَّهُ حُرّاً» خدا تو را آزاد آفرید؛ مکرّر تملّق بگویی، مکرّر برده این و بندۀ آن شوی، مکرّر چاپلوسی کنی، این با اخلاق و کرامت سازگار نیست. این بیان نورانی حضرت امیر تنها دربارۀ فرد نیست، دربارۀ جامعه هم است. شعار رسمی مسلمانان ایرانی این بود: «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی.» این آزادی را وجود مبارک حضرت امیر به همه آموخته است. فرمود: «وَ لاَ تَکنْ عَبْدَ غَیرِک وَ قَدْ جَعَلَک اللَّهُ حُرّا وَ مَا خَیرُ خَیرٍ لاَینَالُ إِلاَّ بِشَرٍّ وَ یسْرٍ لاَینَالُ إِلاَّ بِعُسْرًٍ.» حالا این «ما» می تواند به صورت «ما»ی استفهام انکاری باشد هم می تواند به معنی نافیه باشد. فرمود آن خیری که با شرّ به دست می آید، خیر نیست؛ آن آسانی که با دشواری به دست می آید، آسانی نیست؛ «وَ إِیاک أَنْ تُوجِفَ بِک مَطَایا الطَّمَعِ فَتُورِدَک مَنَاهِلَ الْهَلَکةِ» مبادا سوار اسب سرکش طمع بشوی وگرنه او تو را به مهلکه و به آن آبشخور هلاکت می برد؛ «وَ إِنِ اسْتَطَعْتَ أَلاَّیکونَ بَینَک وَ بَینَ اللَّهِ ذُو نِعْمَةٍ فَافْعَلْ» چون خدای سبحان صریحاً اعلام کرد که همۀ بشر، همۀ جنبنده ها و پرنده ها، عائله من هستند؛ «مَا مِن دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ إِلاَ عَلَی اللَّهِ رِزْقُهَا»، در این جا با «علی» هم تعبیر کرده است؛ یعنی همه عائله خدا هستند و هیچ مار و عقربی نیست که سهمیه نداشته باشد؛ هیچ مور و ملخی نیست که سهمیه نداشته باشد؛ همۀ این ها پرونده و سهمیه دارند و خدای سبحان بالصراحه فرمود من به این ها متعهّدم؛ این ها عائله من هستند؛ فرمود چنین خدایی است و چنین تعهّدتی هم سپرده است؛ درست است که اگر به وسیله افراد به شما روزی برسد، در حقیقت بر سر هر سفره بنشستی خدا رزّاق بود؛ ولی رزق بی واسطه، رزق کریمانه است؛ اگر توانستی کاری بکنی که بین تو و بین خدایی که رازق است هیچ ذونعمتی نباشد «فافعل»؛ این راه رفتنی است اگر کسی روحیه اش این چنین باشد، خدا از همین راه هم او را تأمین می کند.
ما یک علم لدنّی داریم یک رزق لدنّی. علم لدنّی، علمی نیست در قبال علم دیگر؛ مثلاً ما یک فقه داشته باشیم یک اصول داشته باشیم یک حکمت و کلام داشته باشیم و یک علم به نام لدنّی؛ چنین نیست. لدن یعنی نزد؛ اگر این علوم را یعنی فقه، حکمت و تفسیر را از استاد فرا گرفتیم، لدنّی نیست؛ اگر از کتاب ها فرا گرفتیم، لدنّی نیست؛ اگر طوری بود که خودمان بالا رفتیم و ذات اقدس الاهی این مسائل و معارف را در قلب ما القا کرد آن گاه آن علم لدنّی است. لدن یعنی نزد؛ «لدن» قوی تر از «عند» است. چون آن قدرت فرهنگی و ادبی را در زبان فارسی نداریم بین «عند» و «لدن» فرق نمی گذاریم؛ می گوییم فلان کتاب پیش ماست، فلان کتاب نزد ماست؛ اما در عربی بین «عند» و «لدن» خیلی فرق است و «لدن» بالاتر از «عند» است. اگر کسی به حضور ذات اقدس الاهی بار یافت و فیض را بلاواسطه از خدا گرفت، می شود علم لدنّی؛ انبیا این چنین هستند، اهل بیت(علیهم السلام) نیز چنینند. این ها از نزد خدا می گیرند نه از کتاب نه از استاد؛ همۀ این ها، نگاران به مکتب نرفته اند. رزق لدنّی هم اگر شامل حال کسی بشود گرچه مثل علم لدنّی نیست، ولی یک کمال و شرفی را به همراه دارد. خود انسان یک نوآوری و فنّاوری دارد؛ چیزی را کشف می کند که باعث ارتزاق اوست. فرمود اگر توانستید و همتتان بلند بود که بین شما و خدا، مُنعمی فاصله نباشد، فافعل؛ و این «وَ إِنِ اسْتَطَعْتَ أَلاَّیکونَ بَینَک وَ بَینَ اللَّهِ ذُو نِعْمَةٍ فَافْعَلْ فَإِنَّک مُدْرِک قِسْمَک» شما آن روزی که خدا تقسیم کرد و فرمود: «نَحْنُ قَسَمْنَا بَینَهُم مَعِیشَتَهُمْ» معیشتهم را دریافت بکنی «وَ آخِذٌ سَهْمَک وَ إِنَّ الْیسِیرَ مِنَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ أعْظَمُ وَ أَکرَمُ مِنَ الْکثِیرِ مِنْ خَلْقِهِ وَ إِنْ کانَ کلٌّ مِنْهُ» گرچه مع الواسطه و بلاواسطه همه از خداست؛ زیرا در پایان سورۀ مبارک ذاریات به صورت حصر ذکر کرده ﴿إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِینُ﴾؛ این ضمیر فصل از یک طرف آن معرفه بودن خبر با الف و لام و از طرف دیگر مفید حصر است؛ خدا رزّاق است و لاغیر، دیگران مجاری رزق هستند نه این که دیگران رازق باشند؛ اگر فرمود او «خَیرُ الرَّازِقِینَ» است، این رازق اعم از حقیقت و مجاز است؛ یا اعم از ظاهر و مظهَر است؛ وگرنه بر اساس حصری که در بخش پایانی سوره ذاریات است تنها رازق، خداست؛ فرمود: «وَ إِنْ کانَ کلٌّ مِنْهُ» گرچه همه روزی ها از اوست اما اگر انسان بتواند بلاواسطه با خدای خود سخن بگوید و از او روزی دریافت کند، با او نجوا کند، این شدنی است و این درس کرامت و قناعت می دهد. شما ببینید اگر بخواهیم مسألۀ کرامت را در فارسی معنا کنیم با مشکل روبه رو می شویم؛ باید چند واژه را کنار هم بگذاریم تا کرامت را معنا کنیم؛ کریم غیر از کبیر، عظیم و شریف است؛ کرامت یک معنای دیگر دارد. ما در فارسی معادل نداریم باید چند کلمه را جمع کنیم تا کرامت را که وصف فرشته هاست که «بَلْ عِبَادٌ مُّکرَمُونَ ٭ لاَیسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُم بِأَمْرِهِ یعْمَلُونَ» و شهدا با این مقام با فرشته ها نزدیک می شوند که در سورۀ یس فرمود: «یا لَیتَ قَوْمِی یعْلَمُونَ ٭ بِمَا غَفَرَ لِی رَبِّی وَ جَعَلَنِی مِنَ الْمُکرَمِینَ» شهید جزو مکرمین است. با کدام واژه می توان این ها را معنا کرد؟! فرمود شما کریمید؛ این کرامت را خدا به شما داد و لازم نیست تحصیل بکنی؛ این را حفظ بکن، اگر حفظ کردی، افزوده می شود. انسان این طور نیست که لابشرط خلق شده باشد، بلکه کریم خلق شده است. این کرامت را حفظ کن لذا اگر کسی کرامت را حفظ نکرد، مسؤول است؛ نه به این معنا که حالا کرامت به دست نیاورده است بگوید من نمی خواهم به آن مقام برسم؛ خیر، یک وقت می گوید من نمی خواهم علم تحصیل کنم ولی کرامت چنین نیست؛ ما را کریم، بزرگوار، منیع الطبع و رفیع المنزله خلق کرده اند. چاپلوسی و تملّق و امثال این امور با کرامت انسان سازگار نیست. فرمود: «وَ إِنَّ الْیسِیرَ مِنَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ أعْظَمُ وَ أَکرَمُ مِنَ الْکثِیرِ مِنْ خَلْقِهِ وَ إِنْ کانَ کلٌّ مِنْهُ.»
امیدواریم خدای سبحان توفیق ادراک صحیح معارف الاهی را به همۀ ما مرحمت کند تا ان شاءالله فرا بگیریم و معتقد بشویم و عمل کنیم و به جامعه منتقل کنیم.





   (( اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً ))    

رئیس جمهور هفتم کیست؟

به گزارش 598 به نقل از خبرنامه دانشجویان ایران؛ 78اُمین شماره از مجموعه نشریات "خبرنامه کاغذی دانشجویان ایران" طی این هفته در دانشگاه های سراسر کشور توزیع خواهد شد. محورهای اصلی این شماره با عنوان "رئیس‌جمهور هفتم کیست؟" منتشر شده است. (دانلود کنید)
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ در فاصله حدود 3 ماهه باقی مانده تا انتخابات ریاست جمهوری، دنبال کنندگان تحولات سیاسی معطوف به انتخابات ریاست جمهوری در سال 92، شاهد ترافیک نامزدها هستند. از چند ماه پیش که به صورت غیر رسمی نام چهره های مختلف برای کاندیداتوری در انتخابات مطرح می شد تا حال حاضر که رسانه ها همچنان بدنبال کشف و معرفی نامزدهای جدید هستند، نزدیک به 20 کاندیدای بالقوه و 50 چهره سیاسی برای انتخابات ریاست جمهوری مطرح شده است. اگر وضعیت همین گونه ادامه یابد بعید نیست که انتخابات به دور دوم کشیده شود و شاید همین گمانه، انگیزه ها و تمایلات گروهها برای شرکت در انتخابات را مضاعف کرده است.
http://iusnews.ir/userfiles/images/ius8878.jpg
 

در این نوشتار و آناتومی تصویری، از آنجاییکه بیشتر، اشخاص و چهره‌ها به عنوان نماد گروه های سیاسی شناخته می شوند، آورده شده است و به نظر می رسد مدل پیش رو محتمل ترین مدل انتخاباتی سال آینده خواهد بود. البته لازم به ذکر است که اشخاصی که در مثلث های هر جریان آورده شده اند الزاما به عنوان کاندیدا مطرح نیستند و تاثیر گذاری فکری و اجتماعی افراد نیز لحاظ شده است. هر آنچه هست مدالیته پیش رو آخرین فعل و انفعالات سیاسی و تحرکات جریانهای اجتماعی مد نظر قرار داده است و طبیعتا تا 23 خرداد92 ظرفیت تغییر پذیری را داراست؛ این موضوعات را می توانید در صفحه دوم و سوم این نشریه بخوانید.

 

آیت الله مصباح یزدی
محمدتقی مصباح یزدی یک پای مناظرات فکری و اعتقادی سالهای اول انقلاب در تلویزیون و از شاگردان آیت ا... بهجت که در کنار شهید بهشتی و شهید مطهری پای درس علامه طباطبایی نیز نشسته است. سیر تالیفات فکری و فلسفی با محوریت حکومت اسلامی و «ولایت فقیه»، آیت ا... مصباح را به عنوان یکی از افراد صاحبنظر در داشتن تئوری دولت در نظام سیاسی اسلام، مطرح کرده است. اتفاقا همین نوع نگاه، آیت ا... مصباح را به چهره ای تبدیل کرده است که همواره بیشترین انتقادات و بعضا تخریب‌ها را متوجه خود کرده است. مخالفین آیت ا... مصباح که عمدتا از چهره های منتسب به اصلاحات و حامیان آنها هستند،استاد مصباح و جریان فکری او را «خط تحجر» می نامند و البته با یک پارادوکسیکال واضح از یک سو جریان فکری آیت‌ا... مصباح را به «غیرانقلابی بودن» متهم می کنند و از طرفی می گویند: «با رفتارهای انقلابی نمی شود مملکت را اداره کرد». «مطهری زمان» لقب گرفتن آیت الله مصباح از سوی مقام معظم رهبری که بر میزان علاقه قشر مذهبی جامعه به ایشان افزوده است؛ موجب شده تا چهره‌های اصلاح‌طلبی از سبد آرای جریان آیت ا... مصباح سخن بگویند(اشاره به مصاحبه ابراهیم اصغر زاده با هفته نامه آسمان). آیت ا... مصباح شاید از اولین کسانی بود که نسبت به جریان انحرافی در دولت هم موضع گرفت و به تفکرات فراماسونی جریان موسوم به انحرافی تاکید کرد. آیت ا... مصباح در مورد سازوکار وحدت اصولگرایان در انتخابات‌ها نیز موضع خاصی دارد و معتقد است نباید به وحدت به هر قیمتی تن داد. برخی معتقدند؛ تربیت شاگردان متعدد که در حال حاضر در جوامع دانشگاهی فعالیت می کنند، نفوذ در طلاب جوان ، مدیریت موسسه پژوهشی امام(ره)، ارایه نظریات تازه در مورد حکومت اسلامی، راه اندازی یک شبکه فکری در تقابل با جریان شبهه افکنی سالهای دوم خرداد در دانشگاهها از ویژگی هایی است که موجب شده است به عنوان چهره ای تاثیر گذار در انتخابات آتی شناخته شود.
 
جبهه پایداری
تابستان 90، زمانی که جبهه پایداری انقلاب اسلامی به طور رسمی فعالیت خود را آغاز کرد، برخی جریان های سیاسی، تشکیل آن را منحصر به انتخابات مجلس نهم دانستند و معتقد بودند که پس از انتخابات، صحنه سیاسی کشور نامی از جبهه پایداری نخواهد شنید. اما رقابت اين بار در داخل اصولگرايان بين ائتلاف 7+8 و جبهه پایداری در گرفت و پس از دور دوم انتخابات و به غیر از چهره های مشترک در دو لیست، بیش از یک سوم اعضای جبهه پایداری وارد مجلس شدند و در مجموع بیش از نیمی از کرسی‌های تهران در مجلس را تصاحب کردند. مدتی بعد و پس از انتخابات مجلس، شورای مرکزی این جبهه دچار تغییراتی شد و چهره هایی چون رسایی و کوچک زاده به دلیل برخی اظهار نظرهای بعضا متفاوت با نظرات جبهه پایداری که به ویژه در حمایت از دولت بود، از شورای مرکزی این جبهه کنار گذاشته شدند. اعضاء این جبهه که سابقه یک بار پیروزی در انتخابات سال 84 و روی کار آمدن دولت اول محمود احمدی نژاد را دارند، معتقد اند که تنها از طریق پافشاری بر همان گفتمان سوم تیر 84 است که انقلاب اسلامی می تواند به اهداف خود دست یابد. این جریان فکری معتقدند که گفتمان «عدالت» را نباید صرفا منحصر به احمدی نژاد دانست؛ آنها از این تعبیر که هواپیمای سوم تیر «ربوده» شده است به این موضوع اشاره می کنند. حمایتهای برخی چهره های شاخص چون آیت ا... مصباح، مرحوم آیت ا... خوشوقت، حجت الاسلام صدیقی و پناهیان اشاره کرد که در مرئا و منظر قشر مذهبی افراد صاحب نفوذ و تاثیر گذاری هستند و جبهه پایداری با حضور این افراد می تواند روی جریان مذهبی حساب بیشتری باز کند. این جریان تجربه حضور در دولت را از نکات قوت خود می داند. البته نباید از این نکته مغفول ماند که برخی گروههای سیاسی این جبهه را در حوزه اجرایی با چالشهایی مواجه می بینند اما شاکله اصلی این جریان عدم رفتار سازش مئابانه و دقیقا نقطه مقابل تفکر آیت ا... هاشمی رفسنجانی است. چه اینکه حضور افرادی چون روح ا... حسینیان که نقش بسزایی در افشاگری های قتل‌های زنجیره‌ای( اشاره به حضور در برنامه چراغ رسانه ملی) نیز خاطره خوبی از این جریان را در ذهن اصلاح طلبان متبادر نمی کند و اغلب اصلاح طلبان این جریان را رادیکال ترین و خطرناکترین جریان در فضای سیاسی کشور می دانند. برخی از افراد منتسب به جبهه متحد اصولگرایان نیز جبهه پایداری را بخشی از استراتژی دولت قلمداد می کنند، چنانچه اسدا... بادامچیان قائم مقام حزب موتلفه چندی پیش گفته بود: «حمایت از احمدی‌نژاد منهای مشایی شوخی خنده داری است». البته این مسئله و فراتر از آن، منتسب کردن جبهه پایداری به جریان انحرافی کمتر روزی است که از سوی رسانه های وابسته به آقای دکتر قالیباف(شهردار تهران) بدان پرداخته نشود. البته شاید آخرین اظهار نظر کامران باقری لنکرانی سخنگوی فعلی جبهه پایداری و وزیر بهداشت دولت نهم مبنی بر اینکه «هرگز با جریانی که از گروه انحرافی حمایت کند کاندیدای مشترک نداریم»، را بتوان در واکنش به همین رویکرد قلمداد نمود. در حال حاضر کامران باقری لنکرانی وزیر بهداشت ، پرویز فتاح وزیر نیرو در دولت اول احمدی نژاد و همچنین سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی به عنوان کاندیداهای مورد نظر این جریان مطرح شده اند. شاید عدم حضور در دولت و سایر نهادهای اجرایی باعث شده تا جبهه پایداری انقلاب اسلامی پشتوانه رسانه‌ای قابل توجهی نداشته باشد، البته سایت رجا نیوز که توسط برخی دانشجویان و جوانان حامی گفتمان سوم تیر اداره می شود، بیشتر به اخبار جبهه پایداری می پردازد.
 
آیت‌ا...‌ هاشمی رفسنجانی
شهادت 72 تن از چهره های سیاسی حزب جمهوری و آیت ا... بهشتی به عنوان چهره ای شاخص و تاثیرگذار در حزب، مقدمه ای شد برای علنی شدن اختلاف نظرهای درون تشکیلات که بعد از انحلال حزب نیز در عرصه اجرایی کشور خود را بیشتر نمایان ساخته بود. این اختلاف نظرها که در تعریف «احکام ثانویه» و نیز مباحث مربوط به «اقتصاد دولتی یا مردمی» ، ظهور و بروز داشت، بخش‌های دیگر را هم تحت تاثیر خود قرار می داد. ریاست جمهوری آیت ا... هاشمی سرآغاز دورانی بود که در ادبیات سیاسی ایران به «دوران سازندگی» معروف شد و در سایه آن احزابی چون کارگزاران پدید آمدند که فرزندان آیت ا... نیز اتفاقا در آنها عضویت داشتند. این حزب گرایش شدیدی به اقتصاد لیبرالی داشت، چنانکه سخنگوی این تشکیلات در تبلیغات انتخاباتی سال 84، کارگزاران را یک حزب «لیبرال دموکرات اسلامی» معرفی نمود. این حزب و شاخه هایش همیشه آیت‌ا... هاشمی را به عنوان پدر معنوی خود معرفی می کردند و اتفاقا آیت ا... هاشمی نیز این حمایت معنوی را کتمان نمی کرد. علاقه شدید آقای هاشمی به فرزندانش باعث شد تا «بخش جدانشدنی تاریخ انقلاب» یعنی آیت ا... اکبر هاشمی رفسنجانی با بزرگتر شدن فرزندانش با چالشهای بیشتری در عرصه سیاسی کشور مواجه گردد. شاید بتوان گفت آقای هاشمی تنها کسی است که طیف حامیانش از مراجع و روحانیون طراز اول تا چهره های روشنفکر متمایل به غرب را شامل می شود. در انتخابات سال 76 با اینکه خود مجری انتخابات بود، از احتمال تقلب در انتخابات سخن گفت و کسی شاید آن روزها به این امر توجه نکرد که قریب به اتفاق وزرای دولت سید محمد خاتمی در کابینه آیت ا... نیز حضور داشتند. در انتخابات مجلس ششم به عنوان سرلیست اصولگرایان در انتخابات شرکت کرد؛ لیستی که محمود احمدی نژاد هم در آن حضور داشت، هاشمی در آن انتخابات سی ام شد و از نمایندگی انصراف داد. در انتخابات سال 84 شاید گمان نمی‌کرد با نفر بیستم ائتلافی که در انتخابات مجلس ششم، سرلیستش بود به دور دوم برود و با اختلاف 7 میلیون رای شکست بخورد. در همه این سالها اصلاحات از حمایت آیت ا... بهره می‌برد؛ این حمایت در انتخابات خرداد 88 به جایی رسید که همسرش خانم «عفت مرعشی» به صراحت بگوید:«اگر موسوی رای نیاورد تقلب شده است، مردم بریزند تو خیابانها» . خانم عفت مرعشی که به اعتقاد کارشناسان تاریخ سیاسی بخش جدانشدنی خاطرات اغراق‌آمیز آیت ا... است، و نیز فرزندان آیت ا... هاشمی، در انتخابات 88 طوری رفتار کردند که مردم هاشمی را رقیب احمدی نژاد می دانستند تا میرحسین موسوی. نهایتا هم نامه بدون سلام و والسلام او به رهبری باعث شد فاصله او از چهره‌های اصولگرا به شدت افزایش یابد و حتی نمایندگان مجلس خبرگان رهبری هم رغبت نکنند تا او را برای ریاست مجدد برگزینند و آیت ا... مهدوی‌کنی ریاست مجلس خبرگان را برعهده گیرد. هاشمی رفسنجانی امروز نقطه مقابل گفتمان مقاومت است و با استراتژی سازش که از آن به «تنش‌زدایی» یاد می‌کند، به انتخابات 92 فکر کند . البته او همیشه با طیفی از کاندیداها به میدان آمده است و کمتر شده است با یک برگ وارد انتخابات شود.
 
اصلاح طلبان
مدتی پیش، وقتی که تعدادی از نمایندگان مجلس به بازدید زندان اوین رفته بودند، فائزه هاشمی رفسنجانی به آنها گفته بود:« اینجا بهایی داریم، زندانی فتنه، امنیتی و سیاسی داریم و من وکیل همه آنها هستم». ظاهرا خانم فائزه هاشمی، از گفتن حرف هایی که حتی برادر بزرگترش محسن هاشمی هم آنها را «تند» می داند، ابایی ندارد. 25 خرداد 88 بود که در خیابان آزادی به سید محمد خاتمی هم رحم نکرد و گفت:« ما هرچه میکشیم از خاتمی است که در سال 84 نتوانست یک انتخاباتی برگزار کند که پدر من برنده آن باشد!». شاید منظورشان این بود که انتخاباتی انتخابات است که آقای هاشمی(پدر) برنده آن باشد و حالا دوباره هرچه ماه های منتهی به خرداد ۹۲ کمتر می شود، گزینه های احتمالی طرح انتخاباتی آقای هاشمی معروف به «نجات یا وحدت ملی» بیش از گذشته خبرساز می شوند. آیت ا... هاشمی که با به یدک کشیدن کلیدواژه «انتخابات آزاد» به خرداد 92 می اندیشد، طبق آنچه در یک روزنامه اصلاح طلب منتشر شده است، با علی اکبر ناطق نوری دیدار کرده است و این عضو ارشد جامعه روحانیت به او گفته است: «من با نیروهای انقلاب، بازاری‌ها و روحانیت در تماس هستم. این نیروها از برخوردهایی كه با شما صورت می گیرد ابراز نگرانی می كنند. شما شفاف بیایید در صحنه و ما هم پشت شما هستیم.» اگرچه دوره‌های قبلی انتخابات نشان داده است که هرجا هاشمی شفاف به میدان آمده با شکست خود او یا طیف مورد حمایتش، مواجه شده است (انتخابات مجلس ششم که هاشمی نفر سی ام-آخر- شد و انصراف داد و انتخابات های84 و88)، اما ایشان این بار اصرار دارد که تاثیرگذار وارد میدان شود، چنانکه خطاب به ناطق نوری گفته است:« بدون واهمه در صحنه یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری حضور خواهم یافت و بر این انتخابات تأثیر خواهم داشت». روزنامه اصلاح طلبی که گزارش دیدار هاشمی و ناطق نوری را منتشر کرده است، مدعی شده که جلسات «دولت وحدت ملی» از سوی آقایان هاشمی، خاتمی و ناطق نوری برگزار می شود و قرار است یک نفر از جمع مثلث وحدت ملی به عنوان کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم معرفی شود. در این میان در مورد احتمال معرفی کاندیدایی دیگر از سوی مثلث وحدت ملی مانند حسن روحانی، عارف، نجفی، جهانگیری، زنگنه، مهرعلیزاده و... نیز گمانه‌زنی هایی صورت گرفته است، اما به نظر می‌رسد هیچ کدام از آن ها قادر به ایجاد ائتلاف با همه اضلاع این مثلث نباشند. ناظران معتقدند بازگشت مهدی هاشمی، و همچنین اجرای حکم شش ماه زندان فائزه هاشمی و در مجموع حضور دو فرزند آیت الله هاشمی، به دلایل امنیتی، سیاسی و اقتصادی در زندان اوین، بر وضعیت آقای هاشمی رفسنجانی تأثیر گذاشته است. این روزها ایام مظلوم‌نمایی خانواده هاشمی است اما حضور در میدان سیاست شاید مهم تر است؛ چرا که یاسر هاشمی عضو کم‌حاشیه این خانواده، در حمایت از کاندیداتوری حسن روحانی چنین گفته است:« بايد گفت نامزدي دکتر حسن روحاني در انتخابات رياست‌جمهوري يازدهم قطعي است. اکنون اعتدال يک خواست عمومي شده است و کارنامه 34‌ساله روحاني نشان مي‌دهد ايشان همواره عملکرد معتدلي از خود نشان داده و با همه گروه‌هاي سياسي هم رابطه حسنه‌اي داشته است.» این اظهارنظرها در حالی است که بی‌شک سید محمد خاتمی گزینه اصلی آیت الله هاشمی برای شرکت در انتخابات است، اما در صورت عدم حضور وی، عارف، نجفی و حسن روحانی که این روزها قاطع‌تر از بقیه به میدان آمده‌اند، می‌توانند به پیاده شدن سیاست‌هایی که آیت ا... به آنها به عنوان یک مدل حکومتی می اندیشد، کمک کنند. ذکر این نکته ضروری است که اصلاح طلبان و مرد خاکستری آنها «موسوی خویینی ها» به خوبی دریافته اند که «تحریم انتخابات» منفعتی برای اصلاحات ندارد و آنها که زمانی می گفتند:«اگر ما نیاییم، رقابتی نیست پس مشارکت کم می شود» به این نتیجه رسیده‌اند که اگر شده با یک کاندیدای حداقلی هم به میدان بیایند این کار را خواهند کرد، چرا که اکنون تجربه انتخابات مجلس نهم را با خود به همراه دارند. چهره هایی نظیر سعید حجاریان اگرچه از افول روحیه اصلاح طلبی حتی در سران اصلاحات سخن گفته اند، اما افرادی چون مجید انصاری و چهره های کارگزارانی مانند غلامحسین کرباسچی (شهردار اسبق تهران) تمایل زیادی برای رسیدن به نهاد ریاست جمهوری از طریق به قدرت رسیدن اصلاح طلبان دارند.
 
ائتلاف2+1
فردای دوم خرداد 76، وقتی روزنامه همشهری تیتر زد: «خاتمی 20 میلیون»، كمتر كسي تصور مي كرد جريان راست سنتي، در پیش بینی های خود از فضای سیاسی و اجتماعی ایران و چندين انتخابات بعد ازآن دچار اشتباه شود. تلخ كامي این جمع که در انتخابات 76 صریحا از علی اکبر ناطق نوری حمایت کرده بودند به جایی رسید که حتی تا روزهای آخر نزدیک به انتخابات مجلس ششم هم از دادن لیست ابا می کردند. مصاحبه تاریخی آیت الله مهدوی کنی با روزنامه ابرار که در روز اول خرداد با تیتر نخست «حدس می‌زنم که نظر رهبری بر روی آقای ناطق باشد» منتشر شد، این حمایت را به اوج رساند. سالهای اصلاحات بود و گروههای اصولگرایی که برای تقابل با طیف حاکم بر دولت در تلاش فراوان بودند، گروههای هم سویی با نامهای متفاوت تشکیل دادند؛ از جمله آباد گران، ایثار گران، رهپویان، تحول خواه‌ها و ... . در آن دوران حتی چهره‌ای چون علی مطهری هم به عنوان اصولگرا به میدان می‌آمد تا با اصلاح طلبان رقابت کند. در سالهای افول عقبه اجتماعي خاتمی و اصلاحات، مجلس هفتم با اکثریت اصولگرا تشکیل شد و غلامعلی حداد عادل رییس شد. هشت سال دولت اصلاحات گذشت و سعی اصولگرایان دراین بود که در انتخابات ریاست جمهوری 84 پیروز میدان باشند، پس علی‌اکبر ناطق نوری مسوول شورايي شد به نام «شورای هماهنگی نیروهای انقلاب». این شورا قرار بود کاندیدای واحدی را معرفی کند. ساز و کار از این قرار بود که بقیه افراد به نفع هرکسی که طبق نظرسنجی‌ها رای آورد، کنار بکشند، اما وقتی متوجه شدند که نظر شورا کاندیداتوری لاریجانی است، اعضاي مطرح این شورا (احمدی نژاد، توکلی و محسن رضايي) ساز وكار وحدت شوراي هماهنگي را نپذيرفتند و همه با هم اعلام کاندیداتوری کردند و عملا شورای هماهنگی راه به جایی نبرد. جريان راست در آن انتخابات از لاریجانی حمایت کرد که ششم شد. در میانه‌ راه، محمدباقر قالیباف که آن روزها فرمانده نیروی انتظامی بود نیز استعفاء داد و با شعار «ایرانی، همیشه قهرمانی» و ... به میدان انتخابات آمد و علیرضا زاکانی را هم به عنوان دبیر ستاد خود انتخاب کرد. سال 86 انتخابات مجلس شورای اسلامی برگزار شد و علی لاریجانی برای اولین بار از قم کاندیدا شد، او که مثل همیشه از حمایت جامعتین بهره می برد، به مجلس راه یافت و اتفاقا رییس مجلس هم شد. محمدرضا باهنر از شاخص‌ترین چهره‌های راست سنتی و حبیب ا... عسگر اولادی که طی سالهای متمادی دبیر کل حزب موتلفه و از چهره های شاخص بازار بود، از حامیان اصلی ریاست لاریجانی بودند و اصلا ساز و کاری ترتیب داده بودند با عنوان 6+5 که نتيجه نهايي آن به ریاست لاریجانی و نایب رییسی باهنر منجر شد. انتخابات خرداد88 سررسید و احمدی نژاد دوباره راهی پاستور شد. قانون شکنی دو کاندیدای اصلاح طلب موجب بروز فتنه ای شد که حتی به شعائر دینی ملت هم رحم نکرد و خلاصه میدان امتحانی برای چهره های شاخص بود و مردم می خواستند ببینند که «آنها چند مرده حلاجند»، اما عده ای از اصولگرایان متمایل به راست سنتی سکوت پیشه کردند و همنوا با هاشمی رفسنجانی بذر تردید کاشتند و بعدها به «ساکتین فتنه» معروف شدند. همین گروه براي انتخابات مجلس نهم سازوكاري با عنوان 8+7 ترتيب دادند. البته افرادي همچون حدادعادل، فدایی، سروری و زاکانی نیز در اين سازوكار شرکت کردند. در 8+7 لاریجانی به عنوان رییس مجلس و قالیباف به خاطر شهردار تهران بودنش، هرکدام نماینده ای داشتند؛ کاظم جلالی نماینده لاریجانی و حجت الاسلام خاموشی رييس سازمان تبليغات اسلامي نماینده قالیباف در این مدالیته بودند. اين افراد كه بيشترين دفاع را در توجيه نماينده داشتن قاليباف و لاريجاني انجام دادند، پس از كسب آراي بيش از 1ميليون انتظار داشتند حدادعادل رييس مجلس نهم شود، اما مهم ترین طرفداران سازوکار 8+7 اقبالی نیافتند و دوباره لاریجانی رییس شد. مطرح کنندگان مدل های عدد محور با ذائقه‌ای که برای ائتلافات حزبی دارند بیشتر بر طبل وحدت می کوبند چه اینکه برخی اوقات عدم اقبال این مدل‌ها با موضع گیری‌هایی متفاوت مواجه می شود. چنان که گفته شد:«خواستیم اصولگرایان را یکی کنیم شدند سیزده تا» اين بار برای انتخابات ریاست جمهوری سال 92 عدد «1+2» جاي 6+5 و 8+7 را گرفته است. اگرچه نام«1+2» توسط اعضای ائتلاف مذکور بر روی آن گذاشته شده، اما اکنون خود این افراد این نام را «شیطنت رسانه‌ای» می‌نامند. كارشناسان سياسي معتقدند افراد اصلي ائتلاف 1+2 يعني حدادعادل، قاليباف و ولايتي در پي پركردن شكاف كانديداي اصلي اين جريان يعني قاليباف با بدنه مذهبی جامعه هستند. اگرچه برخي ديگر از نخبگان سياسي معتقدند كه حضور قالیباف در «1+2» عملكرد موثر و اجرايي قوي او را در شهرداري را زير سوال می‌برد. يكي ديگر از ايده هاي اصلي طرح «1+2» را مي توان استفاده از ظرفيتهايي چون مواضع مثبت حدادعادل در كنار سابقه بي‌حاشيه ولايتي و عملكرد قاليباف در شهرداري عنوان كرد. البته می توان گفت تشکیل این مدل که رغبت جريان‌هاي حامي آن برای افزایش تعداد آن به بیش از سه نفر، در رسانه ها مطرح شده است، بیشتر از بقیه با کاهش آرای کاندیدای اصلی این جریان یعنی قالیباف همراه خواهد شد. رسانه رسمی سازمان تبلیغات اسلامی خبرگزاری مهر، گروه مجلات همشهري و رسانه‌هاي پرتعداد منتسب به شهرداري تهران، بعضي از رسانه هاي تازه تاسیس چون پایگاه خبری تسنیم و گروههايي چون جامعه اسلامي مهندسين، حزب موتلفه اسلامي و حتي برخي گروههاي محافظه كار از اصلی ترین حامیان این طرح هستند.
 
حامیان دولت
نه سوم تیر 84 و نه 22 خرداد 88 را شاید نتوان نقطه تعیین کننده‌ای در زندگی سیاسی محمود احمدی نژاد دانست. اما می توان برای 24 خرداد 92 این قابلیت را قائل شد. باورش مشکل است احمدی نژادی که پس از نزدیک به 8 سال ریاست جمهوری حالا دیگر به یک صاحب سبک در عرصه سیاست تبدیل شده، میدان تاخت و تاز سیاست وانهد و کلید نهاد ریاست جمهوری را به راحتی در اختیار رییس جمهوری غیرمتمایل به خود قرار دهد، حتی اگر در جمع خبرنگاران بگوید: "یک دقیقه هم به کاندیداهای انتخابات فکر نمی‌کنیم."
شاهد این مدعا سخنانی است که چندی پیش در گفتگوی تلویزیونی به آن اشاره کرد و دربرابر مطرح شدن عبارت سال آخر دولت موضع گرفت وگفت: «کی گفته سال آخر دولته». او که در انتخابات های گذشته از استراتژی «دوقطبی سازی» یعنی احمدی نژاد- ضد احمدی نژاد استفاده کرد و شعارهایی چون «چپ، راست، کارگزار /علیه خدمتگزار» و عباراتی چون«همه علیه احمدی نژاد» به مدد وی آمدند، بازهم راغب است که این سیاست را پیش بگیرد اما اگر نتوانست و نشد، در گام بعدی شايد قصد داشته باشد با عوض کردن بازی انتخابات و مبهم کردن فضا به خواسته‌های خویش برسد. می توان مدعی شد که انتصابات حاشیه‌سازی چون رييس دفتري مشايي، معاون اولی محمد‌رضا رحیمی، تکیه زدن مرتضوی بر صندلی ریاست سازمان تامین اجتماعی و حضور بقایی در سازمان میراث فرهنگی و دفتر ریاست جمهوری قطعه‌هاي پازل استراتژی گام به گام محمود احمدی نژاد هستند. البته روزنامه ایران که پیشتر و قبل از به اوین رفتن جوانفکر مشاور رسانه ای رییس جمهور، در پی پیاده سازی استراتژی دو قطبی سازی بود، گاه به گاه در پی امنیتی نشان دادن فضای سیاسی و ایجاد شبهه در انتخابات آتی تلاش می کند. رسانه منتسب به دولت، جریانهای ضد خود را شامل نیروهای اصلاح طلب ، اصولگرا ، حزب موتلفه اسلامی ، حلقه شهرداری ، احزاب راست سنتی و حتی همراهان سابق‌اش در جبهه پایداری معرفی می‌کند. يازده روز خانه‌نشيني محمود احمدي ن‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ژاد كه زمينه فراهم شدن چالش با بدنه مذهبي و غالب طرفداران او را موجب شد، احمدي نژاد را به اين نتيجه رساند كه طرفدارانش در 84 و 88 هم تا آخر پاي او نخواهند ايستاد.
 ریاست برخی افراد بر سازمانهای ثروتمند و اقتصادی کشور مانند سازمان تامین اجتماعی، مسئله مهمی برای فعالیتهای انتخاباتی اصلی‌ترین گزینه حامیان دولت، یعنی اسفندیار رحیم مشایی است و تصور غالب سیاسیون این است که او از این طریق سعی دارد بدنه خاکستری بیشتری و نیز قشر هنرمندان را جذب جریان همسو با خود کند. این در حالیست که دفتر رحیم مشایی کاندیداتوری او را تکذیب کرده است. گمانه زنی‌ها این چنین است که الهام، نیکزاد، كامران دانشجو و حتی علی اکبر صالحی در جمع کاندیداهای مطرح شده از سوی دولت باشند. البته علی اکبر صالحی در پاسخ به سوالی مبنی بر کاندیداتوری اش چندی پیش گفته بود:« آیا به من می آید که کاندیدای ریاست جمهوری شوم؟ کاندیداتوری برای ریاست جمهوری لیاقت می خواهد» و این یعنی شاید او نخواهد آمد. به نظر نمی رسد طیف اجرایی دولت که این روزها هرکدام یکی دو وزارتخانه را اداره می کنند، از نظر مشی فکری با طیف بقایی، مشایی، مرتضوی و جوانفکر مشترکات داشته باشند و این یعنی نمی‌توان به دولت احمدی‌نژاد یکپارچه نگاه کرد. چه بسا بعضی از وزرای حاضر در دولت حتی نگاه مثبتی به جریان موسوم به انحرافی نداشته باشند ولی آنچه در عمل سیاسی این جریان مشاهده می‌شود یکه تازی‌اش در تصمیمات اخیر و مهم دولت است. و شاید شعار «زنده‌باد بهار» نتواند رفتارهای غیراخلاقی و پرخاشگرایانه احمدی‌نژاد از جنس آنچه در مجلس رخ‌داد را از حافظه مردم پاک کند.

چند حدیث زیبا از حضرت زینب (ع)

حضرت زینب علیهاالسلام

وسیله ارتباط خلق و خالق

ابوبكر با این سند: محمد بن زكریا، جعفر بن محمدبن عماره‏كندى، پدرش، حسین بن صالح، حى دو مرد از بنى‏هاشم، از حضرت‏زینب علیهاالسلام دختر على علیه‌السلام روایت كرد كه زینب علیهاالسلام فرمود: «قالت فاطمه علیهاالسلام: ... و نحن وسیلته فى‏خلقه و نحن خاصته و محل‏قدسه و نحن حجته فى غیبه و نحن ورثه انبیائه...» «ما وسیله‏ارتباط خدا بامخلوق‏هاى او هستیم. ما برگزیدگان خداییم و جایگاه پاكى‏ها، ما راهنماهاى روشن خداییم و وارث پیامبران اوهستیم‏.
 

بهشت جایگاه شیعیان

ابى‏حجاف (از محمدبن عمر بن حسن)، از زینب، به نقل از فاطمه علیهاالسلام و اشجع، بلیدبن سلیمان (از ابى‏حجاج، محمدبن عمرو هاشمى) اززینب دختر على علیه‌السلام نقل كرد كه فاطمه علیهاالسلام فرمود: «قالت فاطمه علیهاالسلام : ان رسول الله قال لعلى اما انك یابن‏ابى‏طالب و شیعتك فى‏الجنه‏» «و سیجى‏ء اقوام ینتحلون حبك ثم‏یمرقون من الاسلام كمایمرق السهم من الرمیه.» رسول خدا به‏على علیه‌السلام فرمود: «اى پسر ابوطالب! همانا تو و رهروان تو در بهشت‏اند و به زودى قومى مى‏آیند كه از دوستى تو سخن مى‏گویند. آنگاه از اسلام فرار مى‏كنند. مانند پرت شدن تیر از كمان.
 
 
دوستى آل محمد صلى الله علیه و آله و سلم

روایتى مشهور به «فاطمیات‏» در باب دوست داشتن آل محمد كه بااین اسناد نقل شده است: «... عن فاطمه بنت السجاد على بن الحسین زین العابدین علیه‌السلام عن‏فاطمه بنت ابى عبد الله الحسین علیه‌السلام عن زینب بنت امیر المؤمنین علیه‌السلام عن فاطمه بنت رسول الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله قالت: الا من مات على حب آل محمد مات شهیدا» «آگاه باشید هر كسى كه ‏بر دوستى آل محمد بمیرد، شهید است.
 
 
 
 

چهل حدیث مهم نورانی درباره امام حسین (ع)

www.parsnaz.ir - چهل حدیث مهم نورانی درباره امام حسین (ع)

پیامبر اسلام (ص) فرمود: كربلا پاك‌ترین بقعه روى زمین و از نظر احترام بزرگ‌ترین بقعه‌ها است و الحق كه كربلا از بساط‌هاى بهشت است. شخصیت، قیام و نهضت امام حسین (ع) همیشه در كلام معصومین (ع) وجود داشته است و عجب آنكه حتی معصومین پیش از امام حسین (ع) نیز اشاراتی به این واقعه و سرزمینی كه در آن مصائب عاشورا رخ داد، داشته‌اند. در این نوشتار 40 حدیث در باره امام حسین (ع) كه در سایت آیت‌الله محمدتقی بهجت آمده، منتشر می‌شود.

 

1- حریم پاك


عن النبى (ص) قال: ... و هى اطهر بقاع الارض واعظمها حرمة و إنها لمن بطحاء الجنة. (1)


پیامبر اسلام (ص) در ضمن حدیث بلندى مى‌فرماید: كربلا پاك‌ترین بقعه روى زمین و از نظر احترام بزرگ‌ ترین بقعه‏‌ها است والحق كه كربلا از بساط هاى بهشت است.

 

2- سرزمین نجات


قال رسول الله صلى الله علیه و آله: یقبر ابنى بأرض یقال لها كربلا هى البقعة التى كانت فیها قبة الاسلام نجا الله التى علیها المؤمنین الذین امنوا مع نوح فى الطوفان. (2)


پیامبر خدا (ص) فرمود: پسرم حسین در سرزمینى به خاك سپرده مى‏شود كه به آن كربلا گویند، زمین ممتازى كه همواره گنبد اسلام بوده است، چنانكه خدا یاران مؤمن حضرت نوح را در همانجا از طوفان نجات داد.

 

3- مسلخ عشق‏


قال على علیه السلام: هذا ... مصارع عشاق شهداء لا یسبقهم من كان قبلهم ولا یلحقهم من كان بعدهم. (3)


حضرت على علیه السلام روزى گذرش از كربلا افتاد و فرمود: اینجا قربانگاه عاشقان و مشهد شهیدان است. شهیدانى كه نه شهداى گذشته و نه شهداى آینده به پاى آنها نمى‏رسند.

 

4- عطر عشق‏


قال على علیه السلام: واها لك ایتها التربة لیحشرن منك قوم یدخلون الجنة بغیر حساب. (4)


امیرالمومنین علیه السلام خطاب به خاك كربلا فرمود: چه خوش‌بویى اى خاك! در روز قیامت قومى از تو به پا خیزند كه بدون حساب و بى‌درنگ به بهشت روند.

5- ستاره سرخ محشر
قال على بن الحسین علیه السلام: تزهر أرض كربلا یوم القیامة كالكوكب الدرى و تنادى انا ارض الله المقدسة الطیبة المباركة التى تضمنت سیدالشهداء و سید شباب اهل الجنة. (5)


امام سجاد علیه السلام فرمود: زمین كربلا در روز رستاخیز، چون ستاره مرواریدى مى‏درخشد و ندا مى‏دهد كه من زمین مقدس خدایم، زمین پاك و مباركى كه پیشواى شهیدان و سالار جوانان بهشت را در بر گرفته است.

 

6- كربلا وبیت المقدس‏


قال ابوعبدالله علیه السلام: الغاضریة من تربة بیت المقدس. (6)


امام صادق علیه السلام فرمود: كربلا از خاك بیت المقدس است.

 

7- فرات و كربلا


قال ابوعبدالله: ان أرض كربلا و ماء الفرات اول ارض و اول ماء قدس الله تبارك و تعالى... (7)


امام صادق علیه السلام فرمود: سرزمین كربلا و آب فرات، اولین زمین و نخستین آبى بودند كه خداوند متعال به آنها قداست و شرافت بخشید.

 

8- كربلا كعبه انبیاء


قال ابوعبدالله علیه السلام: لیس نبى فى السموات والارض و الا یسألون الله تبارك و تعالى ان یوذن لهم فى زیارة الحسین علیه السلام ففوج ینزل و فوج یعرج. (8)


امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ پیامبرى در آسمان‌ها و زمین نیست مگر این كه مى‏خواهند خداوند متعال به آنان رخصت دهد تا به زیارت امام حسین علیه السلام مشرف شوند، چنین است كه گروهى به كربلا فرود آیند و گروهى از آنجا عروج كنند.

 

9- كربلا، مطاف فرشتگان‏


قال ابوعبدالله علیه السلام: لیس من ملك فى السموات والارض إلا یسألون الله تبارك و تعالى ان یوذن لهم فى زیارة الحسین علیه السلام ففوج ینزل و فوج یعرج. (9)


امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ فرشته‏اى در آسمان‌ها و زمین نیست مگر این كه مى‏خواهد خداوند متعال به او رخصت دهد تا به زیارت امام حسین علیه السلام مشرف شود، چنین است كه همواره فوجى از فرشتگان به كربلا فرود آیند و فوجى دیگرعروج كنند و از آنجا اوج گیرند.

 

10- راه بهشت‏


قال ابوعبدالله علیه السلام: موضع قبرالحسین علیه السلام ترعة من ترع الجنة. (10)


امام صادق علیه السلام فرمود: جایگاه قبر امام حسین علیه السلام درى از درهاى بهشت است.

 

11- كربلا حرم امن‏


قال ابوعبدالله علیه السلام: ان الله اتخذ كربلا حرما آمنا مباركا قبل ان یتخذ مكة حرماً. (11)


امام صادق (ع) فرمود: به راستى كه خدا كربلا را حرم امن و با بركت قرار داد پیش از آن كه مكه را حرم قرار دهد. (شایان ذكر است منظور از این روایت درعالم بالا است كه قبل از مكه، كربلا حرم امن الهی قرار گرفت)

 

12- زیارت مداوم‏


قال الصادق علیه السلام: زوروا كربلا ولا تقطعوه فان خیر أولاد الانبیاء ضمنته... (12)


امام صادق (ع) فرمود: كربلا را زیارت كنید و این كار را ادامه دهید، چرا كه كربلا بهترین فرزندان پیامبران را در آغوش خویش گرفته است.

 

13- بارگاه مبارك‏


قال الصادق علیه السلام: «شاطى‏ء الوادى الایمن» الذى ذكره الله فى القرآن،( قصص/30) هو الفرات و «البقعة المباركة» هى كربلا. (13)


امام صادق (ع) فرمود: آن «ساحل وادى ایمن» كه خدا در قرآن یاد كرده فرات است و «بارگاه با بركت» نیز كربلا است.

 

14- شوق زیارت‏


قال الامام باقرعلیه السلام: لو یعلم الناس ما فى زیارة قبرالحسین علیه السلام من الفضل، لماتوا شوقاً. (14)


امام باقرعلیه السلام فرمود: اگر مردم مى‏دانستند كه چه فضیلتى در زیارت مرقد امام حسین علیه السلام است از شوق زیارت مى‏مردند.

 

15- حج مقبول و ممتاز


قال ابوجعفرعلیه السلام: زیارة قبر رسول الله صلى الله علیه و آله و زیارة قبور الشهداء، و زیارة قبرالحسین بن على علیهما السلام تعدل حجة مبرورة مع رسول الله صلى الله علیه و آله. (15)


امام باقر علیه السلام فرمودند: زیارت قبر رسول خدا (ص) و زیارت مزار شهیدان، و زیارت مرقد امام حسین علیه السلام معادل است با حج مقبولى كه همراه رسول خدا (ص) بجا آورده شود.

 

16- تولدى تازه‏


عن حمران قال: زرت قبرالحسین علیه السلام فلما قدمت جاء نى ابو جعفر محمد بن على علیه السلام ... فقال علیه السلام ابشر یا حمران فمن زار قبور شهداء آل محمد (ص) یرید الله بذلك وصلة نبیه حرج من ذنوبه كیوم ولدته امه. (16)


حمران مى‏گوید هنگامى كه از سفر زیارت امام حسین (ع) برگشتم، امام باقر علیه السلام به دیدارم آمد و فرمود: اى حمران! به تو مژده مى‌دهم كه هر كس قبور شهیدان آل محمد (ص) را زیارت كند و مرادش از این كار رضایت خدا و تقرب به پیامبر (ص) باشد، از گناهانش بیرون مى‏آید مانند روزى كه مادرش او را زاده است.

 

17- زیارت مظلوم‏


عن ابى جعفر و ابى عبدالله علیهماالسلام یقولان: من احب أن یكون مسكنه و مأواه الجنة، فلا یدع زیارة المظلوم. (17)


از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام نقل شده كه فرمودند: هر كس كه مى‏خواهد مسكن و مأوایش بهشت باشد، زیارت مظلوم ـ امام حسین ـ را ترك نكند.

 

18- شهادت و زیارت‏


قال الامام الصادق علیه السلام: زوروا قبرالحسین علیه السلام ولا تجفوه فانه سید شباب أهل الجنة من الخلق و سید شباب الشهداء. (18)


امام صادق (ع) فرمود: مرقد امام حسین علیه السلام را زیارت كنید و با ترك زیارتش به او ستم نورزید، چرا كه او سید جوانان بهشت از مردم و سالار جوانان شهید است.

 

19- زیارت، بهترین كار


قال ابوعبدالله علیه السلام: زیارة قبرالحسین بن على علیهماالسلام من أفضل ما یكون من الأعمال. (19)


امام صادق (ع) فرمود: زیارت قبر امام حسین علیه السلام از بهترین كارهاست كه مى‏تواند انجام یابد.

 

20- سفره‏هاى نور


قال الامام الصادق علیه السلام: من سره ان یكون على موائد النور یوم القیامة فلیكن من زوارالحسین بن على علیهماالسلام. (20)


امام صادق (ع) فرمود: هر كس دوست دارد روز قیامت، بر سر سفره‏هاى نور بنشیند باید از زائران امام حسین علیه السلام باشد.

 

21- شرط شرافت‏


قال الصادق علیه السلام: من اراد ان یكون فى جوار نبیه و جوارعلى و فاطمه علیهم السلام فلا یدع زیارة الحسین علیه السلام. (21)


امام صادق (ع) فرمود: كسى كه مى‏خواهد در همسایگى پیامبر (ص) و در كنارعلى (ع) و فاطمه (س) باشد زیارت امام حسین (ع) را ترك نكند.

 

22- زیارت، فریضه الهى‏


قال ابوعبدالله علیه السلام: لو ان احدكم حج دهره ثم لم یزرالحسین بن على علیهماالسلام لكان تاركا حقا من حقوق رسول الله (ص) لان حق الحسین فریضة من الله تعالى واجبه على كل مسلم. (22)


امام صادق (ع) فرمود: اگر یكى از شما تمام عمرش را احرام حج ببندد اما امام حسین علیه السلام را زیارت نكند حقى از حقوق رسول خدا (ص) را ترك كرده است؛ چرا كه حق حسین (ع) فریضه الهى و بر هر مسلمانى واجب و لازم است.

 

23- كربلا كعبه كمال‏


قال ابوعبدالله علیه السلام: من لم یأت قبرالحسین علیه السلام حتى یموت كان منتقص الایمان منتقص الدین، ان ادخل الجنة كان دون المؤمنین فیها. (23)


امام صادق (ع) فرمود: هر كس به زیارت قبر امام حسین (ع) نرود تا بمیرد، ایمانش ناتمام و دینش ناقص خواهد بود به بهشت هم كه برود پایین‌تر از مؤمنان در آنجا خواهد بود.

 

24- از زیارت تا شهادت‏


قال ابوعبدالله علیه السلام: لا تدع زیارة الحسین بن على علیهماالسلام و مُرّ أصحابك بذلك یمدالله فى عمرك و یزید فى رزقك و یحییك‏ الله سعیدا ولا تموت الا شهیدا. (24)


امام صادق (ع) فرمود: زیارت امام حسین علیه السلام را ترك نكن و به دوستان و یارانت نیز همین را سفارش كن! تا خدا عمرت را دراز و روزى و رزقت را زیاد كند و خدا تو را با سعادت زنده دارد و نمیرى مگر با شهادت.

 

25- حدیث محبت‏


عن ابى عبدالله قال: من اراد الله به الخیر قذف فى قلبه حب الحسین علیه السلام و زیارته و من اراد الله به السوء قذف فى قلبه بغض الحسین علیه السلام و بغض زیارته. (25)


امام صادق (ع) فرمود: هر كس كه خدا خیر خواه او باشد محبت حسین (ع) و زیارتش را در دل او مى‏اندازد و هر كس كه خدا بدخواه او باشد كینه و خشم حسین (ع) و خشم زیارتش را در دل او مى‏اندازد.

 

26- نشان شیعه بودن‏

 
قال الصادق علیه السلام: من لم یأت قبرالحسین علیه السلام و هو یزعم انه لنا شیعة حتى یموت فلیس هو لنا شیعة و ان كان من اهل الجنة فهو من ضیفان اهل الجنة. (26)


امام صادق علیه السلام فرمود: كسى كه به زیارت قبر امام حسین نرود و خیال كند كه شیعه ما است و با این حال و خیال بمیرد او شیعه ما نیست و اگر هم از اهل بهشت باشد از میهمانان اهل بهشت خواهد بود.

 

27- سكوى معراج‏


قال الصادق علیه السلام: من اتى قبرالحسین علیه السلام عارفا بحقه كتبه الله عزوجل فى اعلى علیین. (27)
امام صادق (ع) فرمود: هر كس كه به زیارت قبر حسین علیه السلام نایل شود و به حق آن حضرت معرفت داشته باشد خداى متعال او را در بلندترین درجه عالى مقامان ثبت مى‏كند.

 

28- مكتب معرفت‏


قال ابوالحسن موسى بن جعفرعلیه السلام: أدنى ما یثاب به زائر ابى عبدالله علیه السلام بشط فرات إذا عرف حقه و حرمته و ولایته ان یغفر له ما تقدم من ذنبه و ما تأخز. (28)


حضرت امام موسى كاظم علیه السلام فرمود: كمترین ثوابى كه به زائر امام حسین علیه السلام در كرانه فرات داده مى‏شود این است كه تمام گناهان بخشوده مى‏شود. بشرط این كه حق و حرمت ولایت آن حضرت را شناخته باشد.

 

29- همچون زیارت خدا


قال الرضا علیه السلام: من زار قبرالحسین (ع) بشط الفرات كان كمن زار الله. (29)


امام رضا علیه السلام فرمود: كسى كه قبر امام حسین علیه السلام را در كرانه فرات زیارت كند، مثل كسى است كه خدا را زیارت كرده است.

 

30- زیارت عاشورا


قال الصادق علیه السلام: من زارالحسین علیه السلام یوم عاشورا وجبت له الجنة. (30)


امام صادق (ع) فرمود: هر كس كه امام حسین علیه السلام را در روز عاشورا زیارت كند بهشت بر او واجب مى‏شود.

 

31- بالاتر از روسپیدى


قال ابوعبدالله علیه السلام: من باب عند قبرالحسین علیه السلام لیلة عاشورا لقى الله یوم القیامة ملطخا بدمه كأنما قتل معه فى عرصة كربلا. (31)


امام صادق (ع) فرمود: كسى كه شب عاشورا در كنار مرقد امام حسین علیه السلام سحر كند روز قیامت در حالى به پیشگاه خدا خواهد شتافت كه به خونش آغشته باشد، مثل كسى كه در میدان كربلا و در كنار امام حسین علیه السلام كشته شده باشد.

 

32- نشانه‌هاى ایمان‏


قال ابو محمدالحسن العسكرى علیه السلام: علامات المؤمن خمس: صلاة الخمسین، و زیارة الاربعین، والتختم فى الیمین، و تعفیر الجبین والجهر ببسم الله الرحمن الرحیم. (32)


امام حسن عسكرى علیه السلام فرمود: نشانه‏هاى مؤمن پنج چیز است: 1 ـ پنجاه ركعت نماز (نماز یومیه و نمازهای نافله) 2 ـ زیارت اربعین 3 ـ انگشتر به دست راست كردن 4 ـ بر خاك سجده كردن 5 ـ بسم الله الرحمن الرحیم را در نماز بلند گفتن.

 

33- رواق منظر یار


قال رسول الله (ص): الا و ان الإجابة تحت قبته والشفاء فى تربته، و الائمة علیهم السلام من ولده. (33)


پیامبر خدا(ص) فرمود: بدانید كه اجابت دعا، زیر گنبد حرم او و شفاء در تربت او، و امامان علیهم السلام از فرزندان اوست.‏

 

34- تربت و تربیت‏


قال الصادق علیه السلام: حنكوا اولادكم بتربة الحسین (ع) فإنها امان. (34)


امام صادق (ع) فرمود: كام كودكانتان را با تربت حسین (ع) بردارید چرا كه خاك كربلا فرزندانتان را بیمه مى‏كند.

 

35- بزرگترین دارو


قال ابوعبدالله علیه السلام: فى طین قبرالحسین علیه السلام الشفاء من كل داء و هو الدواء الاكبر. (35)


امام صادق (ع) فرمود: شفاى هر دردى در تربت قبر حسین علیه السلام است و همان است كه بزرگ‌ترین داروست.

 

36- تربت و هفت حجاب‏


قال الصادق علیه السلام: السجود على تربة الحسین علیه السلام یخرق الحجب السبع. (36)


امام صادق (ع) فرمود: سجده بر تربت حسین علیه السلام حجاب‌هاى هفتگانه را پاره مى‏كند.

 

37- سجده بر تربت عشق


كان الصادق (ع) لا یسجد الا على تربة الحسین (ع) تذللا لله و إستكانة الیه. (37)


رسم حضرت امام صادق (ع) چنین بود كه: جز بر تربت حسین (ع) به خاك دیگرى سجده نمى‏كرد و این كار را از سر خشوع و خضوع براى خدا مى‏كرد.

 

38- تسبیح تربت


قال الصادق (ع): السجود على طین قبرالحسین (ع) ینور الى الارض السابعة و من كان معه سبحة من طین قبرالحسین (ع) كتب مسبحا و ان لم یسبح بها ... (38)


امام صادق (ع) فرمود: سجده بر تربت قبر حسین (ع) تا زمین هفتم را نور باران مى‏كند و كسى كه تسبیحى از خاك مرقد حسین (ع) را با خود داشته باشد، تسبیح گوى حق محسوب مى‏شود، اگر چه با آن تسبیح هم نگوید.

 

39- تربت شفا بخش


عن موسى بن جعفرعلیه السلام قال: ولا تأخذوا من تربتى شیئا لتبركوا به فأن كل تربة لنا محرمة الا تربة جدى الحسین بن على علیهماالسلام فأن الله عزوجل جعلها شفاء لشیعتنا و أولیائنا. (39)


حضرت امام كاظم (ع) در ضمن حدیثى كه از رحلت خویش خبر مى‏داد، فرمود: چیزى از خاك قبر من برندارید تا به آن تبرك جویید؛ چرا كه خوردن هر خاكى جز تربت جدم حسین (ع) بر ما حرام است، خداى متعال تنها تربت كربلا را براى شیعیان و دوستان ما شفا قرار داده است.

 

40- یكى از چهار نیاز


قال الامام موسى الكاظم (ع): لا تستغنى شیعتنا عن أربع: خمرة یصلى علیها و خاتم یتختم به و سواك یستاك به و سبحة من طین قبر أبى عبدالله علیه السلام ... (40)


حضرت امام موسى بن جعفر علیهماالسلام فرمود: پیروان ما از چهار چیز بى‏نیاز نیستند: 1 ـ سجاده‏اى كه بر روى آن نماز خوانده شود2 ـ انگشترى كه در انگشت باشد 3 ـ مسواكى كه با آن دندان‌ها را مسواك كنند 4 ـ تسبیحى از خاك مرقد امام حسین (ع)

 

 

 

نماز شب و آثار آن در این دنیا!!


آثار نماز شب در دنیا

نماز شب که یکی از عبادات خالص اولیای خدا و از برنامه های سازنده اسلامی به شمار می رود انسان را به وادی معنویات نزدیکتر می کند. نماز شب درس خودسازی و خلوت کردن با خالق خود را که از نیازهای طبیعی انسان است به انسان می آموزد ،نماز شب تاثیر بسزایی در سه عالم دارد هم در دنیا و هم در برزخ و هم در قیامت.

 

تاثیر نماز شب در دنیا، ابعاد گسترده ای دارد هم تاثیر در زندگی شخصی و اجتماعی و سیاسی، و هم تاثیر در باطن و ظاهر انسان دارد.نماز شب رفع  مشکلات و گرفتاری و رفع بیماری های روحی و جسمی را نیز در برمی گیرد.

 

در اینجا چند نمونه از احادیثی که از معصومین علیهم السلام در مورد آثار نماز شب رسیده است را بیان می کنیم:

 

1- بازداشتن از گناه

یکی از آثار نماز شب بازداشتن انسان از گناه است.بهترین وسیله ای که مانع گناه انسان می شود و قرآن کریم و روایات ائمه معصومین علیهم السلام آن را امضا کرده است نماز است.

رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند:  « فإنّ صلاة الیل مِنهاةٌ عنِ الاثم؛ نماز شب  انسان را از گناه باز می دارد.»

 

بعضی ها به نماز یومیه اکتفا می کنند و می گویند همین نماز ما را بیمه می کند لازم نیبست کمه نماز شب بخوانیم و یا اهمیت نمی دهند. می بینیم که اولیای خدا که پاک هستند  و گرفتار گناه نشدند به وسیله همین نماز یومیه  و نماز شب است. هر کدام از این ها خواص خود را دارد. بزرگان و مردان شب، انتظار شب را می کشند. اگر گناه و خطایی در طول روز انجام  دهند نماز شب آن را پاک می کند. مکمل نماز یویمیه ، نماز شب است.

 

امام باقر علیه السلام فرمودند: «إنما جُعِلَت النّافلةُ لِیُتَمِّ بها ما أفسَدَهُ من الفریضة؛ همانان (نماز) نافله را به خاطر این جهت قرار دادند که جبران فساد نمازهای واجب را کند.» (1)

 

2- ریزش گناهان

 

یکی دیگر از آثار نماز شب ریزش گناهان است.نماز حسنه ای است که در دل های مومنین وارد شده و آثار معصیت و تیرگی هایی که دلهایشان از ناحیه سیئات کسب کرده از بین می برد.

در قرآن کریم آمده است: «و اقم الصلوة  طرفی النهار و زلفا من الیل ان الحسنات یذهبن السیئات ذلک ذکری للذکرین؛ نماز بگزار در آغاز و انجام روز و ساعاتی از شب، زیرا نیکی ها بدیها را از میان می برند این تذکری است برای انها که اهل تذکرند.» (2)

 

این نشان دهنده اهمیت و تاثیر و قدرت نماز است و این یک فضل و لطف الهی است در حق بندگان. خداوند  دوست ندارد  بندگانش آلوده به گناه شوند و اگر هم گناه کردند برای محو آن گناه به ما دستور داده نماز بخوانید . این به این معنا نیست که ما گناه کنیم بعد نماز بخوانیم تا آن گناه از بین برود بلکه این یک فرصت و امتیاز و فضلی است برای بندگان  که اگر سهوا گناه نمودند و اصرار  بر گناه نداشتند از آن استفاده نمایند.

 

امام صادق علیه السلام می فرماید:  « صلاة المومن بالیل تذهب بما عمل من ذنب بالنهار؛ نماز شب گناهانی را که مومن در روز مرتکب شده است را از بین می برد.»(3)

 

3- رفع مشکلات و گرفتاریها

یکی دیگر از آثار نماز شب رفع مشکلات و گرفتاریها است،در حدیثی از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم آمده است: «ای مردم هیچ کس از شما نیست مگر اینکه مشکلات و گرفتاریها همچون کمربندی او را محاصره کرده است. پس زمانی  که دو سوم شب گذشت و یک سوم آن باقی ماند ملکی بر او وارد می شود و به او می گوید: ذکر خدا بگو که صبح نزدیک است. پس چنانچه او حرکت کرد و ذکر خدا را گفت یک گره از گرفتاریهایش گشوده می شود و اگر او بلند  شد و وضو گرفت و داخل نماز شد همه گرفتاریها از او گشوده می شود پس صبح می کند در حالی که همچون مردمک چشم (روشن و پاکیزه) گردیده است.»(4)

 

4- کسب نور دائم از بیداری شب

حضرت عیسی می فرماید: « طوبی للذین یتهجدون من الیل . اولئک الذین یرثون النور الدائم من اجل انهم قاموا فی ظلمه الیل؛ خوشا به حال کسانی که شب را بیدار می مانند . اینانند که نور دائم را از آن رو که در تاریکی شب به پا خاسته اند به ارث می برند.»(5)

 

5- نورانیت و زیبایی صورت

رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید: « من کثرت صلاته بالیل حسن وجهه بالنهار؛ هر که بیشتر نماز شب بخواند هنگام روز زیبا و نورانی است.»(6)

 

6- به اجابت رسیدن دعا

از دیگر آثار نماز شب استجابت دعا است،امام صادق علیه السلام می فرماید: « کسی که در قنوت نمازوتر, چهل مومن و سپس برای خود دعا کند خداوند دعاهای وی را مستجاب می گرداند.»(7)

 

7- گشایش درهای آسمان

از دیگر آثار نماز شب گشایش درهای آسمان است.حضرت هادی علیه السلام می فرمود: «گاه هست که بنده برای نماز شب برخیزد و خواب بر وی غلبه کند چندان که او را به راست و چپ کشاند و گاهی چانه اش به سینه اش رسد، حق تعالی امر فرماید که درهای آسمان را بگشایند و فرشتگان را ندا دهند که نظر کنید که این بنده من در راه نزدیکی به من چه سختی ها می کشد در چیزی که بر وی واجب نساخته ام به امید سه چیز: یا گناهش را بیامرزم یا توبه روزیش گردانم و یا رزق و روزی او را زیاد کنم. ای فرشتگان شما را گواه می گیرم که من همه را بدو عطا کردم» (8)

 

8- درمان بیماریها

رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید: «بر شما باد به اقامه نماز شب، زیرا نماز شب سنتی است از پیامبرتان رسول خدا . نماز شب عادت و رسم صالحان و پاکان است که قبل از شما بودند و نماز شب موجب دفع بلا و بیماریها و دردها از بدن می شود.»(9)

 

9- زیاد شدن روزی

امام صادق علیه السلام فرمودند:  «نماز شب روزی را جلب می کند.» (10)

 

10- خوشبویی بدن

امام صادق علیه السلام می فرماید: «صلوه الیل تطیب الریح؛ نماز شب انسان را خوشبو می کند»(11)

 

كیفیت نماز شب

نماز شب مجموعاً یازده ركعت است:

1. هشت ركعت آن، كه دو ركعت، دو ركعت، مانند نماز صبح خوانده می شود یعنی چهار دو ركعتی به نیت نماز شب می باشد.

 

2. دو ركعت نماز شفع: بهتر است در ركعت اول آن بعد از حمد، سوره «ناس» و در ركعت دوم بعد از حمد، سوره «فلق» خوانده شود.

 

3. یك ركعت نماز وتر: بعد از حمد سه بار سوره «توحید» و یك بار سوره «فلق» و یك بار سوره «ناس» بخوانیم و می‌توان یك سوره تنها خواند، سپس دستها را برای قنوت به سوی آسمان بالا می بریم و حاجات خود را از خدا می خواهیم.

-و برای چهل مؤمن دعا می كنیم(چهل بار بگویید ( اَللّهُمَّ اِغْفِر لِلْمومِنینَ وَ اَلْمومِناتْ وَ اَلْمُسلِمینَ وَ اَلْمُسلِماتْ )

 

-و طلب مغفرت می كنیم و هفتاد مرتبه می گوییم: «استغفرالله ربّی و اتوبُ الیه».

از پروردگار خود طلب آمزرش و مغفرت می كنیم و به سوی او بازگشت می نمایم.

 

-آن گاه 7 بار می گوییم «هذا مقامُ العائذٍٍِ بكَ منَ النّارِ»؛ (این است مقام كسی كه از آتش قیامت به تو پناه می برد)

 

-و بعد از آن 300 مرتبه می گوییم: «العفو» و سپس می گوییم: «ربّ اغفرلی و ارحمنی وتُب عَلیَّ انّكَ انتَ التّوابُ الغفُورُ الرّحیم».[4]و سپس ركوع + سجده + تشهد + سلام .در پایان نماز شب تسبیحات فاطمة زهرا (س) را میگوئیم.
 
 
 
 

خدایا تو مرا دوست بدار

خدایا تو مرا دوست بدار تا ردای عاشقی بر تن کنم و کاسه بی کسی بر دکان هر که خیال کنم تو در او تجلی یافتی نبرم...

خدایا تو مرا دوست بدار و کوزه شکسته ام را بپذیر؛آنقدر می در کوزه دارم که ترک برداشت....

خدایا مرا دوست بدار و گاهی اشک هایم را چون خدایان زمینی پاک کن.طلوع را سایبانی کن و غروب را تکیه گاهم...

آنقدر مرا دوست بدار تا غرق شوم و رخت این دیار؛باقی گذارم برای آنان که خیال میکردم دوستم دارند.

پبامک نوشت:

به شانه هایم میزنی که تنهاییم را تکانده باشی،به چه دل خوش کرده ای؟ تکاندن برف از شانه آدم برفی...

نوشته مادرم بود؛چون به دلم نشت گذاشتمش؛من که نفهمیدم اما فک کنم از زبان من نوشتند



مناجات شهید علی اصغر اسدی در بیت المقدس 2(ماووت 1366)


ای رحمانا و ای رحیما و ای غفورا! می دانم آلودگی زیاد است و گناهم کثیر ولی بخشش تو بزرگتر از تمامی گناهان من است.پس تو را به محمد(ص) و آل محمد(ص) قسمت می دهم که مرا ببخشی
 شهید«علی اصغر اسدی»، در سال های حضورش در جبه های نبردٰ جمعیي گردان زهیر از لشکر ده سید الشهدا(ع) بود. وی در بیست و سوم، بهمن ماه سال 1366، بال در بال ملائک گشود.
آن چه خواهید خواند یادداشتی است به جا مانده از آن شهید عزیز که پیش از عملیات بیت المقدس2 (دی ماه 1366) نوشته شده است:


با نام آن که توانائی گرفتن قلم را به دست من عطا کرد و توفیق حضوردر جبهه را عنایت.
ای کریما
ای رحیما
 ای غفورا
 ای مهربان خدا !
تو را قسمت می دهم به خون گلوی  امام حسین(ع) مرا ببخش و از آلودگی ها پاک گردان و به من توفیق حضور در جبهه ها را عنایت کن و اگر مرا لایق می دانی شهادت نصیبم کن، شهادتی بی ریا و قبول درگاهت و اگر لایق نمی دانی مرا هدایت کن تا شایسته این مقام عظیم گردم.
ای کریما
 ای رحمانا و ای رحیما و ای غفورا
می دانم آلودگی زیاد است و گناهم کثیر ولی بخشش تو بزرگتر از تمامی گناهان من است.پس تو را به محمد(ص) و آل محمد(ص) قسمت می دهم  که مرا ببخشی. اللهم رزقنا توفیق شهاده فی سبیل.الهم اجعل محیای محیای محمدا و آل محمد و مماتی  ممات محمدا و آل محمد.
 آمین

نوشته شده در شنبه پنجم اسفند 1391ساعت 18:51 توسط سلطاني| | 2 صلوات

رهبر

 اي غصه هايت قاتلم،هرشب دعايت ميکنم/ داغت نبينم جان من،جان را فدايت ميکنم/

بايد بلرزد قلبشان وقتي شنيدند اين سران/ گفتي که "فعلا" من فقط دارم ”نصيحت” ميکنم./

من باتو تنهااي علي(روحي لک الفدا)،عهد غلامي بسته ام/ محض گل روي شما دارم رعايت ميکنم!!!

نظر رهبر انقلاب در مورد آیت الله خوشوقت

آیت‌الله صدیقی درباره نظر رهبر معظم انقلاب درخصوص جایگاه آیت‌الله خوشوقت گفت: چند وقت قبل به همراه تعدادی از طلاب به خدمت رهبر معظم انقلاب رسیدیم ، حضرت آقا فرمودند تنها به علم و اراده خودتان تکیه نکنید طوفان‌ها زیاد است و این طوفان‌ها گاهی اوقات سخت می‌شود و در این طوفان‌ها نمی‌توانید خود را حفظ کنید و باید در این اوقات خودتان را به کسی و یا جایی وصل کنید که شما را حفظ کنند، بعد بنده به حضرت آقا گفتم از چه کسی استفاده کنیم؟ رهبر معظم انقلاب در پاسخ گفتند؛ در طوفان ها خود را به آیت الله خوشوقت وصل کنید.

آیت‌الله خوشوقت صبح امروز پس از گذشت 17 روز بستری بودن در بیمارستان‌ سعودی به ملکوت اعلی پیوست. ایشان به دلیل ناراحتی‌های قلبی و افت فشار در بیمارستان ملک فیصل مکه مکرمه به دیدار حق رفت.

پیش از این قرار بود آیت الله خوشوقت برای ادامه درمان و معالجات به تهران منتقل شوند که به دلیل ناپایداری وضعیت ایشان و با نظر پزشکان معالج سعودی و هیئت پزشکی ایرانی این سفر لغو شد.

همچنین سازمان حج و زیارت انتقال پیکر مطهر این عالم فرزانه به کشورمان را پیگیری می‌کند

 آیت الله خوشوقت که بود؟

ام آیت الله «عزیزالله خوشوقت» در چندماه اخیر بیشتر حول و حوش بحث های سیاسی شنیده شد. اما بیشتر، او را به نام یکی از بازماندگان اساتید اخلاق تهران می شناسند.
 

 حالا نمازگزاران مسجد امام حسن مجتبی(ع) در سه راه طالقانی تهران انگار چیزی گم کرده اند. آن ها که بیش از 40 سال پامنبری «حاج آقا خوشوقت» بودند دیگر جای خالی او را روی منبر مسجد امام حسن مجتبی(ع) خیلی بیشتر از قبل حس می کنند. امام جماعتی که هم مجتهد بود، هم استاد اخلاق و هم محبوب جوان ترها.

 

آیت الله عزیزالله خوشوقت زاده سال 1305 شمسی بود. آیت الله عزیز خوشوقت در سال 1305ش در تهران به دنیا آمد، دروس مقدماتی حوزه را از مسجد معز الدوله آغاز کرد و در مدرسه لرزاده ادامه داد. سپس برای بهره بردن از اساتید بنام به حوزه علمیه قم رفت و در آنجا در دروس آیات عظام سید حسین بروجردی، سید محمد حسین طباطبایی، امام خمینی، شهید محمد صدوقی، محمد مجاهدی تبریزی، سید مجد الدین قاضی دزفولی و... شرکت کرد و پس از ان به تهران آمد و امام جماعت مسجد امام حسن مجتبی(ع) شد.

عمده فعالیت های آیت الله خوشوقت در مسجد امام حسن مجتبی(ع) صرف همراهی با جوانان و هدایت فرهنگی آنان بود. جلسه های درس اخلاق او در کنار جلسه های تفسیر و توضیح قرآن کریم از جمله معروف ترین جلسه های تهران بود. آیت الله خوشوقت از جمله  برجسته ترین شاگردان اخلاق و عرفان علامه طباطبایی بود.ايشان حكمت و فلسفه را هم در محضر  علامه طباطبايي آموخت و درکنار شهید مطهری مورد توجه و محبت  ویژه مرحوم علامه طباطبایی قرار گرفت. .

"

آنها كه ايشان را از نزديك مي شناسند و يا وصف حال ايشان را شنيده اند صبر و حوصله و سعه صدر كم نظيرشان را در برخورد با مردم مي ستايند.

اصرار فراوان شهيد بزرگوار آيت الله قدوسي جهت بازگرداندن ايشان به قم و برپايي كرسي درس اخلاق و تربيت طلاب فاضل حاكي از مراتب معنوي ايشان بود.

آیت الله خوشوقت  در اوایل انقلاب به عنوان نماینده ویژه امام خمینی(ره) در ستاد انقلاب فرهنگی فعالیت می کرد. ضمن این که وی پدر همسر سید مصطفی خامنه ای فرزند ارشد مقام معظم رهبزی نیز بود.

در ماههای اخیر، به دلیل اظهار نظر ایشان راجع به حضرت رقیه(س) توهین ها و جریان سازی های فراوانی علیه ایشان شکل گرفت که این توهین ها با واکنش شدید ایشان  روبه رو شد.

آیت الله خوشوقت که بهمن ماه امسال برای انجام اعمال  عمره مفرده به مکه مکرمه مشرف شده بود به عارضه نارسایی کلیوی و مشکلات تنفسی ناشی از دیابت در بیمارستان ملک فیصل مکه مکرمه بستری شد و پس از 17 روز بستری بودن در بیمارستان، صبح امروز به دیدار حق شتافت.

ریاضت سالم از زبان آیت الله خوشوقت

ماهنامه«حاشیه» در شماره صفر خود گفت و گوی حجت الاسلام رشاد با آیت الله خوشوقت را منتشر کرده است. بخشی از این گفت و گو به بحث درباره ریاضت می گذرد. بخش هایی از این گفت و گو را بخوانید:

  • چه مسیری می‌تواند جویندگان سلوک الهی را به مقصد برساند؟

واجبی ترک نشود و حرامی را مرتکب نشویم. این است که ایمان را بالا می‌برد. ایمان که بالا رفت، بصیرت پیدا می‌شود.

  • یعنی ما ریاضتی فراتر از واجبات و محرمات شناخته شده در اسلام نداریم؟

نه. ریاضت سالم همین انجام واجب و ترک حرام از سن بلوغ تا آخر عمر است. این ریاضت اسلام است. ادامه این ریاضت ایمان را بالا می‌برد و ایمان که بالا رفت انسان بصیرت پیدا می‌کند و حجاب‌ها برطرف می‌شود.

 

  • پس این دستورات ریاضتی که بعضی به دیگران می‌دهند مشروع نیست؟

باید منشأ آن همین دو آیه باشد: "یا اَیُهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوالله" َواجبات و محرمات را مراعات کنید تا ایمان بالا برود و "یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْرًا کَثِیرًا" برای درجات بعد هم ذکر کثیر لازم است؛ این دو آیه اساس اخلاق و رشد است.

 

  • اگر کسی بگوید که مثلا وقتی شما یک چله می‌گیرید و در یک محیط آرام تمرکز دارید، حالت ذکر شما تقویت می‌شود و قدرت ذکر و تذکر شما قوت پیدا می‌کند؛ این در همان مسیر است، البته منوط به اینکه خلاف شرع نباشد.

فقط با اطاعت فرمان است که می‌توان به طرف خدا رفت؛ بنابراین در تمام مراحل، چه در قسمت اول باشیم و چه در قسمت دوم -که واجب نیست ولی برای حرکت به طرف هدف الزامی است- این مساله لازم است، یعنی اطاعت فرمان باید آنجا باشد.

 

  • من از این بیان حضرتعالی این جور برداشت می‌کنم که گویی ما چیزی به نام سلوک عرفانی نداریم و هرچه هست، همان دستورات شرعی واجب و حرام و مستحب و مکروهی است که در فقه بیان شده و دستورهایی که در قالب اخلاق ذکر شده است.

بله همان آیه است. منتها مردم می‌خوانند ولی عمل نمی‌کنند. کم هستند افرادی که در طول عمر تقوا را رعایت کنند. کار خیر زیاد می‌کنند و کنار آن هم مرتکب گناه می‌شوند و همین گناهان حجاب می‌آورد. اینها افراد نادری هستند که کار حرام انجام نمی‌دهند و این می‌شود که ایمان مرتب در تزاید باشد و ایمان که در تزاید باشد، حرکت در مرحله دوم آسان‌تر می‌شود.

دستخطی از مرحوم آیت الله خوشوقت

یت الله خوشوقت، استاد اخلاق امروز صبح در مکه مکرمه دار فانی را وداع گفت.
 

 آیت الله عزیزالله خوشوقت در سال 1305 هجري شمسي متولد شد و پس از تحصيلات روز به علوم حوزوي روي آورد و در طول عمر شریف خود در خدمت دین بود. ایشان به جهت فهم عمیق و آراي بدیعی که در آیات و روايات و دعاها به ویژه صحیفه سجادیه و نهج البلاغه داشتند گنجینه ای از معارف در عصر حاضر به شمار می رفتند.

دستخطی از مرحوم آیت الله خوشوقت

آيت الله خوشوقت كه براي انجام عمره مفرده به عربستان عزيمت كرده بود، يكشنبه 29 بهمن ماه بعد از انجام اعمال عمره به دليل عارضه نارسايي كليوي و مشكلات تنفسي ناشي از ديابت در بيمارستان ملك فيصل مكه مكرمه بستري شد و صبح امروز 2 اسفندماه در بیمارستانی در عربستان سعودی درگذشت.

.

سجده هاىواجب باچه علامتى مشخص شده است؟ آيابايد به طرف قبله انجام داد؟ در سجده چه ذكرى بايد گفته شود؟

در برخى قرآن ها، سجده هاى واجب با علامت «سجده واجبه»، در كنار صفحه قرآن، روبه روى آيه سجده، مشخص شده است امّا در برخى قرآن ها مشخص نشده است و انسان بايد موارد و احكام آن را طبق نظر مرجع تقليد خود ياد بگيرد و در قرآن خود مشخص نمايد تا در وقت تلاوت، سجده واجب از او فوت نشود.[1]
    در سجده واجب قرآن روبه قبله بودن لازم نيست و يك سجده كفايت مى كند.آيه يا دعاى خاصى واجب نيست، بلكه بنابر نظر مبارك حضرت امام خمينى: «هرگاه انسان، در سجده واجب قرآنى، پيشانى را به قصد سجده بر زمين بگذارد، اگر چه ذكر نگويد، كافى است و گفتن ذكر، مستحب است و بهتر است بگويد:
(لا اله الاّ اللهُ، حقّاً حقّاً، لا اله الاّ اللهُ ايماناً و تصديقاً، لا اله الاّ اللهُ، عبوديةً و رقّاً، سجدتُ لك يا ربِّ تعبّداً و رقّاً، لامستنكفاً و لامستكبِرًا بَلْ اَنَا عبدٌ ذليلٌ خائفُ مستجيرٌ.)[2]
[1]. ر.ك: بنى هاشمى، توضيح المسائل مراجع، ج1، ص615، مسئله 1093، رساله امام خمينى.
[2]. ر.ك: امام خمينى، رساله توضيح المسائل، مسئله 1098.



سجده هاى واجب ومستحب درقرآن كريم كدامند؟

در هر يك از چهار سوره: نجم، آيه آخر; علق، آيه آخر; سجده، آيه15 و فصّلت، آيه37 يك آيه سجده است كه اگر انسان بخواند يا گوش كند، بعد از تمام شدن آن آيه بايد فوراً سجده كند.[1]«با (نجم)ستاره سوره فُصِّلتْ را(اقرأ)بخوان وسجده كن.»
كلمه هايى كه زير آن خط كشيده شده، اسم سوره هاى سجده دار است.
سوره هايى كه سجده مستحب دارند عبارتند از: اعراف، رعد، نحل، اسراء، مريم، حج (دو سجده)، فرقان، نمل، انشقاق و برخى سوره ص را نيز به اين سوره ها ملحق كرده اند[2].
به سجده هاى مستحب، سجده هاى مندوبه هم مى گويند.
[1]. امام خمينى، توضيح المسائل، مسئله 1093، ص125.
[2]. سيدمحمدكاظم يزدى، عروة الوثقى، ص226.

.......

مولی علی علیه السلام می فرمایند :
صَلِّ الصَّلَاةَ لِوَقْتِهَا الْمُؤَقَّتِ لَهَا وَ لَا تُعَجِّلْ وَقْتَهَا لِفَرَاغٍ وَ لَا تُؤَخِّرْهَا عَنْ وَقْتِهَا

لِاشْتِغَالٍ وَ اعْلَمْ أَنَّ كُلَّ شَيْ‏ءٍ مِنْ عَمَلِكَ تَبَعٌ لِصَلَاتِكَ



نماز را وقتی که برای آن تعیین شده به جای آور . نه به دلیل فراغت و بیکاری آن را پیش از وقتش برگزارکنی ونه به دلیل کار وگرفتاری آن را از وقت خود به تاخیر افکن و بدان که همه کارهایت تابع نماز توست                                   نهج البلاغه

شهیدخوب کیست، شهید بد کدام است؟!

بح روز یکشنبه، ششم اسفند 1391، روی کیوسک فروش مطبوعات، روزنامه «شرق» توجه ات را به خودش جلب می کند. «عکسِ یکِ» روزنامه کسی نیست جز خانم «فاطمه امیرانی»، همسر شهید «حمید باکری» جانشین فرماندهی لشکرِ 31 عاشورا. حقیقتا موجب شگفتی بود. تاکنون 1680 شماره از روزنامه ی «شرق» منتشر شده است اما این نخستین بار است که «عکسِ یکِ» آن به یک همسر شهید و مصاحبه با او اختصاص یافته است. روزنامه را که می خری، حیرتت بیشتر می شود؛ دو صفحه 8 و 9، تمام قد به شهید «حمید باکری» اختصاص داده شده است. مصاحبه ای به حجمِ تقریبی 4500 کلمه، با این تیتر: «گفت قول بده هیچ وقت برنگردیم ارومیه». سرگیجه ات زمانی بیشتر می شود که می بینی حدو 120 کلمه از وصیت نامه شهید حمید باکری هم به مصاحبه ضمیمه شده، به اضافه چهار عکس رنگی و زیبا...


واقعا چه خبر شده؟ آیا شرقی ها یک شبه عوض شده اند؟ آیا شرقی ها، طی شب جمعه ی گذشته، با شنیدن نغمه ی معروف«یادِ امام و شهدا، دلو می بره کرب و بلا» منقلب شده ، از ده سال فراموشی دفاع مقدس و شهدا پشیمان و نادم شده و با شرمندگی به امام و شهدا رو کرده اند؟ آیا شرقی ها پس پریشب روزه بوده اند و با نان و پیاز افطار کرده اند و تحت تاثیر این افطار عارفانه، پریشب خوابِ شهید حمیدباکری را دیده اند و  این رویای صادقانه، آنان را واداشته است که دیروز دو صفحه را به نام و یاد ایشان بسته اند؟ آیا شرقی ها ...
راستی شاید یعضی ها ندانند حمید باکری کیست. فقط محض اطلاع این دسته آدم ها، این چند خط را داشته باشید:
حمید باکری، سومین پسرِِ خانواده ی باکری و برادرِ کوچک ترِ آقایان «علی» و «مهدی» باکری است. او به سال 1334 در ارومیه متولد شد و بیست و هشت سال بعد،  به سال 1362ٰ، طی جنگ ایران و عراق، در  عملیات «خیبر» ، در منطقه ای موسوم به «طلاییه»، به شهادت رسید و پیکرش هیچ گاه به دست نیامد. حمید باکری در زمان شهادت، جانشین فرماندهی لشکر31 عاشورا بود. فرمانده ی این لشکر، یعنی «مهدی باکری» هم یک سال بعد، در عملیات بدر  شهید شد. پسرِ بزرگ خانواده یعنی «علی» هم پیش از پیروزی انقلاب، به سال 1351، در زندان های رژیم پهلوی شربت شهادت نوشیده است.
امروز، 29 سال از شهادت «حمید» ، 28 سال از شهادت «مهدی» و 40 سال از شهادت «علی» و 10 سال از آغاز انتشار روزنامه ی «شرق» می گذرد و تازه امروز شرقی ها یادشان افتاده است که : «جای آدم هایی مثل حمید باکری خالی است».
راستی، خانم «فاطمه امیرانی» کیست؟ مادر دو فرزند به جا مانده از حمید باکری یعنی احسان و آسیه. ایشان در 30 دی ماه 1358 به عقد حمید باکری درآمده است و این افتخار داشته است که طی چهار سال پایانی عمر حمید باکری، پاسدار حریم خانه و خانواده ی او بوده است.
هنوز یک سوالت به قوت خود باقی است: « چرا روزنامه شرق، این گونه بی مقدمه و زمینه به سراغ یک همسر شهید رفته است؟» دقت شود؛ این مصاحبه با یک فعال سیاسی و یا یک چهره ی فرهنگی که از قضا؛ همسر شهید هم هست انجام نشده است، بلکه دقیقا این عنوان را بر پیشانی دارد: « شهید باکری به روایت همسرش».

مصاحبه را که می خوانی، متوجه می شوی مصاحبه کننده، دنبال گوشه ها و کنج های زمانی خاصی است، خصوصاً ماجرای استعفای حمید و برادرش از سپاه ارومیه و زاویه ی سیاسی این عزیزان با جریان دیگری از «سپاه منطقه ی پنج» که امروز برخی از اعضای آن جریان ٰ از وابستگان دولت هستند. صد البته، این به خودی خود ایرادی ندارد. آن نکته ها هم بخشی از تاریخ جنگ و انقلاب است و ثبتشان در تاریخ واجب، اما در حالی که هر دو برادر ، با «منطقه ی پنج» تقابل هایی داشته اند، چرا ماجرا تنها و تنها از دیدگاه خانم امیرانی و آن هم در روزنامه ی شرق بیان می شود؟ چرا شرقی ها به سراغ «صفیه خانم» همسر شهید مهدی باکری نرفته اند؟

در ستون سمت چپ از صفحه 9، سخنانی از شهید «احمد کاظمی» در وصف شهید «مهدی باکری» درج شده است. باز هم یک سوال: حضرات شرقی! خانم امیرانی به اذعان خودشان، تنها 4سال با حمید باکری زندگی کرده اند. آیا زمان زندگی احمد کاظمی با همسرش بیشتر بوده است یا حمید باکری؟ پاسخ این سوال بدیهی است. حیات سیاسی و نظامی حاج احمد کاظمی هم پر بوده است از اختلافاتش با فرماندهان و مسئولان لشکری و کشوری (یعنی مورد موضوع مورد علاقه شرقی ها). پس چرا شرقی ها به سراغ همسر ایشان نمی روند؟ با چه ملاک و سنجه ای، روزنامه ای از جنس«شرق»، به سراغ خانم امیرانی می رود و سراغی از همسر آقا مهدی و  شهید کاظمی نمی گیرد؟ لابد با توجه به نزدیکی سالگرد شهادت شهید همت، باید منتظر باشیم که روزنامه شرق، دومین مصاحبه ی خود را با یک همسر شهید در طول تاریخ انتشارش، به خانم بدیعیان، همسر شهید همت اختصاص دهد. البته این فی نفسه اشکالی ندارد اما مصاحبه ی خانم امیرانی را که تمام می کنی، خوب دستت می آید که شرق و شرقی ها تغییری نکرده اند. همان دیدگاه و گرایش سیاسی و فرهنگی که در وصیت نامه های باقی مانده از 220 هزار شهید، اثری از آن ها پیدا نمی کنی. همان برخورد سرد و بی روحی که نسبت به همه ی آن چیزی که حجم اصلی محتوی صدها هزار وصیت نامه ی شهید را به خود اختصاص داده است. پس چه شده است که شرق ، سراغ شهیدان رفته است؟ آیا شرقی ها، شهدا را به دو دسته ی، شهدای خوب و شهدای بد تقسیم کرده اند؟ کدام شهید ها از منظر  شرق بدند و کدامشان از منظر آنان، خوب؟این سوال، من و امثال من را که نسل سوم انقلاب هستیم به سختی آزار می دهد که صرف نظر از تمایلات سیاسی خانم امیرانی در انتخابات 88،  چه عاملی، ایشان و روزنامه ی شرق را به هم نزدیک کرده است که خانم امیرانی رازهای به اصطلاح مگوی خود را با این روزنامه درمیان می گذارد و از جفای منطقه ی پنجی ها ، قبل و بعد از شهادت باکری ها گله می کند؟

روزنامه شرق، شاید امروز با منطقه پنجی های دیروز، مثلا خرده حساب هایی داشته باشد اما بی شک نمی تواند حتی ادای ارادت و علاقه به شهیدان باکری را هم درآورد، مگر به شرط تحول و انقلابی بنیادین. پس «حمید باکری به روایت همسرش» در روزنامه ی شرق، چه جایگاهی دارد؟ این چه معنایی به جز استفاده ابزاری از شهدا می دهد( همان چماقی که شرقی ها بارها بر سر رقبای سیاسی خود کوبیده اند). در طول این سه دهه که از شهادت باکری ها می گذرد، جریان  شرق و  شرقی ها، حتی یک مورد بزرگداشت و پاسداشت شهیدان باکری را در کارنامه ی خود ندارند. حالا چه شده است که جای حمید باکری را خالی می کنند؟
چند جمله هم با خانم امیرانی!
می دانم که در ذهن خانم امیرانی، احتمالا من و امثال من، از وابستگان منطقه ی پنجی ها هستیم. خدا کند چنین فکری به ذهن خانم امیرانی خطور نکرده باشد که حسابمان به روز قیامت می ماند اما ما هر که باشیم، قطعا حق داریم این سوال را از ایشان مطرح کنیم:
خانم امیرانی! شما یک نفر از ده ها هزار همسر شهیدی هستید که امروز در گوشه و کنار این کشور زندگی می کنند و کم نیستند کسانی از میان آن خیل شهیدان که در سال های دفاع مقدس، با فرماندهان یا رجال سیاسی اختلاف سلیقه و یا حتی درگیری داشته اند. حمید باکری، چند وقتی خانه نشین شد و بعد به جبهه ها بازگشت و در حالی به شهادت رسید که مرد شماره ی دو لشکر عاشورا بود اما کاظم رستگار، مرد شماره ی یک لشکر سیدالشهدا(ع) بود. او چهل روز خانه نشین شد و همزمان با مهدی باکری، در عملیات بدر، به عنوان یک بسیجی عادی به شهادت رسید اما همسر او هیچ گاه به عنوان یک «سوژه ی عکس یکی»، مورد توجه شرق و شرقی ها قرار نگرفته است. چرا شرقی ها به سراغ همسر شهید حسن بهمنی نمی روند؟ حدس می زنید چرا؟ این را از شرقی ها و رفقای اکبر گنجی بپرسید بهتر است، البته به شرط صداقت آنان.
خانم امیرانی! صرف نظر از این که نگارنده این چند خط کیست، چه گرایش سیاسی دارد و مطلبش در چه رسانه ای منتشر می شود، به این سوالات بنده عنایت داشته باشید:
به اذعان خودتان، شما به خاطر وسواس و دقتی که در مصاحبه ها دارید، برای مصاحبه با بچه های «روایت فتح» (در دهه هفتاد)، ابتدا از خانم همت تایید گرفتید که:«این ها بچه های خوبی هستند، با آن ها مصاحبه کن». برای مصاحبه با روزنامه شرق ،تایید چه کسی را مد نظر داشته اید؟ حق طلبی شرقی ها نظرتان را جلب کرده؟ توجه دائمی و تاثر گذار شرق! به شهدا و انقلاب مجابتان کرده است؟ سرسپرده گی شرق به اسلام ناب محمدی(ص) و امام خمینی تحت تاثیرتان قرار داده؟ اخلاق گرایی شرق (یا همان قرائتی که در مصاحبه خود از آقا مهدی و پا نگذاشتن او روی جنازه شهدا ذکر کرده اید) شما را راضی به این مصاحبه کرده است؟
خانم امیرانی! وصیت نامه حمید باکری، علاوه بر 120 کلمه ای که شرق منتشر کرده است، 13 بند دیگر دارد. کدام قسمت از روزنامه شرق و جریان سیاسی ای که این روزنامه پرچمدار آن است، تقارن و تقاربی با آن 13 بند دارند؟
خداوند عاقبت همه ما را ختم به خیر کند
التماس دعا
محمدیاسر رجبی
6 اسفند 1391

همسر مهربان

در بیان عشق و محبت فاطمه نسبت به همسرش همان ماجرای زخم، مظلومیت، شکستگی پهلو و اثر تازیانه ای که چون دمل بر بازویش نشست، کافی است. تحمل این مصائب و سپس شهادت او در حمایت از همسرش بود. با این حال به هنگام وفات می گریست، امیرالمومنین علیه السلام از او پرسید:

بانوی من چرا گریه می کنی؟ فرمود: به رنجی می گریم که بعد از من خواهی دید.

امام علی علیه السلام فرمودند: گریه نکن.  به خدا سوگند، تحمل این رنج ها در راه او برای من سهل است.

غمخانه فاطمه زهرا سلام الله علیها ص 24-25



گنبد

مرحوم صدوق از امام صادق علیه السلام روایت می کند که فرمود:

او را زهراء نامیده اند، از آن رو که در بهشت آسمانه ای (گنبد) از یاقوت سرخ دارد که طولش به بلندترین نقطه آسمان می رسد، پیمودنش یک سال به دازا می انجامد و به نیروی پروردگار توانا نه از بالا به جایی متصل است و نه از پایین به ستونی تکیه کرده، صد هزار در دارد، بر آستانه هر در هزار فرشته قرار دارد که بهشتیان آنان را چون اخترانی فروزان در کرانه های آسمان می بینند.

آنها به یکدیگر می گویند: این فروزندگی از گنبد فاطمه سلام الله علیها است.

غمخانه فاطمه زهرا سلام الله علیها ص 22-23 به نقل از بحار الانوار ج43 ص 16

حضرت فاطمه در قرآن


((انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيا و يطهركم تطهيرا))
((
خدا چنين مى خواهد كه رحبس (هر آلايش ) را از شما خاندان نبوت ببرد و شما را پاك و منزه گرداند))
برخى را عقيده بر اين است كه چون اين آيه شريفه بين دو آيه واقع شده كه آن آيات درباره زوجات پيغمبر(ص ) نازل گرديده است ، بنابراين به همان نسق ، اين آيه هم بايد درشان زوجات آن حضرت باشد، و ما لازم مى دانيم كه از پنج طريق به اين آيه نظر كنيم :
1 - اول بررسى اينكه بعد از نزول اين آيه ، از رسول اكرم صلى الله عليه و آله درباره آن نصى (كلام صريحى ) هست كه آيه تطهير درشان چه كسى نازل شده است ؟

2 - دوم اينكه در اين موضوع ، از خود زنهاى پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله كلام معتبر و صريحى وجود دارد كه دلالت كند اين آيه درباره كيست ؟، آيا يكى از آنان ادعا كرده است كه آيه تطير درشان ما زنان پيامبر نازل شده است ؟ و يا اينكه عكس اين مطلب را اظهار نموده است ؟
3 - سوم اينكه آيا على سلام الله عليه و يا اولاد اميرالمؤ منين (ع ) با اين آيه احتجاج و مشاهده كرده اند؟ آيا ادعا كرده اند كه اين آيه درشان ما اهل بيت است و در غير ما نيست ؟ و آيا در مقام احتجاج از صحابه چه شنيده اند؟
4 - چهارم اينكه آيا از خود صحابه كلام معتبر و صريحى در اين باره موجود است كه آيه تطهير درباره چه كسى نازل شده است ؟
5 - پنجم اينكه رجال تفسير و حديث در اين مورد چه مى گويند؟ ايا با نظر آن كسانيكه مى گويند آيه تطهير (مانند دو آيه قبل و بعد آن ) مربوط به زوجات پيغمبر است همراى و موافق هستند؟ يا اينكه مى گويند نه خير، چون درباره شان نزول اين آيه ، نص (كلام معتبر و صريحى ) وجود دارد، لذا بايد تابع آن نص شد.
بنابراين آنچه درباره تطهيرشان مى شود از اين پنج طريق كه گفته شد، بيرون نيست .
آيه تطهير گفتار پيامبر(ص )
اما آنچه نفس قضيه است : درشان نزول اين آيه روايات متواترى در دست است كه حاكى است آيه تطهير در خانه ام سلمه نازل شده است و در آن هنگام رسول اكرم (ص )، حضرت صديقه ، اميرالمؤ منين ، و حسنين صلوات الله عليهم حضور داشته اند، جناب ام سلمه خودش از رسول اكرم صلى الله عليه و آله تقاضا مى كند كه من نيز به جمع شما داخل بشوم و تحت كسا نزد شما خاندان رسالت قرار گيرم ؟ حضرت او را نهى كرد و فرمود: نه ، تو داخل نشو (وانت فى خير) چون اين آيه مخصوص است به ما پنج تن .
نام جماعتى از صحابه كه شان نزول اين آيه را به همين ترتيب نقل كرده اند و روايات آنها متواتر است به اين شرح مى باشد:
سعدبن ابى وقاص - انس بن مالك - ابن عباس - ابوسعيد خدرى - عمر بن ابوسلمه - واصلة بن اسقع - عبدالله بن جعفر - ابوحمرا هلال - عايشه - ام سلمه - ابوهريره - معقل بن يسار - ابوطفيل - جعفربن حبان - حبيره - ابوبرزه اسلمى - مقداد بن اسود.
رواياتى كه صحابه مذكور نقل كرده اند، در اين موضوع هم راى و هم سخن هستند كه آيه شريه تطهير در خانه ((ام سمله )) نازل شده ، و فقط درشان پنج تن بوده است و هيچيك از زنان پيغمبر(ص ) داخل اين قضيه نيست ، و اين مطلب از مسلمات است . غير از حضرات صحابه ، تقريبا 300 نفر ديگر نيز اين روايت را به همان ترتيب و با ذكر اينكه محل نزول آيه خانه ((ام سمله )) بوده است ، نقل كرده اند. و ما مشخصات اين 300 نفر را كه در قرون مختلفه مى زيسته اند بطور تقصيل در كتاب ((الغدير)) شرح داده ايم .
تمام اين 300 نفر نصوصى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل كرده اند، كه بعد از نزول آيه تطهير از حضرت پرسيده شد كه اين آيه شريفه در شان كيست ؟ حضرت فرمود: منم ، على ، فاطمه ، حسنين (عليهم السلام ).
پس با توجه به مطالب فوق ، جاى هيچگونه ترديدى نيست كه حضرت صديقه زهراء سلام الله عليها نيز مشمول آيه تطهير است و در كلمه ((اهل البيت )) او نيز مراد مى باشد. گذشته از اينها، پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله ، براى اثبات و روشن شدن حقيقت امر كار بسيار جالبى كرده است كه 9 نفر از صحابه آنرا نقل كرده اند، به اين شرح كه بعد از نزول اين آيه ، حضرت رسول (ص )، هر روز (تا زمان وفاتش تقريبا)، هنگام خروج از منزل كه براى اقامه نماز صبح به مسجد تشريف مى برد، قبل از نماز به در خانه حضرت صديقه سلام الله عليها مى آمد و مى فرمود:
((
السلام عليكم يا اهل البيت ، انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا))
((
سلام بر شما اى اهل البيت ، بدرستيكه خدا اراده فرموده است كه هر ناپاكى را از شما خاندان نبوت دور گرداند و شما را پاك و منزه نمايد)).
راوى ديگرى مى گويد: من شش ماه در مدينه بودم و اين جريان را هر روز مشاهده كردم ، راوى ديگر نقل مى كند: من نه ماه در مدينه توقف كردم و هر روز ناظر اين صحنه بودم . راوى ديگر اظهار مى دارد: من 12 ماه در مدينه ساكن بودم و هر روز شاهد اين روش پيامبر(ص ) بودم و اين جريان تا آخرين روز زندگانى رسول اكرم صلى الله عليه و آله ادامه داشته
است .


منبع: فاطمة الزهرا عليها السلام (مؤلف علامه اميني)

...

ترک جماعت

امام محمد باقر علیه السلام:

کسی که از روی بی میلی، بدون عذر و علت نماز جماعت را که اجتماع مسلمانان است ترک کند، نمازی برای او نیست.(امالی شیخ صدوق ص290)

خداوند دشمن دارد کسی را ...

حضرت محمد صل الله علیه و آله:

به راستی خداوند دشمن دارد کسی را که به امور دنیا آگاه ولی به امور آخرت آگاهی نداشته باشد.

نهج الفصاحه حدیث 34 ص 24


عاقبت دلبستگی


حضرت محمد صل الله علیه و آله:

اگر کسی دل بستگی اش آخرت باشد خداوند دارایی دنیای او را کفایت نماید و بی نیازی را در دل او قرار دهد. و اگر دل بستگی او به دنیا باشد خداوند دارایی او را زیاد نماید ولی نیازمندی - احساس نیاز - را با او همراه کند.

نهج الفصاحه ص 24 حدیث 33

ایمان ما این است که نماز، زیباترین لحظه زندگی است. ایمان ما این است که نماز، مسیر حرکت دنیاست. ایمان ما این است که نماز، بالاترین جلوه عبادت است.



امیرمؤمنان سلام الله علیه فرمود:

آگاه باشید! عبادتی که در آن تفکر نباشد سودی ندارد1 ؛  نیز می فرماید: آگاه باشید! اگر در قرائت قرآن تدبر نباشد سودی ندارد2 ؛ همچنین آن حضرت در وصیت به محمدبن حنیفه می فرماید:

هر کس در کارها بدون توجه به فرجام آن وارد شود خود را در معرض رخدادهای بسیار زشت و ناپسند قرار می دهد و تدبیر پیش از عمل تو را از پشیمانی ایمنی می بخشد.3

مفاتیح الحیاة بخش یکم ص 68


1. الکافی  ج1 ص 36

2. الکافی ج1 ص 36

3. وسائل الشیعة ج15 ص 282 - 281


آیت الله

سه نوع صبر داریم: {-35-}صبر بر طاعت،{-35-} صبر بر معصیت{-35-} و صبر بر مصیبت{-35-}. درخواست صبر، یعنی بلاهایی که سمت من می آید، تحملش را داشته باشم. معلوم می شود به سراغ خط بلا و مصیبت رفته‏ای و در آن خط داری کار می کنی و می‏خواهی پاد زهرش را به‏دست بیاوری که کمتر تحت فشار باشی. حضرت به او فرمودند: سئلت البلاء. تو از خدا بلا می خواهی که می گویی: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ الصَّبْرَ».بجای این دعا بگو: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ الْعَافِیَةَ وَ الشُّکْرَ عَلَى الْعَافِیَةِ»؛ خدایا من از تو عافیت می‏خواهم . این دعا دقیقا ضد بلاء است. حتی توفیق شکر گذاری را هم درخواست می‏کنی. هم عافیت بده، هم توفیق شکرگزاری که به خاطر این عافیتی که به من دادی شکر هم بکنم. حضرت به آن شخص می‏فرمایند این را از خدا بخواه.


 آیت الله جاودان با اشاره به سحرخیزی به عنوان یکی از بهترین اعمال عبادی گفت: سحر خیزی و شب زنده داری مرهم رزائل اخلاقی انسانی است


آیت الله جاودان با اشاره به امر مقدس امر به معروف و نهی از منکر از جانب دین افزود: این امر خداپسندانه پیش از اینکه روی شخص مقابل اثر بگذارد اول خود انسان را معالجه می‌کند.


اگر انسان در ضمن انجام اعمال واجب گناه و معصیت را کنار بگذارد واجبات او بیش از پیش نمایان شده و مورد قبول درگاه حق تعالی واقع می‌گردد.



حسود


رسول گرامی اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) می فرماید:
نعمتهای خدا را دشمنانی است.
پرسیدند: آنان چه چیزهایی هستند؟
فرمود: آنان که به مردم به خاطر آنچه خداوند از فضلش عطا کرده است، حسد می ورزند.1

و فرمود:
«الحسد یاکل الحسنات کما تاکل النّار الحطب.»2
حسد نیکیها را می خورد، چنان که آتش هیزم را می بلعد.


امام صادق (علیه السّلام) می فرماید:
«آفة الدین الحسد و العجب و الفخر.»3 آفت دین، حسد، خودپسندی و فخر فروشی است.
و می فرماید:
«اتّقوا الله و لا یحسد بعضکم بعضاً.»4 از خدا باک داشته باشید و به یکدیگر حسد نورزید.

از این سخنان شریف و روشنگر به خوبی استفاده می شود که حسد با دینداری، ایمان و تقوا هیچگونه سازگاری ندارد.

در کتاب مصباح الشریعه از امام صادق(علیه السّلام) روایت شده:
شخص حسود بیش و پیش از دیگران به خود زیان می رساند؛ مانند ابلیس که برای خود لعنت و برای آدم، برگزیدگی، هدایت، ارتقاء به مرتبه درک حقایق و عهد الهی و نبوّت را به ارمغان آورد.

منبع:
۱. بحارالانوار، ج۷۰، ص۲۵۶.
۲. همان، ص۲۵۵.
۳. همان، ص ۲۳۷.
۴. همان، ج۱۴، ص ۲۵۴.

نامحرم

 .

  روزي پيامبر اسلام(صلي الله عليه و آله) از يارانش پرسيد:

چه چيزي براي زنان بهتر است؟ هيچكس نتوانست پاسخ درستي به اين سوال بدهد.
پس ايـن خـبر (براساس روايـتي از طريق حضرت علي(عليه السلام) به حضرت فاطمهي زهرا"س " رسيد. آن حضرت فرمود:

من ميدانم چه چيزي براي زن ها بهتر است، اين كه چشم آنها به مردان (نامحرم) نـيفتد و مردان (نامحرم هم) آن ها را نبينند.

فـرمايش زهـراي اطـهر سلام الله علیها را بـه پيامبر اكـرم(صلي الله عليه و آله) عـرض كـردند. آن حـضرت بسيار خوش حال شد و فرمود:
فاطمه پاره ي تن من است.

1- وسايل الشيعه، ج 20، ص 67.

احادیث

امام علی (ع) میفرمایند : خداوند زیباست و زیباییها را دوست دارد .
امام علی (ع) می فرمایند : مبنای همه عیبها برای انسان ، طمع زیاد است .
امام علی (ع) می فرمایند : رضایت به مقدرات الهی ، اندوه را از بین می برد .
امام علی (ع) می فرمایند : قناعت ثروتی ست که تمامی ندارد .
امام علی (ع) می فرمایند : خداوند زیباست و زیبایی ها را دوست دارد .
امام علی (ع) می فرمایند : دلها مانند ظرف است و بهتر از همه دلیست که ظرفیت آن بیشتر است .
امام علی (ع) می فرمایند : چه بسا روزه داری که بهره اش از روزه ، جز گرسنگی و تشنگی نباشد .
امام علی (ع) میفرمایند : سخن چینی تیر کشنده هست .
امام علی (ع) میفرمایند : با هوی و هوس خود بجنگید ، همانطور که به دشمن خود میجنگید .
امام علی (ع) میفرمایند : دیدار اهل نیکی ، قلبها را آباد میکند .
امام علی (ع) میفرمایند : ابراز فقر و نداری ، از کمی همت آدم سرچشمه میگیرد .
امام علی (ع) میفرمایند : ادای امانت ، کلید رزق است .

گناه

کسی اومد خدمت پیامبر و گفت : من گناه کردم، وقتی می خوام توبه کنم به خدا چی بگم؟ حضرت عرض کردند: بگو استغفر الله ! اون طرف گفت: من توبه می کنم ولی دوباره به گناه آلوده میشم؟ حضرت برای بار دوم فرمودن : هر موقع گناه کردی، از خدا طلب بخشش کن! اون مرد به پیامبر گفت: اینجوری که گناهای من زیاد میشه؟ حضرت فرمودن : بخشش خدا بیشتره، همیشه توبه کن تا اینکه شیطان رو تار و مار کنی ! (۱) منبع : وسائل‏ الشیعة، ج۱۶، ص۸۱

احادیث

زهرا که از فروغش عالم ضیا گرفته / دین نبی ز فیضش نشو و نما گرفته

مریم زمکتب او درس حیا گرفته / جشنی به عرش اعلی بهرش خدا گرفته . . .

 

————————————————-


1. مَن أصعَدَ إلی الله خَالَص عِبادَتِهِ أهبَطَ الله عزوجل إلیهِ أفضَلَ مَصلَحَتِه

کسی که عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد.

بحار الانوار، ج ۷۰، ص ۲۴۹

۲٫ إنَّ السَّعِید، کُلّ السَّعِید، حَقّ السَّعید مَن أحَبَّ عَلِیّاً فِی حَیاتِه و بَعد مَوتِه

همانا سعادتمند(به معنای) کامل و حقیقی کسی است که امام علی(ع) را در دوران زندگی و پس از مرگش دوست داشته باشد.

مجمع‌ الزوائد علامه‌ هیثمى، ج‌ ۹، ص‌ ۱۳۲

۳٫ نَحنُ وَسِیلَتُهُ فِی خَلقِه و نَحنُ خاصَّتُهُ و مَحلُّ قُدسِهِ و نَحنُ حُجَّتُهُ فِی غَیبِهِ و نَحنُ وَرثَةُ أنبِیائِه

ما اهل بیت رسول خدا(ص) وسیله ارتباط خدا با مخلوقاتیم، ما برگزیدگان خداییم و جایگاه پاکی ها، ما دلیل های روشن خدا و وارث پیامبران الهی هستیم.

شرح‌ نهج‌ البلاغه‌ ابن‌ ابی‌ الحدید، ج‌ ۱۶، ص‌ ۲۱۱

۴٫ قاریُ الحَدِید، و أذا وَقَعَت، و الرَّحمن، یُدعَی فِی السَّمواتِ و الأرضِ، سَاکِن الفِردَوسِ

تلاوت کننده سوره حدید و واقعه و الرّحمن در آسمان ها و زمین اهل بهشت خوانده می شوند.

کنزالعمال، ج‌ ۱، ص۵۸۲

۵٫ خِیارُکم اَلیَنُکُم مَناکِبَهً وَ اَکرَمُهُم لِنِسائِهم

بهترین شما کسی است که در برخورد با مردم نرم تر و مهربان تر باشد و ارزشمندترین مردم کسانی هستند که با همسرانشان مهربان و بخشنده اند.

کنزالعمال ، ج‌ ۷، ص۲۲۵

۶٫ اَشَدُّ النّاسِ اِجتهاداً مَن تَرکَ الذُّنوب

کوشاترین مردم تارک گناهان است.

تحف العقول،ص۵۱۹

۷٫ فَجَعَل الله…إطاعَتَنا نِظاماً لِلمِلَّة و إمامَتَنا أمانَاً لِلفُرقَةِ

خدا اطاعت و پیروی از ما اهل بیت را سبب برقراری نظم اجتماعی در امت اسلامی و امامت و رهبری ما را عامل وحدت و درامان ماندن از تفرقه ها قرار داده است.

نهج الحیاة، ص ۳۶

۸٫ جَعَلَ الله … بِرِّ الوالِدَینِ وِقَایَةً مِنَ السَّخَطِ، و صِلَةَ الأرحَامِ مِنسَاةً فِی العَمرِ و مِنماةً للعَدَدِ

خدای تعالی نیکی به پدر و مادر را واجب فرمود تا از خشم او در امان بمانند، و دستگیری از خویشان را موجب افزایش عمر و سبب فزونی جمعیت و قدرت قرار داد .

نهج الحیاة، ص ۱۰۲

۹٫ جَعَل الله… العَدلَ تَنسِیقَاً لِلقُلُوب

خدای تعالی عدالت را مایه وحدت و هماهنگی دل ها قرار داد .

نهج الحیاة، ص ۱۰۲

۱۰٫ جَعَل الله … الأمر بِالمَعرُوف مَصلَحَةً لِلعامَّة

خداوند امر به معروف را جهت اصلاح جامعه واجب فرمود .

نهج الحیاة، ص ۱۰۲

۱۱٫ جَعَل الله … الزَّکاَة تَزکِیةً لِلنَّفس و نَماءً فِی الرِّزق، و الصِّیام تَثبِیتاً لِلإخلاص

خدای تعالی زکات را مایه پاکی جان و فزونی روزی، و روزه را برای پابرجایی اخلاص قرار داد.

نهج الحیاة، ص ۱۰۲

۱۲٫ فَجَعلَ اللهُ الایمانَ تَطهیراً لَکم مِنَ الشِّرکِ ، وَ الصَّلاةَ تَنزیهاً لَکم عَن الکِبرِ

خدای تعالی ایمان را برای پاکیزگی از شرک قرار داد ، و نماز را برای دوری از تکبر و خودخواهی .

نهج الحیاة، ص ۱۰۲

۱۳٫ جَعل الله … الجِهادَ عِزّا ًللإسلام، و الصَّبرَ مَعُونَة عَلَی استِیجابِ الأجر

خداوند جهاد را موجب عزت و هیبت اسلام، و صبر را وسیله استحقاق و شایستگی پاداش حق تعالی قرار داد.

نهج الحیاة، ص ۱۰۲

۱۴٫ فَجَعَل اللّهُ‏ُ الإیمانَ تَطهِیراًُ مِنَ الشِّرک… وَ العَدلَ تَسکینا لِلقُلوبِ

خداوند ایمان را براى پاکى از شرک… و عدل و داد را براى آرامش دل‏ها واجب نمود.

نهج الحیاة، ص ۱۰۲

۱۵٫ إستَأذَنَ أعمَی عَلَی فَاطِمة (علیها السلام) فَحَجَبتِه، فقال رسول الله (صلی الله علیه و آله) لها: لِمَ حَجَبتِیه و هُولا یَراکَ؟ فقالت (علیها السلام): “إن لَم یَکُن یَرانِی فإنِّی أراهُ و هُو یَشُمُّ الرِّیح” . فَقال رسول الله (صلی الله علیه و آله)” أشهَد أنَّکَ بضعَة مِنِّی ”

مردی نابینا از حضرت فاطمه (علیها السلام) اذن خواست که داخل خانه شود. فاطمه )سلام الله علیها) خود را از او پوشاند. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) به فاطمه فرمود: به چه سبب خود را مستور کردی و حال این که این مرد نابینا تو را نمی بیند. حضرت زهرا (علیها السلام) پاسخ داد، “اگر او مرا نمی بیند، من او را می نگرم، و اگرچه او نمی بیند اما بوی زن را استشمام می کند.” رسول خدا پس از شنیدن سخنان دخترش فرمود: “شهادت می دهم که تو پاره تن منی “.

بحار الانوار، ج ۴۳، ص ۹۱

۱۶٫ نِعمَ تُحفَة المُؤمِن التَمر

برای مؤمن، خرما هدیه خوبی است .

کنز العمال، ج ۱۲، ص ۳۳۹

۱۷٫ بشرٌ فی وَجهِ المُؤمِن یُوجِبُ لِصاحِبِه الجَنّة

پاداش خوشرویی در برابر مؤمن بهشت است.

بحار الانوار، ج ۷۵، ص۴۰۱

۱۸٫ قَالَت فاطمة (علیها السلام): قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): “مَثَل الإمامِ مَثَل الکَعبَةِ إذ تُؤتی و لا تَأتی”

از حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) روایت شده که رسول خدا (صلوات الله علیه و آله) فرمودند: مثل امام همچون مثل کعبه است که باید به سویش روند، نه آن که (منتظر باشند تا) او به سوی آنها بیاید .

بحار الانوار، ج ۳۶، ص ۳۵۳

۱۹٫ أزهَدُ النُاسِ مَن تَرَکَ الحَرام

زاهد ترین مردم کسی است که حرام را وانهد.

تحف العقول،ص۵۱۹

۲۰٫ ما یَصنَعُ الصّائِمُ بِصیامِه اِذا لَم یَصُن لِسانَه وَ سَمعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ جَوارِحَه

روزه‏ دارى که زبان و گوش و چشم و جوارح خود را حفظ نکرده، روزه ‏اش به چه کارش خواهد آمد.

بحار الانوار، ج ۹۳ ص ۲۹۵

 

21. جَعَل الله … إجتِنابَ القَذفِ حِجاباَ عَنِ اللَّعنَة، و تَرکُ السِّرقَةِ إیجَاباً لِلعِفًّة

خدای تعالی پرهیز از افترا و دشنام را برای دور شدن از لعنت واجب فرمود و دزدی را منع کرد تا راه عفت پویند.

نهج الحیاة، ص ۱۰۲

۲۲٫ أبوا هَذِه الأمَّه مُحمَّدٌ و عَلِىٌّ (علیهم السلام) یُقِیمان أوَدَهُم و یُنقِذانِهِم مِن العَذابِ الدّائِم أن أطاعُوهُمَا و یُبِیحانِهِم النَّعِیمَ الدّائِم إن وافَقُوهُما

محمد و على (علیهما السلام) دو پدر امت اسلام مى باشند، کجى ها را راست و انحرافات را اصلاح مى نمایند، اگر مردم ایشان را اطاعت کنند، این دو آنها را از عذاب جاویدان نجات مى دهند. و اگر مردم با ایشان موافق و همراه باشند، این دو، نعمت هاى پایدار خداوندى را ارزانیشان دارند.

نهج الحیاة، ص۳۷

۲۳٫ فَما جَعَلَ الله لأحَدٍ بَعدَ غَدِیرِ خُمٍّ مِن حُجَّةٍ و لاعُذرٍ

پس از غدیر خم، خداوند براى هیچ کس عذر و بهانه اى باقى نگذاشته است.

نهج الحیاة، ص۴۲

۲۴٫ و هُو الإمام الرَّبانِى و الهَیکَلُ النُّورانِى، قُطبُ الاقطابِ و سُلالَةُ الأطیابِ النّاطِقُ بِالصَّوابِ، نُقطَةُ دائِرةِ الإمامَةِ و ابُو بُنیهِ الحَسن و الحُسین الَّذِین هُما رِیحانَتَى رسول الله سَیَّدى شَبابِ أهلِ الجنَّة

على امامى ربانى و الهى، و هیکلى نورانى و مرکز توجه همه عارفان و خداپرستان و فرزندى از خاندان پاکان، گوینده بحق و روا، جایگاه اصلى و محور امامت، و پدر حسن و حسین دو دسته گل پیامبر صلى الله علیه و آله و دو بزرگ و سرور جوانان اهل بهشت است .

نهج الحیاة، ص۴۴

۲۵٫ إنِّى قَد استَقبَحتُ ما یُصنَع بِالنِّساء، أنَّه یُطرَحُ عَلى المَرأةِ الثَّوبُ فَیَصِفُها لِمَن رأى، فلا تَحمِلینِى عَلى سَرِیرٍ ظاهرٍ، أُستُرِینِى سَتَرَک الله مِنَ النّار

من بسیار زشت مى دانم که (جنازه) زنان را پس از مرگ بر روى تابوت سرباز گذاشته و بر روى آن پارچه اى مى افکنند، که حجم بدن را براى بینندگان نمایش مى دهد. مرا بر روى تابوت آن چنانى نگذار و بدن مرا بپوشان که خدا تو را از آتش جهنم باز دارد.

نهج الحیاة، ص ۸۹

۲۶٫ و أنّى تُؤفَکُونَ؟ و کِتابَ الله بَینَ أظهُرِکُم، أمورُهُ ظاهِرةٌ و أحکامُهُ زاهِرَةٌ و أعلامُهُ باهِرَةٌ و زَواجِرُهُ و أوامِرهُ واضِحَه و قَد خَلَّفتُمُوهُ وَراءَ ظُهُورِکُم، أرَغبَةً عَنهُ تُریدُون أم بِغَیرِه تَحکُمُون؟

چرا بیراهه مى روید؟ در حالى کتاب خدا در میان شماست، مطالبش روشن است، و احکام آن درخشان، و نشانه هاى هدایت آن آشکار، و نهى و هشدارهاى آن روشن، و اوامرش واضح است، اما شما به قرآن پشت کردید، و از آن روى گردان شدید، آیا به قرآن میل و رغبت دارید؟ یا داورى جز قرآن مى گیرید؟

نهج الحیاة، ص ۱۰۶

۲۷٫ رُوحِى، لِرُوحِکَ الفَداء و نَفسِى لِنَفسِکَ الوَقاء یا اباالحسن! إن کُنتَ فِى خَیرٍ کُنتُ مَعکَ و إن کُنتَ فِى شَرٍّ کَنتُ مَعکَ

على جان، جانم فداى جان تو، و جان و روح من سپر بلاهاى جان تو، یا اباالحسن! همواره با تو خواهم بود، اگر تو در خیر و نیکى بسر مى برى با تو خواهم زیست و یا اگر در سختى و بلاها گرفتار شدى، باز هم با تو خواهم بود.

نهج الحیاة، ص۱۴۷

۲۸٫ الهِى و سَیِّدى أسئَلُکَ بِالَّذِین اصطَفَیتَهُم و بِبُکاءِ وَلَدَىَّ فّى مُفارِقَتِى، أن تَغفِرَ لِعُصَاةِ شِیعَتِى و شِیعَةِ ذُرِّیَتِى

پروردگارا! بزرگا! به حق پیامبرانى که آنها را برگزیدى و به گریه هاى حسن و حسین در فراق من، از تو مى خواهم از گناهکاران شیعیان من و شیعیان فرزندان من درگذرى.

نهج الحیاة، ص۱۴۸

۲۹٫ الجَار ثُمَّ الدّار

اول همسایه، سپس خانه خود.

نهج الحیاة، ص۱۴۹

۳۰٫ إنِّى لاأُحِبُّ الدُّنیا

من دنیاى دنیاپرستان را دوست ندارم.

نهج الحیاة، ص۱۵۳

۳۱٫ خَیرٌ لِلنِّساءِ أن لایَرَینَ الرِّجال و لایَراهُنَّ الرِّجالُ

آن چه براى زنان نیکو است، اینکه بدون ضرورت مردان نامحرم را نبینند و نامحرمان نیز او را ننگرند.

نهج الحیاة، ص۱۶۰

۳۲٫ إذا حُشِرتُ یَومَ القِیامَةِ أشفَعُ عُصاةَ أُمَّةِ النَّبِى (صلى الله علیه و آله)

آنگاه که در روز قیامت برانگیخته شوم، از گنهکاران امت پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله) شفاعت خواهم کرد.

نهج الحیاة، ص۲۰۵

۳۳٫ إن کُنتُ تَعمَُل بِما أمرناکَ و تَنتَهِى عَمَّا زَجَرناکَ عَنهُ فَأنتَ مِن شِیعتِنا و إلّا فَلا

اگر به آن چه به شما امر مى کنیم، عمل مى کنى و از آن چه شما را برحذر مى داریم، دورى مى کنى از شیعیان مایى والا هرگز!

نهج الحیاة، ص۲۰۶

۳۴٫ حُبِّبَ إلىَّ مِن دُنیاکُم ثَلاثٌ: تِلاوَةُ کِتابِ اللهِ و النَّظَرُ فِى وَجهِ رسول الله و الإنفاقَُ فِى سَبِیل الله

از دنیاى شما سه چیز محبوب من است:۱٫ تلاوت قرآن، ۲٫ نگاه به چهره رسول خدا (صلى الله علیه و آله، ۳٫ انفاق در راه خدا.

نهج الحیاة، ص۲۷۱

۳۵٫ یَا رَسُول الله، إنَّ بَناتَ النَّاسِ یَتَزَوَّجنَ بِالدَّراهِم فَما الفَرقُ بَینِى و بَینَهُنَّ؟ أسألُکَ أن تَرُدَّها و تَدعُوا اللهَ أن یَجعَلَ مَهرِى الشَّفاعَةَ فِى عُصاةِ أُمَّتِکَ

اى پیامبر خدا! همانا دختران مردم در ازدواج خود درهم ها را مهریه خود قرار مى دهند. پس فرق من با آنها چیست ؟! از تو مى خواهم، درهم و دینار را مهریه من قرار ندهى، بلکه از خدا بخواهى تا مهریه من، شفاعت کردن از گنهکاران امت تو باشد.

نهج الحیاة، ص۳۲۸

۳۶٫ إنَّ أبِى (صلى الله علیه و آله) نَظَر إلى عَلىٍّ و قَال: هَذا و شِیعتُهُ فِى الجَنَّه

روزى پدرم رسول خدا (صلوات الله علیه و آله) به على (علیه السلام) نگاه کرد و (با اشاره با او) فرمود: این مرد و پیروان او در بهشتند.

نهج الحیاة، ص۳۲۶

۳۷٫ شِیعَتُنا مِن خِیار أهلِ الجنَّه، و کُلُّ مُحِبِّینا و مَوالِى أولِیائِنا و مُعادِى أعدائِنا

شیعیان ما از بهترین افراد اهل بهشتند و همه دوستان ما و دوستان دوستان ما و دشمنانِ دشمنان ما همه در بهشت خواهند بود.

نهج الحیاة، ص۲۰۶

۳۸٫ والمُسلِمُ بِقَلبِه و لِسانِه لَنا لَیسُوا مِن شِیعَتِنا إذا خَالَفُوا أوامِرنَا و نَواهِینَا فِى سَائِر المُوبِقاتِ

کسى که با قلب و زبان تسلیم ما اهل بیت شده، اما از اوامر ما سرپیچى کند و نواهى و موارد پرهیز را محترم نشمرد از شیعیان واقعى ما نخواهد بود.

نهج الحیاة، ص۲۰۷

۳۹٫ اللّهُمَّ إلیکَ نَشکُو فَقدَ نَبِیِّکَ و رَسُولِکَ و صَفِیِّکَ و إرتِدادِ أُمَّتِه

پروردگارا! بسوى تو شکایت مى کنم، اندوه از دست دادن پیامبر و فرستاده و برگزیده ات را و به تو شکایت مى کنم از ارتداد امت پیامبر (صلى الله علیه و آله)

نهج الحیاة، ص۲۰۲

۴۰٫ إنَّ فِى الجُمعُة لَساعَةً لایُوافِقُها رَجُلٌ مُسلِمٌ یَسألُ الله عزوجل فِیها خیراً إلا أعطاهُ إیّاه، فَقُلتُ یا رسول الله أىَّ سَاعَةٍ هِىَ؟ قال إذا تَوَلّى نِصفُ عَینِ الشَّمس لِلغُروبِ

حضرت درباره دعای روز جمعه از رسول الله (صلوات الله علیه و آله) نقل می کنند که حضرت فرمود: در روز جمعه ساعتى است که هر خواسته خیر و نیکوئى در آن ساعت به اجابت مى رسد. پرسیدم یا رسول الله! کدام ساعت است. فرمود: آنگاه که نصف قرص خورشید در افق پنهان شود.

نهج الحیاة، ص۱۵۲

حدیث


امام على علیه السلام فرموده اند : پوشیده و محفوظ داشتن زن مایه آسایش بیشتر و دوام زیبایى اوست . غرر الحکم(۵۸۲۰)

—————————————————-

امام صادق علیه السلام می فرمایند: حجاب زن برای طراوت و زیبایی اش مفیدتر می باشد.  ( المستدرک، ج۵)

—————————————————-

امیر المومنین علیه السلام در وصیت خود به امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود:«با پوشش و حجابی که برای همسرانت قرار می‌دهی، چشم آنان را از هوس و حرام بازمی‌داری، چرا که حجاب برای آنها ثبات بیشتری به ارمغان می آورد. از خروج بی‌حساب و بی‌رویه زنان جلوگیری کن، زیرا مفاسدی دارد؛ و اگر می‌توانی، کاری کن که همسرانت غیر از تو را نشناسند و با مردان رفت و آمد نداشته باشند

—————————————————-

حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت امیر المونین  علیه السلام نقل فرمود که: روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد.  رسول خدا فرمود:« چرا از او رو می‌گیری، او که تو را نمی‌بیند؟» فاطمه عرض کرد:« او مرا نمی‌بیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمی‌بیند ولی بوی مرا که حس می‌کند

—————————————————-

رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم از حضرت جبرئیل علیه السلام سوال نمود که آیا فرشتگان خنده و گریه دارند؟ جبرئیل فرمود: بله. (یکی از آنجاهایی که فرشتگان می‌خندند) زمانی است که زن بی‌حجابی و بدحجابی می‌میرد، و بستگان او را در قبر می‌گذارند و روی آن زن را با خشت و خاک می‌پوشانند تا بدنش دیده نشود. فرشتگان می‌خندند و می‌گویند: تا وقتی که جوان بود و با دیدنش هر کسی را تحریک می‌کرد و به گناه می‌انداخت(پدر و برادر و شوهرش و…از خود غیرت نشان ندادند) و او را نپوشاندند، ولی اکنون که مرده و همه از دیدنش نفرت دارند او را می‌پوشانند.

—————————————————-

در یک روز بارانی حضرت علی(علیه السلام) با پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در بقیع بودند که زنی سوار بر الاغ از آن‌جا عبور می‌کرد. ناگهان پای الاغ در چاله‌ای فرو رفت و زن از بالای آن به زیر افتاد. رسول خدا به سرعت روی خود را برگرداند. حاضران به رسول خدا گفتند این زن شلوار به تن دارد. حضرت سه بار فرمود: خداوند زنان شلوار پوش را رحمت کند. سپس فرمودند: ای مردم! شلوار را به عنوان پوشش برگزینید؛ چرا که از پوشاننده‌ترین لباس‌های شماست‌. و به‌وسیله‌ی آن از زنان خود به هنگام خروج آنان از منزل محافظت کنید. (البته باید توجه داشت که پیامبر، شلوار را به عنوان مکمل پوشش مطرح کردند، نه جایگزین پوشش!)

—————————————————-

رسول خدا صلی اله علیه وآله وسلم:خدا مردانی را که شبیه زن می‏شوند و زنانی را که خود را شبیه مرد قرارمی‏دهند ، نفرین کرده است.

—————————————————-

رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند:سه گروه، هرگز داخل بهشت نمی‌شوند :۱- زنی که خود را درلباس وحرکات وامور دیگر شبیه مرد سازد  و…

—————————————————-

حضرت علی علیه السلام می فرماید: بهترین لباس ؛ لباسی است که تو را از خدا به خود مشغول نسازد.

—————————————————-

در حدیث قدسی آمده است :به بندگانم بگوئیدبه لباس دشمنانم در نیایند و خود را شبیه دشمنان من نکنند که در این صورت آنها هم دشمنان من خواهند بود

—————————————————-

پیامبر فرمودند: شب معراج زنانی از زنان امتم را دیدم که سخت در عذاب بودند.

زنی را دیدم که با موی جلوی سر او را به دیوار جهنم آویزان کرده بودند

و مغزش از شدت عذاب در حال جوشیدن بود

آن زن از امتم بود که موی جلوی سر خود را از نامحرم حفظ نمی کرد.

(بحار الانوار. ج ۱۰۳)

—————————————————-

اسماء به خانه پیغمبراکرم(ص) آمد درحالی که جامه های نازک و بدن نما پوشیده بود.رسول اکرم(ص)روی خویش را ازوی برگرداند و فرمود:ای اسماء همین که زن به حد بلوغ رسید سزاوار نیست چیزی از بدن او دیده شود مگر ازمچ دست به پایین و صورتش

—————————————————-

رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: زر و زیور خود را در منظر و دیدگاه غیرشوهر مگذار و در غیاب شوهر خود را خوشبو مکن و مچ پا را نشان مده اگر چنین کنید دینتان را تباه و خدا را به خشم آورده اید

—————————————————-

امام رضا (ع):هر کس لباس بپوشد تا مباهات و جلوه گری کند خدا رحمتش را از او باز می دارد

—————————————————-

پیامبر فرمود: لباسی بپوش که انگشت نمای مردم نشوی و عزت واحترامت هم محفوظ بماند.

—————————————————-

فضیل بن یسار می گوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم که آیا ساعد های زن از قسمتهائی است که باید از غیر محارم بپوشاند ؟ فرمود بلی و آنچه زیر روسری قرار می گیرد باید پوشیده شود همچنین از محل دستبند به بالا باید پوشیده شود . (اصول کافی جلد ۵ )

—————————————————-

عایشه می گوید: دختر عبدالله بن طفیل که برادر مادری من بود در حالی که زینت کرده بود به خانه ام آمد. در همان هنگام پیامبر(صلی الله علیه وآله)نیز وارد شد و هنگامی که او را دید از او روی برگرداند. عایشه گفت یا رسول الله این دختر, بردار زاده من و خردسال است! پس پیامبر فرمود: هنگامی که زن به دوران عادت ماهانه رسید بر او جایز نیست که جز روی خود موضع دیگری را نمایان کند.( جامع البیان, ج ۹)

—————————————————-

رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: «بهترین زنان شما، زنی است که برای شوهرش آرایش و خودنمایی کند، اما خود را از نامحرمان بپوشاند». (بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۳۵)

—————————————————-

حضرت محمد (ص) : هر خانمی که خود را معطر و خوشبو کند ( عطر بزند ) و سپس از خانه خارج شود ، همواره مورد لعنت خدا و ملائکه خواهد گرفت ، تا وقتی که به خانه برگردد ، هرچند برگشتش به خانه طول بکشد. گزیده کافی جلد ۵ صفحه ۱۶۳ ، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال صفحه ۵۵۹

—————————————————-

مولا علی (ع) : اختلاط و گفتگو مردان با زنان نامحرم سبب نزول بلا و بدبختی خواهد شد ، و دلها را منحرف میسازد بحارالانوار جلد ۷۴ صفحه ۲۹۱

—————————————————-

حضرت محمد (ص) : خانمها نباید در وسط جاده حرکت کنند ، فقط می توانند در کنار دیوار و حاشیه جاده و خیابان حرکت نمایند. ( خانمها نباید جلب توجه کنند و در وسط خیابان ها و جاده نباید راه روند و در کنار دیوار و حاشیه جاده و خیابان حرکت کنند ) گزیده کافی جلد ۵ صفحه ۱۶۳

—————————————————-

رسول خدا(ص) فرمودند : بین مردان و زنان نامحرم جدایی ایجاد کنید ( تا با هم برخورد و تماس نداشته باشند ) زیرا هنگامی که آنان رو در روی یکدیگر قرار گرفتند و با هم رفت و آمد داشتند ، جامعه به دردی مبتلا خواهد شد که درمان نخواهد داشت. بهشت جوانان صفحه ۴۶۸

—————————————————-

فضیل بن یسار می گوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم که آیا ساعد های زن از قسمتهائی است که باید از غیر محارم بپوشاند ؟ فرمود بلی و آنچه زیر روسری قرار می گیرد باید پوشیده شود همچنین از محل دستبند به بالا باید پوشیده شود . (کافی جلد ۵ )

—————————————————-

حضرت محمد (ص) : برای زنی که ایمان به خدا و روز قیامت دارد روا نیست روز یا شب مسافرت نماید در حالی که ( مرد محرم ) و شوهرش همراه او نباشد. بهشت جوانان صفحه ۴۷۰

—————————————————-

حضرت محمد (ص) : کسی که خود را شبیه غیر مسلمان درآورد ، از ما نیست. نهج الفصاحه صفحه ۵۰۹ ، بهشت جوانان صفحه ۱۶۷

—————————————————-

حضرت زهرا (علیها السلام) در جواب پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) که فرمودند: چه چیزی برای زنان بهتر است بیان میدارند که: برای زنان بهتر آن است که آنان مردان را نبینند و مردان نیز ایشان را نبینند. حجاب فاطمی(سید مصطفی فاطمی نیا،سیده فاطمه علامه)

—————————————————-

 

1) رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:«زنان در خانه به جایی که بر کوچه و بازار اشراف داشته باشند نروند، چرا که نگاه مردان به آنها خیره می‌شود. به آنان سوره نور را بیاموزید چون در این سوره از تحریم و عقوبت زنا و نیز از اجتناب نگاه به نامحرم سخن به میان آمده است.»

۲) امیرالمومنین علیه السلام در وصیت خود به امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود:«با پوشش و حجابی که برای همسرانت قرار می‌دهی، چشم آنان را از هوس و حرام بازمی‌داری، چرا که حجاب برای آنها ثبات بیشتری به ارمغان می آورد. از خروج بی‌حساب و بی‌رویه زنان جلوگیری کن، زیرا مفاسدی دارد؛ و اگر می‌توانی، کاری کن که همسرانت غیر از تو را نشناسند و با مردان رفت و آمد نداشته باشند…»

۳) ام سلمه می گوید:
روزی من و میمونه خدمت رسول خدا بودیم که ابن مکتوم نابینا آمد. پیامبر به ما دو نفر فرمود چادر به سر کنیم و خود را بپوشانیم. ما گفتیم:«یا رسول الله، ابن مکتوم که نابیناست و ما را نمی‌بیند.»
پیامبر فرمود:«آیا شما هم کورید و او را نمی بینید؟!»

۴) امام رضا علیه السلام در نامه‌ای به یکی از یاران خود نوشت:«نگاه به موی زنان حرام است، چون موجب تحریک و فساد است.»

منابع:
بحار الانوار، ج ۱۰۳، باب ۶۱ و ۶۲٫
بحار الانوار، ج ۱۰۴، باب

احادیث

احادیث امامان و پیامبر اسلام ( ص) پیرامون روابط جنسی و زناشویی :

پیامبر اکرم (ص):

چون عروسی به خانه آوردید، با محبت و تواضع کفش هایش را در آورده ،پاهایش را بشویید آن گاه او را به حجله دعوت کنید .این چنین است که مهر،برکت و رحمت بر خانه و عروستان سایه می افکند .

—————————————–

امام صادق(ع):

وقتی عروس به حجله آمد به کعبه رو کنید،گیسوان او را نوازش کرده زلف تاب دارش را به چنگ گیرید و آرام بگویید ((خدایا !این امانت توست که به من سپردی .با گفته ی تو او را به خود حلال کرده ام ،فرزندم را مبارک ، پارسا و از پیروان پیامبرت قرار ده و شیطان را از او دور فرما))

—————————————–

امام صادق(ع) :

آن گاه وضو سازید ،تن و روان خویش طراوت بخشید ،رو به خدای مهربان کنید و دو رکعت نماز عشق به جای آورید .به عروس خود نیز بگویید همین کار را بکند.

—————————————–

امام صادق(ع) :

پیش از این که با عروس خویش به بستر زفاف روید،هدیه ای به وی بدهید ،با این کار عشق و آرامش را به او هدیه کرده اید.

—————————————–

پیامبر اکرم(ص):

شب هنگام که شوهرتان در بستر آرمیده و منتظر آغوش گرم شماست،خود را به کاری سر گرم نکنید،زمان را طول ندهید ،مبادا همسرتان به خواب برود، چرا که زنی این چنین ،تا بیداری شوهر همواره مورد نفرین فرشتگان است.

—————————————–

امام صادق(ع):

خانمها شرم و آرزم صفت پسندیده و نیکوی شماست ،اما حیا از شوهر ،ناپسند و بیجا. بهترین شما کسی است که چون با شوهر خلوت کند ،لباس حیا از خود بیفکند و چون لباس بپوشد ،جامه ی شرم و حیا را نیز بپوشد و زیبایی ها و دل ربایی های خود را به دیگران عرضه مدارد.

—————————————–

پیامبر اکرم(ص):

شب هنگام که پرده ها فرو می افتد ، خواب بر پلک ها چیره میشود بر هیچ بانویی روا نیست که بخوابد،مگر آن که خویشتن را به آغوش شوهر بسپارد .باید لباس از تن به در آید ،کنار شوهر بیارامید و پوست بدن خویش به بدن شوهر بچسبانید .این چنین خود را به شوهر عرضه داشته اید .

—————————————–

پیامبر اکرم(ص):

هر جا که شوهرتان شما را به خلوت بخواند ،همان جا بهشت شماست! روا نیست شوهر خود را از بهره وری جنسی و لذت حلال منع کنید .

—————————————–

امام صادق(ع):

دنیا و خوشی های آن برای شما آفریده شده است . لذیذ ترین چیزها در این دنیا آمیزش با همسر است .چنان که لذت بخش ترین کاردر باغ بهشت نیز همین است.

—————————————–

امام صادق(ع):

چه لذتی بالاتر و چشم نواز تر از دیدن بدن عریان همسر است . قبل از هم خوابگی خود را از شوهرتان دریغ مدارید ،بگذارید شوهرتان شما را ببوید و ببوسد.

—————————————–

پیامبر اکرم(ص):

وقتی به سوی همسرتان می روید ،در آغوش فرشتگانید.چون به آمیزش می پردازید گناهانتان چون برگ درختان فرو می ریزد و چون غسل میکنید خود را می شویید ،از گناهان بیرون می روید .

—————————————–

پیامبر اکرم(ص):

مرد را به حال خود بگذارید با وی در نیاویزید او را به اجبار به سوی خود نخوانید مرد نیازمند عشوه گری و طنازی است نه زور و اجبار.

—————————————–

پیامبر اکرم(ص):

سخن گفتن با پروردگار لذت بخش و روح افزاست،اما وقتی شوهرتان شما را به خلوت خویش میخواند، نماز را طول ندهید و خرامان به سویش بشتابید.

—————————————–

پیامبر اکرم (ص):

هنگام در آمیختن با همسر خویش ،یکدیگر را ببویید ،ببوسید ،عشق بازی کنید و با سخنان محبت امیز ،عشق را به او پیش کش کنید .

—————————————–

امام صادق (ع) :

هنگام آمیزش چون پرندگان شتاب نکنید صبر پیشه ی خود سازید زنها نیازمند وقت بیشتری هستند مدتی نه چندان طولانی به عشق بازی بپردازید همسرتان را کاملا” آماده سازید.آمادگی دو سویه آمیزش را فرح بخش و کامل می کند.

—————————————–

امام رضا(ع):

آمیزش مکن مگر اینکه با همسرت بسیار بازی کنی و سینه هایش را آرام بفشاری چون چنین کنی آمادگی لازم را برای در آمیختن پیدا می کند .در این حالت،شهوت از صورت و چشمان او نمایان می شود و از تو همان میطلبد که تو از وی می خواهی .

—————————————–

امام صادق (ع):

هیچ گاه با شکم سیر با همسر خود هم بستر نشوید این کار موجب بیماری و چه بسا موجب مرگ خواهد شد .

—————————————–

امام صادق(ع):

چون شب از سفر بر می گردی،خستگی راه آرامش از تو میستاند بهتر است آمیزش با همسرت را تا صبح به تاخیر اندازی.

—————————————–

امام صادق(ع) :

گاه وقتی قصد مسافرت داری ،دل شوره عجیب به سراغت می آید ،همسرت نیز مضطرب و نگران است آیا بهتر نیست در آستانه ی سفر از هم آغوشی و نزدیکی با او بگذری؟!

—————————————–

امام صادق (ع) :

حلالی لذت بخش تر از هم بستر شدن با همسر نیست ،ولی زیاده روی در این امر نارواست ،میانه روی در آمیزش به سلامت آدمی می افزاید و عمر را زیاد می کند.

—————————————–

امام علی (ع) :

چون به آمیزش پرداختی سخن کوتاه کن ،مبادا فرزندی لال نصیب تو گردد.

—————————————–

امام علی (ع) :

وقتی به قصد فرزند ،خرامان به سوی همسر خویش می شتابی به عورت او نگاه مکن !مبادا فرزندی نابیننا تو را پدید آید.

—————————————–

امام محمد باقر (ع) :

چون به قصد بارور کردن رحم همسرت ،نزد او آرمیدی،با نیتی پاک و زبانی گویا با خدای مهربان چنین بگو (( خدایا مرا فرزندی عنایت فرما و او را پاکیزه و سالم قرار ده که در خلقت او زیاد و کم نباشد و او را عاقبت به خیر گردان))

—————————————–

پیامبر اکرم(ص) :

در حال جنابت ،به قصد بچه دار شدن ،با همسرت هم آغوش مگرد ،بهتر است غسل کنی ،اندکی آرام گیری ،پاک و طاهر شوی و سپس . . . اگر چنین نکردی و فرزندی مجنون و کم عقل نصیبت شد کس دیگری جز خود را نکوهش مکن .

—————————————–

پیامبر اکرم(ص) :

اندیشه آدمی به هر جا روان است . در اندیشه ی دیگری بودن نا میمون است .در این هنگام با شهوت زن دیگر نباید با زن خود هم بستر شوی.

—————————————–

امام علی (ع) :

شیطان خودش خواسته که در فرزندان آدم شریک شود و این مایه ی بسی نگرانی است ،نگران مباشید !هنگام آمیزش با ذکر ((بسم الله الرحمن الرحیم)) خدا را یاد کند و از شر شیطان به خالق نیکی ها پناه ببرید اگر چنین نکنید ممکن است فرزندتان محبت اهل بیت (ع) را در دل نداشته باشد .

—————————————–

پیامبر اکرم(ص) :

وقتی به قصد آمیزش کنار یکدیگر آرمیدید،دو دستمال تمیز و پاک در کنار خود قرار دهید ، هر کدام از دستمال جدا گانه استفاده کنید .

—————————————–

امام رضا(ع) :

هنگامی که به اوج لذت جنسی نزدیک شده اید ،حتی الامکان از ریختن نطفه ی خود به بیرون خود داری مکنید ،بگذارید غدد جنسی آزادانه به تخلیه بپردازند ،خود داری از تخلیه ی نطفه ،موجب سنگ مثانه خواهد شد .

—————————————–

امام رضا(ع) :

اگر به هر دلیل عمل آمیزش به طول انجامید و عمل انزال صورت نگیرد،چه بسا موجبات سنگ مثانه فراهم گردد.از طولانی کردن مدت هم بستری بدون انزال پرهیز کنید .

—————————————–

امام رضا (ع) :

پس از آمیزش یکباره بلند مشوید و ننشینید،بلکه ابتدا به طرف راست بچرخید و اندکی بعد برای ادرار ولو اندک برخیزید ،پس از آن برای رسیدن به تعادل وآرامش غسل کنید ،با رعایت این آداب از سنگ مثانه در امان خواهید ماند.

—————————————–

امام حسن (ع) :

مکانی خلوت در زمانی بی سرو صدا ،با دلی آرام شرایط مناسبی برای هم بستری است .اگر آمیزش و انعقاد نطفه با دلی آرام و خالی از اضطراب صورت پذیرد ،خون به صورت طبیعی در رگ ها جریان می یابد،انتقال ژن ها طبیعی تر انجام میگیرد و در نتیجه فرزند ،به پدر و مادرش بیش تر شبیه خواهد شد.

—————————————–

امام صادق(ع) :

پرندگان هر کدام صفاتی دارند :شایست و ناشایست ،در آمیزش نیز آدابی دارند ،”کلاغ” علی رغم پرو بال سیاه و صدای ناهنجارش،در آمیزش مخفی کاراست ،آمیزش مخفی کارانه را از کلاغ بیاموزید.
—————————————–
امام صادق (ع) :

زنان به قدر کافی از عادت ماهیانه رنج می برند روا نیست با آمیزش در این دوران به رنج آنها بیفزاییم . این عمل علاوه بر حرمت شرعی ،غیر اخلاقی و غیر بهداشتی نیز می باشد ،در این اوقات می توان از دیگر اعضا بهره برد.

—————————————–

امام علی (ع) :

مرد باید مقداری از شهوت خود را نگه دارد که همواره توانایی جنسی داشته باشد ،زیرا زن شوهر خود را در امور جنسی توانا بیابد ،بهتر از این است که او را ناتوان ببیند ،مرد ناتوان نمی تواند همسر خود را راضی نگه دارد .

—————————————–

امام علی (ع) :

اگر گاه چشمانت بی اختیار یا با اختیار به زنی افتاد و مسحور او شد و دلت لرزید ،پیش از این که پایت بلغزد ،چشم فرو بند و در اولین فرصت با همسرت هم بستر شو ،چرا که زنان همگی مانند همند.

—————————————–

پیامبر اکرم(ص) :

وقتی کودکی در اتاق است و شما را می پاید و حتی بی اختیار نفس و صدای شما را می شنود،از خیر این لحظات دل نشین و بهشتی در گذرید ،مبادا آن کودک در بزرگی به رابطه نامشروع تن در دهد که رستگار نمی گردد.

—————————————–

پیامبر اکرم(ص) :

خانم ها از آرایش دریغ مکنید ،بهترین ملایم ترین و دل نواز ترین عطر را به کار برید زیبا ترین و دلربا ترین لباس را به اندام خویش بپوشانید خود را حداقل با یک گردنبند زینت بخشید و صبح و شام خود را به شوهر عرضه دارید ،در یک کلام چشمو دل شریک زندگیتان را هنرمندانه بربایید .

—————————————–

پیامبر اکرم(ص) :

در اول شب چه زمستان و چه تابستان ،امیزش نکنید زیرا معده و رگها پر است و موجب بیماری نقرس ،سنگ مثانه ،ضعف چشم و چکیدن ادرار می گردد.

—————————————–

امام رضا(ع) :

آقایان!مطابق میل خانمتان لباس بپوشید ،در خانه نیز آراسته و دل ربا باشید ،هوش و حواس همسرتان را ماهرانه به خود جلب کنید ،با این کار غدد جنسی او را نسبت به خود فعال کنید و عفت او را نسبت به دیگران فزونی می بخشید.

—————————————–

امام رضا(ع) :

همان گونه که در امور جنسی زیاده روی نارواست ،کم گذاردن و سستی به خرج دادن نیز ناشایست است ،روا نیست مرد بیش از ۴ ماه ،امیزش جنسی با همسر جوان خود را ترک کند حتی اگر مثیبت دیده باشد .

—————————————–

امام رضا (ع) :

مراقب باشید ،رو و پشت به قبله با همسر خویش هم بستر شدن ،زشت و ناپسند است .حرمت کعبه را نگه دارید و خدا و فرشتگان را از خویش نا خرسند مسازید .

—————————————–

امام صادق(ع) :

در این اوقات آمیزش نکنید : ۱- بین اذان صبح و طلوع خورشید ۲- بین غروب تا تاریک شدن هوا ۳- هنگام خورشید گرفتگی و ماه گرفتگی ۴- هنگام زلزله

—————————————–

پیامبر اکرم(ص) :

اگر فرزند کم عقل ودیوانه و جذامی نمی خواهید در اول ،وسط و آخر ماه (قمری ) با همسر خود در نیامیزید چه بسا ممکن است آن چه نمی خواهید صورت پذیرد.

—————————————–

پیامبر اکرم(ص) :

گاهی سر بر بالین همسرتان بگذارید ،با او گفت و گو کنید ،کلمات سوزان و عاشقانه رد وبدل کنید ،یکدیگر را در آغوش بفشارید ،عشق بازی با همسر سرگرمی مومن است.

—————————————–

پیامبر اکرم(ص) :

در شب عید فطر ،عید قربان و نیمه شعبان نیز آمیزش به قصد فرزند دار شدن دوری گزینید چرا که ممکن است فرزند شما شرور ،معلول ،بد یمن و زشت رو گردد .

—————————————–

پیامبر اکرم(ص) :

چون همسرت باردار شد ،از آمیزش بپرهیز،تنها در ماه های اول (با مشورت پزشک ) می توانی با وضو به نزدیکی اقدام کنی،جنینی که در رحم همسرت است بسیار مقدس و قابل احترام است.

—————————————–

پیامبر اکرم(ص) :

عشق به همسر گرما بخش و انرژی زاست ،با اعلام این عشق به او قلب وی را تسخیر کنید. ((دوستت دارم عزیزم )) جمله ای که هیچ گاه از قلب زن بیرون رفتنی نیست ،همسر خود را از این کلام آتشین محروم نسازید.

—————————————–

پیامبر اکرم(ص) :

هر کار از راه خود به انجام رسد نیکوست .آمیزش با همسر نیز باید از طریق معمول صورت پذیرد تا آرامش جنسی و روانی حصل آید. نزدیکی با او از پشت به شدت مکروه ،نامیمون و غیر بهداشتی است .

—————————————–

امام رضا (ع) :

هم آغوشی را برای آخر شب بگذارید زیرا برای بدن مناسب ،برای فرزند دار شدن امید وارتر و فرزند عاقل تر خواهد شد

—————————————–

امام علی (ع) :

و بالاخره وقتی در بدن احساس ناراحتی می کنید و علتی برای آن نمی یابید ،وقتی احساس می کنید حرارت بدنتان بالا رفته و عضلات بدن شما رو به تحلیل. می رود و هنگامی که به دنبال مامن و ماوایی می گردید که شما را آرامش بخشد به نزد همسرتان رفته و با آمیزش ،خود را شفا بخشید .

—————————————–

پیامبر اکرم(ص) :

و آخر اینکه آنچه در خانه می گذرد امانت است، روا نیست زن ها آن چه میان آن ها و شوهرانشان در خلوت می گذرد به زنان دیگر بازگو کنند.

اختلاف


 

به نام خدائی که حضرت زهرا را آفرید تا

 

 

مقام والای زن را به جهانیان نشان دهد.

 

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

 

 

اختلاط دختر و پسر در زمان امام علی (ع)

 

 

حضرت علی (ع)

 

 

 وقتی به کوفه رفتند، دیدند گویا آنجا همان وضعیت جاهلی است

 

 

 در مسیر خانمها و آقایان با هم روبرو می شدند

 

 

 حضرت اعتراض می کنند که به من خبر رسیده است که

 

 

 زنان شما در راه با مردان نامحرم برخورد می کنند و با هم تلاقی دارند

 

 

(آیا امام زمان ما به ما اعتراض نمی کند ؟)

 

 

حضرت بعد خطاب به زنان و مردان فرمودند:

 

 

"آیا حیا نمی کنید که با هم روبرو می شوید ؟"

 

 

و بعد فرمودند:

 

 

"لعنت خدا بر کسی که غیرت نداشته باشد "

 

 

و نیز فرمودند:"لا یغار ؟"

 

 

یعنی چرا بی غیرت شده اید ؟

 

 

چرا راحت در عبور و مرورتان با یکدیگر روبرو می شوید ؟

 

 

قابل توجه اینکه آنها نه به هم دست می دادند و نه شوخی می کردند

 

 

هیچ کدام از این ها نبود بلکه با یکدیگر روبرو می شدند.

 

 

کمی فکر کنیم به رابطه ها به کارهامون و...

 

 

بیائید برای استقبال از تنها معصوم باقیمانده عالم خود را آماده کنیم.

گناه

روز محشر که از شفاعت خویش.


حشر دیگر به پا کند زهرا.


همچو مرغی که دانه برچیند.


دوستان را جدا کند زهرا

موسی ابن جعفر علیه السلام:بهترین عبادت پس از معرفت انتظار فرج است .

مقام معظم رهبری(دامة بركاته):

زمان همه چیز را کهنه می کند

مگر خون شهید




مقام معظم رهبری(دامة بركاته):

اگر امروز اسلام در جهان دارای عزت است به بركت شهداست.





گناه

114572624cbd7a86cab496f3a434adf4-425
الان شبكه شبكه 3 حاج آقا مجتبی تهرانی میگفت :

نزدیك ترین حالت به خدا{-36-}
نه نمازه ، نه روزه، نه سجده{-36-}

حالتیست كه خودت رو از نامحرم میپوشونی ...{-36-}{-35-}{-35-}{-35-}


علامه سید علی اقا قاضی (ره ) :{-35-}{-35-}{-35-}
محال است انسانی به جز از راه سیدالشهدا علیه السلام به مقام توحید برسد. سریان فیوضات و خیرات از مسیر حضرت سیدالشهدا علیه السلام است و پیشکار این فضیلت هم حضرت قمر بنی هاشم ابالفضل العباس علیه السلام است.
2dc52d056d9257eb1780dbe4d8b2649a-300






امام علی (ع):
{-35-}{-35-}{-35-}


اگر مردم میدانستند


درون قبرها چه میگذرد



حتی یک گناه هم نمیکردند.







(ارادت شهید ابراهیم نجاتی به خط سرخ ولایت و رهبری){-35-}{-35-}{-35-}

اگر فیض شهادت نصیبم شد آنانکه پیرو {-35-}{-35-}{-35-}خط سرخ رهبری{-35-}{-35-}{-35-} نیستند و به ولایت امام خمینی اعتقاد ندارند بر من نگریند و برجنازه من حاضر نشوند کور شود آن چشمی که نمی خواهد امام عزیز را ببیند و کر شود آن گوشی نمی خواهد حرف امام عزیز را بشنود و لال شود آن زبانی که به امام عزیز حرفی بزند.



به آیت الله بهجت گفتند :
{-35-}{-35-}{-35-}
چه کار کنیم تا آدم بشویم ؟

{-35-}{-35-}{-35-} فرمودند: نگویید چکار کنیم! بلکه بگویید چه کار نکنیم تا آدم بشویم ...



حضرت خاتم الانبیاء(ص) می فرمایند:{-35-}{-35-}{-35-}

مَن جاءَهُ المَوتُ وَ هُوَ یَطلُبُ العِلمَ لِیُحیىَ بهِ الاِسلامَ كانَ بَینَهُ وَ بَینَ الانبیاء دَرَجَةٌ واحِدَةٌ فِى الجَنَّةِ{-35-}{-35-}{-35-}

هر كس در جستجوى دانش باشد تا با آن اسلام را زنده كند و مرگ او فرا رسد، در بهشت میان او و پیامبران تنها یك درجه فاصله است.{-35-}{-35-}{-35-}

منیة المرید ، ص 100



.





خمس هــر چیزے مال خداست!

خمس اصحاب کســاهــم

حسیــن بود


علاقه امام عصر(عج) به ملاقات ما، بیشتر از علاقه ما به ملاقات با او است




هان! که خداوند بزرگ واحد/ خود خبر از روز قیامت دهد

زود شود بر همه کس اشکار/ راستی وعده‌ی پرودگار

دیده‌ی دل بازکن اینک ببین/ جلوه‌ی آیات خدا در زمین

رشد درختان ز دل دانه‌ها/ ناز‌گل و گردش پروانه‌ها

مرغ شب و زمزمه‌ی جویبار/ ریزش پر همهمه‌ی آبشار

این همه آیات که بیهوده نیست/ غیرخدا خالق و فیاض کیست؟

ای بشر امروز بکن فکر خویش/ هست تو را روز حسابی به پیش

روز مکافات گناه و ثواب/ روزگرفتاری و یوم الحساب

روز حساب بد و نیک همه/ عدل خدا قاضی این محکمه

هرکه دراین محکمه محکوم شد/ خوار و سر افکنده و محروم شد

قسمت او در طبقات جحیم/ حسرت و درد است و عذاب الیم

منزل هر مومن نیکو سرشت/ غرفه‌ی پر نعمت باغ بهشت

عطر گل و موج خوش نهرها/ برتر از آن قرب و رضای خدا



.........




کــودک بـا بــغــضـــ ــــی در دل از مــدرســـ ه تـعـطـیـل شـد . . .


درس امــــروز مـــدرســـ ه : " بـابـا نـان داد " ! ! !



ز حـال و روز عـزیـز نبی خبر دارید؟

شنیده ام که دو ماهی ست ، سخت بیماراست....

یا زهــــــــرا (س)



کــودک بـا بــغــضـــ ــــی در دل از مــدرســـ ه تـعـطـیـل شـد . . .


درس امــــروز مـــدرســـ ه : " بـابـا نـان داد " ! ! !





ز حـال و روز عـزیـز نبی خبر دارید؟

شنیده ام که دو ماهی ست ، سخت بیماراست....

یا زهــــــــرا (س)






................................


نامت برای دفع بلا روی طاقچه است
ورنه کسی نگاه به آقا نمی کند...
السلام علیک یا اباصاح المهدی


جاده های زندگی را خدا هموار می کند
کار ما فقط برداشتن سنگ ریزه هاست...



تو کلاس درس خدا اونیکه ناشکری میکنه رد میشه
اونیکه ناله میکنه تجدید میشه
اونیکه صبر میکنه قبول میشه
اونیکه شکر میکنه شاگرد ممتاز میشه
من دعا میکنم همیشه شاگرد ممتاز خدا باشیم
تو هم دعا کن تا باهم تو یه کلاس باشیم


بیا دوباره پاک کن ز جاده ها غبار را
به عاشقان نوید ده، رسیدن بهار را
تمام لحظه های من فدای یک نگاه تو
بیا و پاک کن ز دل، حدیث انتظار را...
اللهم عجل لولیک الرفج

حجاب


185134_360.jpg


6373445-b.jpg

نتیجه اش زیباست وقتی این دو را پیوند می زنیم؛
اینکه فرمودند: زکات زیبایی پاکدامنی ست
و اینکه پرداخت زکات دارائیت را افزون می کند.
حالا آنان که زیبایی بیشتر می خواهند، بسم الله{-47-}

بفرمایید گناه!

به عنوان یک فرد عاقل می داند که دروغ گفتن و آدم کشتن امری ناپسند است و پس از عذر خواهی از فرد مورد نظر پاک می شود،با این تفاسیر دیگر گناهی وجود ندارد.

شبکه من وتو در یکی از برنامه های خود به موضوع گناه و چیستی آن پرداخت.

در این برنامه یکی از حاضرین از دیگران پرسید: اگر گناه آزاد باشد چه گناهی انجام می دهید؟

خانمی در پاسخ گفت: اولا که من اصلا به گناه اعتقاد ندارم یعنی اصلا اسم آن عمل را گناه نمی گذارم. چراکه گناه از مذهب می آید و هر باید و نبایدی که مذاهب گوناگون  برای انسان مشخص می نماید در نهایت به سود افراد قانون گذار آن مذهب است یعنی به هر حال هر کس، به عنوان یک فرد عاقل می داند که دروغ گفتن و آدم کشتن امری ناپسند است و پس از عذر خواهی از فرد مورد نظر پاک می شود،با این تفاسیر دیگر گناهی وجود ندارد.

در ادامه تمامی حضار سخنان این خانم را تایید کرده و با وی هم عقیده شدند.

القا تفکر عدم وجود گناه  توسط شبکه  من وتو به صورت غیر مستقیم در ذهن مخاطبین با هدف از بین بردن قبح گناه در بین مردم صورت می گیرد و این شبکه با این کار اهداف انگلیسی خود یعنی بی بند و بار کردن جوانان و خانواده های ایرانی را محقق می سازد.



فیلتر شکن

«تا ابد این نکته را انشا کنید


پای این طومار را امضا کنید


هر کجا ماندید در کل امور

رو به سوی حضرت زهرا (س) کنید» (یا زهرا ص 7)



بهترین فیلتر شکن دنیا

بهترین فیلتر شکن دنیا و البته انواع آن رو براتون معرفی می کنه امیدوارم که بهترین بهره رو ازش ببرید .

۱- نماز:

فکر می کنم بهترین فیلتر شکن دنیا باشه که خود خدا هم زیر این فیلتر شکن امضا و مهر کرده ... باوری ندارید " ان الصلاه تنهی عن فحشا و المنکر - عنکبوت/۴۴".

۲- ماه مبارک رمضان:
این سری از فیلتر شکن ها مدت زمان طولانی برای شما کاربرد دارد و حتی باعث می شود ویروس هایی با گناه وارد خود کرده اید قتل عام کند .

۳- قرآن :
فقط برای این فیلترشکن بگویم که نظیرش اصلا وجود ندارد همه متخصص فیلتر شکنی (پیامبران) جلوی این کلام الهی زانو می زنند ... برای اثر کردنش اول قدم خواندنش و فهمیدن و پله آخر عمل کردن به آن است.

۴- محبت اهل بیت:
متاسفانه این نسخه از فیلتر شکن ها همه جا پخش نشده و به گفته صاحبان این فیلتر شکن ها این برای کسانی است واقعا به ما اعتقاد داشته و پیرو ما باشند.

۵- اذکار:
این ذکر باید توسط متخصصشان تجویز بشود.
اخطار اخطار : در مورد این فیلترشکن باید گفت نسخه های تقلبی زیادی وجود دارد پس مواظب باشید.

دلیل فیلتر شدن!!!:
وقتی انسان گناه می کند به دلیل جهلشان به ازای هرگناه یک قدم از خدا دور می شود این فیلتر ها بر چشمانمان، گوش هایمان و قلب ما سیطره می زند و اگر کسی دچار این گناهان شد اگر به یکی از این فیلتر شکن ها وصل باشد ان شاءالله به راه مستقیم هدایت می شود.

به هر حال هدف ما معرفی بهترین فیلتر شکن ، قوی ترین فیلتر شکن و سریعترین فیلتر شکن بود حالا تصمیم با خودتان است، انشاءالله که استفاده برده باشید.

بر گرفته شده از سایت خبری افکار نیوز



شهدا


خون شهید، جاذبه‌ی خاک را خواهد شکست؛
و ظلمت را خواهد درید؛
و معبری از نور خواهد گشود؛
و روحش را از آن، به سفری خواهد برد که برای پیمودن آن،
هیچ راهی جز شهادت وجود ندارد...

شهید سید مرتضی آوینی


زن که وارد مغازه شد، چهره ی محمود در هم رفت
سرش را انداخت زیر
لبش داشت زیر دندانهایش پاره میشد
هرچه زن میپرسید: پسته کیلویی چند؟
جواب نمیداد.آخرش هم گفت: ما جنس نمیفروشیم!!!


زن با عصبانیت بهش گفت: مگه دست خودته
پس چرا در مغازه ات را نمیبندی؟


محمود همانطور که که سرش زیر بود گفت:

هروقت حجابت را درست کردی بیا تا بهت جنس بدم...





من و تو امروز چه کردیم!!!!؟؟؟

بشتابيد به سوي نماز اول وقت...


خیلی با هم دوست بودیم.
گفتند:" چون توی عملیات احتمال داره برای یکی از شما اتفاقی بیوفته، صلاح نیست با هم باشید. چون دیگه نمی تونید بجنگید."


قبول کردیم. او به گردان یونس (ع) رفت و من هم در گردان امام حسین(ع) ماندم.

چند روز به عملیات مانده بود، که برای وداع آخر سراغ من آمد.
اما من در گردان نبودم. ندیدمش.
برایم پیغام گذاشته بود که " این عملیات آخر منه."



به سراغش رفتم. گفتند جلو رفته است.

به منطقه رفتیم. سراغش را گرفتم. گفتند برای عملیات رفتند.
بعد از عملیات به تعاون رفتیم. یک فیلم از تلوزیون عراق گرفته بودند.
گفتند بیاید ببینید، شاید بتوانید بچه های گردان را شناسایی کنید تا به خانواده هاشان خبر دهیم.


حسن را آنجا دیدم؛ کنار آب اروند. خیلی آرام روی خاک افتاده بود.

عراقی ها داشتند کنار جنازه پاکش می رقصیدند.


پس از چند سال، بچه ها جنازه اش را در تفحص پیدا کردند. سر نداشت.

فقط یک مشت استخوان بود.
بعثی ها دور پیکرش رقصیده بودن و .. سرش را...



اسامی برخی از بزرگان و علمای شیعه مدفون در نجف اشرف + تصویر

اسامی برخی از بزرگان و علمای شیعه مدفون در نجف اشرف + تصویر سرویس دین و اندیشه «شیعه نیوز»، علمای بسیاری از بلاد اسلامی برای فراگیری علوم اهل بیت از مناطق مختلف به شهر مقدس نجف اشرف هجرت نمودند و تعدادی تا اخر عمر نجف را منزلگاه خویش قرار دادند از میان این علما میتوان به چند تن از این بزرگان اشاره نمود : به گزارش سرویس دین و اندیشه «شیعه نیوز»، علمای بسیاری از بلاد اسلامی برای فراگیری علوم اهل بیت از مناطق مختلف به شهر مقدس نجف اشرف هجرت نمودند و تعدادی تا اخر عمر نجف را منزلگاه خویش قرار دادند از میان این علما میتوان به چند تن از این بزرگان اشاره نمود : لیست علماء شیعه مدفون در عتبات عالیات (برحسب حروف الفباء) الامام السید ابوالحسن بن محمد الاصفهانی السد حسین بروجنی الاصفهانی السید ابراهیم بن السید محمد شبر السید ابراهیم بن محمد الغریفی السید ابوالحسن بن السید اسد الله الفالی السید ابوالقاسم بن السید علی اکبر الخوئی السید احمد المعروف باغا امام بن حسین الجزائری التستری السید احمد بن رضی المستنبط السید اسماعیل بن السید حسن السدهی الاصفهانی السید اسماعیل بن السید حیدر الموسوی الصدر السید آقا حسین القمی السید آقا حسین بن السید عباس الاشکوری السید جعفر بن السید محمد حسن آل ربیع الحسینی السید جعفر بن محمد المرعشی السید جعفر بن محمد رضا الجزائری السید جواد بن السید حسین الاشکوری السید حسن الاصفهانی السید حسن البجنوردی السید حسن الخلخالی السید حسن بن السید جبر الموسوی السید حسون السید علی کمونه السید حسین الدسید علی السید ابوطالب الحسینی النجفی السید حسین بن اسماعیل آل علی الشاهرودی السید حسین بن السید محمود الیزدی السید خضر بن علی القزوینی السید زین العابدین الموسوی الخلخالی السید عباس بن محمد شبر السید عبد علی بن السید عبدالرزاق الحلو السید عبدالحسین شرف الدین العاملی السید عبدالحمید بن السید عبدالهادی الحبوبی السید عبدالرزاق بن علی الحلوی السید عبدالرسول الطالقانی السید عبدالرسول بن السید محمد حسین الخرسان السید عبدالسلام الموسوی الجزائری السید عبدالصاحب بن محمد شبر السید عبدالصمد الشوشتری الجزائری السید عبدالغفار بن السید یوسف الحسینی المازندرانی السید عبدالکریم بن السید حسین الحمامی السید عبدالله بن السید اسماعیل البهبهانی الغریفی السید عبدالمجید الخوئی السید عبدالمحسن علی خان السید عبدالهادی الحبوبی السید عبدالهادی الخرسان السید عبدالهادی بن السید موسی الخرسان السید عبدلاهادی بن السید اسماعیل الشیرازی السید عبود السید احمد کمونه السید عدنان بن السید شبر الغریفی السید عزیز الله الدرکئی السید علی اکبر بن السید هاشم الخوئی السید علی الحسینی الحائری السید علی الخوئی السید علی الداماد السید علی بن السید حسین السرابی النجفی السید علی بن السید محمد شبر السید علی بن السید هادی بحر العلوم السید علی بن محمد الموسوی السید علی بن محمد الموسوی النوری السید عیسی آل کمال الدین السید محسن بن السید علی الجلالی الحائری السید محسن بن السید محمد الغریفی السید محمد السید اسد الله الاشکوری السید محمد السید جعفر الکاظمی الموسوی السید محمد باقر بن السید حسین القمی السید محمد باقر بن السید علی الاحسانی الشخص السید محمد باقر بن السید علی علوی طهرانی السید محمد بن السید زین العابدین الموسوی الخلخالی السید محمد بن السید عبدالمحسن الحلو السید محمد بن السید محمد باقر الحسینی الفیروز بادی السید محمد بن السید محمد کاظم الیزدی السید محمد بن جعفر شبر السید محمد بن عبدالله البهبهانی الغریفی السید محمد تقی الخوئی السید محمد جواد بن السید محسن الموسوی الغریفی السید محمد جواد بن محمد تقی الطباطبائی التبریزی السید محمد حسن فضل الله الحسنی السید محمد رضا القزوینی السید محمد رضا بن السید هدایت الله دستغیب الشیرازی السید محمد سعید الحبوبی السید محمد سعید بن محمد الحکیم السید محمد صادب بن محمد مهدی الصدر السید محمد طاهر بن السید محمد علی السند الشیرازی السید محمد علی الواعظ السید محمد علی بن السید صالح القزوینی السید محمد علی بن السید عبدالله خلیف] الموسوی الاحسائی السید محمد علی بن محسن الموسوی الغریفی السید محمد کاظم بن السید عبدالعظیم الیزدی السید محمد ناظم الشریعه البهبهانی السید محمد نعیم الدین بن السید عباس شبر السید محمد هادی بن السید ناظم الشریعه البهبهانی السید محمود الشاهرودی السید محمود بن السید ابو الفضائل الحسینی الزنجانی السید محمود بن السید عبدالمحسن الحلو السید محمود بن السید محمد کاظم الیزدی السید محمود بن مهدی الحکیم السید مصطفی بن روح الله الخمینی السید مهدی السید محمد الامامی الهاشمی السید میر الحسینی البادکوبی السید نصر الله بن رضی الموسوی المستنبط السید نصر الله بن صدر العلماء الهمدانی الشهیر (بنی صدر السید نوری السید محسن الصافی السید هادی الطباطبائی الحکیم السید هادی بن حسین الصائغ السید هاشم بن السید علی کمون السیید محمد مهدی بن السید صالح الکیشوان القزوینی الکاظمی الشیخ احمد بن محمد الاردبیلی المعروف بالمقدس الاردبیلی الشیخ احمد بن محمد مهدی النراقی الشیخ احمد بن هادی الطرفی الشیخ اسماعیل بن محمد علی المحلاتی الشیخ الاعظم مرتضی بن محمد امین الانصاری الشیخ جعفر بن احمد البدیری الشیخ جعفر بن الحاج محمد النقدی الشیخ جعفر بن الحسین الشوشتری الشیخ جعفر بن الشیخ باقر محبوبه الشیخ جواد بن الشیخ موسی ابو خمسین الشیخ حسن بن الشیخ احمد البدیری الشیخ حسن بن الشیخ محمد جواد الحولاوی الشیخ حسن بن علی الخاقانی الشیخ حسن بن علی الشیخ عبدالرضا السهلانی الشیخ حسون الشیخ سعید الوائلی الشیخ حسین بن علی الحلی الشیخ خضر بن عباس الدجیلی الشیخ رجب علی بن غریب الباکستانی الشیخ رحم] الله بن الشیخ جواد الظالمی الشیخ رفیع بن زفیع الرشتی الشیخ رفیع ثق] الاسلام رشتی الشیخ ضیاء الدین العراقی الشیخ ضیاء الدین دری الشیخ عباس الخویبراوی الناصری الشیخ عباس بن محمد رضا القمی الشیخ عبد علی بن محمد حسین الماجدی الشیخ عبدالحسین البشیری الشیخ عبدالحسین البغدادی الشیخ عبدالحسین بن الشیخ محمد علی البهبهانی الشیخ عبدالرضا بن الشیخ جواد السهلانی الشیخ عبدالعزیز بن عبد الصاحب الغریباوی الشیخ عبدالکاظم بن محمود الغبان الشیخ عبدالکریم بن محمد رضا الزنجانی الشیخ عبدالله آل زایر دهام الشیخ عبدالله المازندرانی الشیخ عبدالله بن محمد السبیتی العاملی الشیخ علی بحر العلوم رفیع الکیلانی الشیخ علی بن الشیخ محمد صالح آل زایر دهام الشیخ علی بن حسین الصغیر الشیخ علی بن محمد حسین الکرباسی الشیخ علی بن محمد حسین النائینی الشیخ علی لاهیجانی بهمدانی الشیخ فتح الله بن محمد جواد النمازی الاصفهانی (شیخ الشریعه) الشیخ کاظم بن حسن سبتی السهلانی الشیخ کاظم بن طاهر السودانی الشیخ کاظم علی الکشمیری الشیخ محمد ابراهیم بن علی الکرباسی الشیخ محمد آل زایر دهام الشیخ محمد الباقر بن محمد آل زایر دهام الشیخ محمد باقر القاموسی الشیخ محمد باقر بن محمد مهدی الزنجانی الشیخ محمد بن الشیخ عبدالرضا السهلانی الشیخ محمد بن الشیخ علی لاهیجانی الغروی الشیخ محمد بن حسن الخاقانی الشیخ محمد بن طاهر السماوی الشیخ محمد بن فضل علی الشرابیانی الشیخ محمد جواد البلاغی الشیخ محمد جواد الحجامی الشیخ محمد جواد بن الشیخ محمود مغنیه الشیخ محمد جواد بن محمد الایروانی الشیخ محمد حسن دکسن الشیخ محمد حسین الاصفهانی الکمبانی الشیخ محمد حسین النائینی الشیخ محمد طه بن الشیخ مهدی نجف الشیخ محمد علی الاردوبادی الشیخ محمد علی الخراسانی النجفی الشیخ محمد علی بن حسن الجمالی الخراسانی الکاظمی الشیخ محمد علی بن عبدالرسول الانصاری المالستانی الشیخ محمد علی بن کاظم الخمایسی الشیخ محمد علی بن محمد باقر النجفی الاصفهانی المعروف بـ (ثق] الاسلام) الشیخ محمد کاظم (الاخوند) الخراسانی الشیخ محمد کاظم بن حیدر الشیرازی الشیخ محمد کاظم شمشاد الشیخ مشکور بن الشخ محمد جواد الحولاوی الشیخ مهدی الازری البغدادی الشیخ مهدی رفیع شریعتمدار الشیخ موسی بن الشیخ جعفر لاهیجانی الغروی الشیخ موسی بن الشیخ عبدالله ابو خمسین الشیخ موسی بن عمران دعیبل الشیخ موسی تقی آل زایر دهام الشیخ میرزا ابوالحسن بن عبدالحسین المشکینی الشیخ میرزا حبیب الله الرشتی الشیخ میرزا حسن الیزدی الشیخ میرزا عبدالله بن میرزا مسیح طهرانی الشیخ نصر الله بن حسن الخلخالی الشیخ نور الدین شریعتمدار رفیع الشیخ هادی الاسدی الشیخ هادی بن عبود النوینی المیرزا الشیخ علی بن الشیخ عبدالحسین الایروانی المیرزا محمد حسن الاشتیانی میرزا محمد حسن الشیرازی المعروف بالمجدد الشیرازی المیرزا محمود بن المیرزا ابراهیم الشیرازی