مادر خطاب به بچه ی خردسالش:

_ هیچ می دونستی وقتی که اون شیرینی رو یواشکی بر می داشتی، در تمام مدت ، خدا داشت تورو نگاه میکرد؟

_ آره ، مامان جونم!

_ و فکر می کنی به تو چیزی می گفت؟

_ می گفت غیر از ما دونفر کسی نیست، پس می تونی دوتا برداری!


برگرفته از کتاب من،منم؟!