حسیـــــــــــــــــــــن جان /

همه آباد نشینان ز خرابی ترسند /

من خرابت شدم و دم به دم آبادترم /



امامشان در غیبت بود برایش نامه نوشتند،امام لبیک گفت اما مقایل امامشان شمشیر کشیدند!!!
اماممان در غیبت است،برایش نامه می نویسیم،امام لبیک خواهد گفت ما چه خواهیم کرد؟
اینجا همه ادعای یاری دارند،یک جمعه بیا و امتحان کن ما را..!!!




می گويند
برای شناخت دختر ،
مــآدرش را بايد ديد .
مـن دختــر فاطمــﮧ (س) ام
از مـــآدرم آموختــﮧ ام
نامحرم بودن ،
بـﮧ چشم بينــا نيست !
مادرم را اگر شناختي
تمــآم دخترآن پاك سرزمينم را خواهـﮯ شنـــآخت




شهادت ,زيباترين , بالنده ترين و نغزترين كلام در تاريخ بشريت است. شهادت بهترين و روشن ترين معني حقيقي توحيد است و تاريخ تشيع خونين ترين و گوياترين تابلو نمايانگر شكوه و عظمت شهيد است...







مادر مي‌گفت «آخه پاهات از بين مي‌ره. تو هم مثل بقيه كفش بپوش،‌ بعد برو دنبال دسته.»

ابراهيم چشم‌‌هاي ميشيش را پايين مي‌انداخت و مي‌گفت «مي‌خوام براي امام حسين سينه بزنم. شما با من كاري نداشته باشين...»


 

به چه می نازی ؟

مقصدت خاک است . . .





انسان میگوید: آیا پس از مردن، زنده (از قبر) بیرون خواهم آمد؟!
آیا انسان به خاطر نمی آورد كه ما پیش از این او را آفریدیم در حالى كه چیزى نبود؟!

و یَقُولُ الانسانُ أ ءذَا ما مِتُّ لَسَوفَ أخرَجُ حَیّا
أ و لا یَذكُرُ الانسانُ أنّا خَلقنَاهُ مِن قَبلُ و لَم یَكُ شَیئا

آیات 66 و 67 سوره مبارکه مریم


137330204873941.jpg




در سوره بقره مى خوانيم:
(يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و ذروا ما بقى من الربا ان كنتم مؤمنين. فإن لم تفعلوا فأذنوا بحرب من الله و رسوله.و ان تبتم فلكم رؤوس أموالكم لا تظلمون و لا تظلمون.)1
اى گروندگان به خدا, از خشم و عذاب خدا بپرهيزيد و آنچه از ربا در دست شما مانده , بگذاريد و بگذريد, اگر ايمان آورده ايد.
پس اگر باز نأيستيد از ربا خوارى, پس به جنگ با خدا و رسول او برخاسته ايد, و اگر توبه كنيد و باز گذاريد آن را, سرمايه شما از آن خودتان است. نه شما ستم كار باشيد و نه ستم كش.




این وعدة خداست که حق الناس را نمی بخشد! خون شهدا حق الناس است، نمی دانم با این حق الناس بزرگی که به گردن ماست، چه خواهیم کرد؟!

کاش گناهان ما هم مثل گناهان شهدا (ترک نماز شب و دیر شدن نماز اول وقت) بود!



سلام بر آنهایی که از نفس افتادند تا ما از نفس نیفتیم، قامت راست کردند تا ما قامت خم نکنیم، به خاک افتادند تا ما به خاک نیفتیم سلام بر آنهایی که رفتند تا بمانند و نماندند تا بمیرند. سلام بر شهدا!



« اَللَّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتِى تَحْبِسُ الدُّعَاءَ »
« خدايا ! براى من بيامرز گناهانى كه دعا را از مستجاب شدن باز مى دارد » .

حضرت سجاد (عليه السلام) هفت گناه را از موانع استجابت دعا مى داند :
1 ـ نيت بد
2 ـ صفات پنهانى زشت
3 ـ دو رويى و نفاق با برادران دينى
4 ـ باور نداشتن و از دست رفتن اوقات آنها
5 ـ به تأخير انداختن نمازهاى واجب تا گذشتن و از دست رفتن اوقات آنها
6 ـ ترك نيكى و صدقه كه وسيله ى تقرب به خداست .
7 ـ به كار بردن كلمات زشت و ركيك در گفتار با مردم و آلوده بودن زبان به فحش و ناسز




♥حـضـرت امـیـن الله اشـرف کائـنات رسول خـــدا (ص) فـرمـودنـد :♥

خَيْرُ القُلوبِ اَوعاها لِلخَيْرِ وَ شَرُّ القُلوبِ اَوعاها لِلشَّرِّ، فَاَعلَى القَلبِ الَّذى يَعِى الخَيْرَ مَمْلُوٌّ مِنَ الْخَيْرِ اِن نَطَقَ نَطَقَ مَأجورا و اِنْ اَنْصَتَ اَنْصَتَ مَأجورا؛

بهترين قلب‏ها، قلبى است كه ظرفيت بيشترى براى خوبى دارد و بدترين قلب‏ها، قلبى است كه ظرفيت بيشترى براى بدى دارد، پس عالى‏ترين قلب، قلبى است كه خوبى را در خود دارد و لبريز از خوبى است. اگر سخن بگويد، سخنش در خور پاداش است و اگر سكوت كند، سكوتش درخور پاداش است.

(جعفريات، ص 168)
خلاصه





زهد و ساده زیستی ابوذر

طرز زندگي ابوذر پس از رحلت پيامبر اسلام (ص) تا روزي كه در بيابان ربذه جان سپرد، گواه زنده بر زهد و پارسائي بي‌نظير او است. ابوذر مردي وارسته و زاهد بود و در سادگي زندگي از پيامبر (ص) پيروي مي‌كرد، او هرگز تحت تأثير وسوسه‌هاي مال و ثروت قرار نمي‌گرفت و هيچ عاملي نمي‌توانست او را بفريبد و از راه راست منحرف سازد.

درباره زهد و وارستگي او كافي است كه پيامبر (ص) فرمود: «هر كس مي‌خواهد زهد عيسي بن مريم را به بيند، به زهد ابوذر نگاه كند»[3].

بي‌شك سخنان و روش زندگي پيامبر اسلام (ص) در تكامل زهد و وارستگي او نقش مؤثري داشته است. ابوذر خود از پيامبر خدا(ص) نقل مي‌كند كه حضرت فرمود: «نزديكترين شما به من در روز رستاخيز، كسي است كه بعد از من ثروت دنيا او را آلوده نكند، و به همان كيفيتي كه در زمان من بود، از دنيا برود»[4].

------------------------------------------------------------------
[3] . ابن سعد، الطبقات الکبری، ج 4، ص228.
[4] . حلية الاولياء، ج1، ص162.




نان سنگکی که جاکلیدی بود!