تیتر یک معتبرترین نشریه آمریکا/آیت الله خامنه ای کیست؟


به گزارش بولتن نیوز به نقل از (شمانیوز)،این نخستین بار است که یک مجله معتبر آمریکایی تیتر اول و مطلب اصلیش را به مرور مواضع و جهت‌گیری‌های رهبر کنونی ایران اختصاص می‌دهد.در این شماره از مجله عکس آقای خامنه‌ای را بر روی جلدش چاپ کرده است که این کار نیز در این نشریه بی سابقه بوده است که چهره ای سیاسی را به صورت تکی و تمام صفحه چاپ کند.

گدین روز، مدیر مسول این مجله گفت است: علت اختصاص مطلب اصلی این شماره نشریه به آیت‌الله خامنه‌ای آشنایی بیشتر مخاطبان آمریکایی از رهبری ایران است که "قدرت سیاسی بسیار دارد و تصمیمات و سخنانش با پیامدهای مهم منطقه‌ای و بین المللی همراه است."

این مجله تیزهوشی و مدیریت بالای آیت الله خامنه ای را مانع تحققق اهداف غرب در مقابل ایران دانسته است. چندی پیش نیز بی بی سی در مطلبی با عنوان آیت الله خامنه ای مرد فضا های خالی ایران نوشته بود آنچه آیت الله خامنه ای را از بسیاری از رهبران و حاکمان تاریخ معاصر ایران متمایز می کند، نگاه منطقی و عملگرایانه او به سیاست است.
 





ایمان به خدا + اخلاق و حیا = آرامش باطن


مش کاظم
مش کاظم

امروز به داداشم ميگم :کلاغه برام خبر اوارده که سيگار ميزني ...

داداشم ميگه : تو چي مي زني که مي توني با پر نده ها صحبت کني؟؟؟؟
{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}

سجـ{مبین}ــاد سجـ{مبین}ــاد

تک تیر اندازمان را صدا زدم
با دست سنگری را نشانش دادم و گفتم: "اوناهاش، اونجاس."
اسلحه اش را برداشت. از دوربین اسلحه نگاه کرد، نشانه گرفت، نفسش را حبس کرد.
انگشت اشاره را گذاشت روی ماشه. یک دفعه انگشتش را برداشت. اسلحه را پایین آورد.
چند لحظه بعد دوباره نشانه گرفت و شلیک کرد.
گفتم: " چرا دفعه ی اول نزدی؟"
گفت: " داشت آب می خورد."

یاوران دین خدا "نامرد" نبودند ...



کلامی از شیخ بهائی

آدمی  اگر پیامبر هم باشد از زبان مردم آسوده  نیست، زیرا :

اگر بسیار کار کند، می‌گویند احمق است !

اگر کم کار کند، می‌گویند تنبل است!

اگر بخشش کند، می‌گویند افراط می‌کند!

اگر جمعگرا باشد، می‌گویند  بخیل است!

اگر ساکت و خاموش باشد می‌گویند لال است!!!

اگر زبان‌آوری کند، می‌گویند ورّاج و پرگوست ..!

اگر روزه برآرد و شب‌ها نماز بخواند می‌گویند ریاکاراست!!!

و اگر نکند میگویند  کافراست و بی‌دین .....!!!

لذا نباید بر حمد و  ثنای مردم اعتنا کرد

و جز از خداوند نباید  ازکسی ترسید. 

پس  آنچه باشید که دوست دارید.

شاد باشید ؛ مهم نیست که این شادی چگونه قضاوت شود.


وزى جهت زیارت و ملاقات امام موسى کاظم علیه السلام به سوى مدینه طیّبه حرکت کردم و در مسافرخانه اى منزل گرفتم، در این میان چشمم به زنى افتاد که مرا جلب توجّه نمود، خواستم با او رابطه زناشوئى برقرار کنم؛ ولى او نپذیرفت که با من ازدواج نماید .

سپس به دنبال کار خویش رفتم؛ و چون شب فرا رسید به مسافرخانه بازگشتم و دقّ الباب کردم، پس از لحظه اى همان زن درب را گشود و من سریع دست خود را بر سینه اش نهادم ؛ ولى او با سرعت از من دور شد .

فرداى آن شب، چون بر مولایم امام کاظم علیه السلام وارد شدم، حضرت فرمود: اى مرازم ! کسى که در خلوت خلافى مرتکب شود و تقواى الهى نداشته باشد، شیعه و دوست ما نیست. (بصائرالدّرجات : ج 5، ب 11، ص 67، بحارالانوار: ج 48، ص 45، ح 26)

2- در روایات آمده است بر این که شخصى به نام امیّة بن علىّ قیسى به همراه دوستش حمّاد بن عیسى بر حضرت ابوالحسن، امام موسى کاظم علیه السلام وارد شد تا براى مسافرت، از حضرتش خداحافظى نمایند .

امیّه گوید: همین که به محضر مبارک آن حضرت رسیدیم، بدون آن که سخنى گفته باشیم، امام علیه السلام فرمود: مسافرت خود را به تأخیر بیندازید و فردا حرکت کنید .

وقتى از منزل آن حضرت بیرون آمدیم، حمّاد گفت : من حتما همین امروز مى روم؛ ولى من گفتم: چون حضرت فرموده است که نروید، من مخالفت دستور امام خود را نمى کنم .

سپس حمّاد حرکت کرد و رفت و چون از شهر مدینه خارج گردید، باران شدیدى بارید و سیلاب عظیمى به راه افتاد و حمّاد در سیلاب غرق شد و مُرد؛ و در همان محلّ به نام سیّاله دفن گردید . (بحارالا نوار: ج 48، ص 48، ح 38 به نقل از خرایج مرحوم راوندى)

3- روزى حضرت موسى بن جعفر علیه السلام، یکى از خادمان خود را به بازار فرستاد تا برایش تخم مرغ خریدارى نماید .

غلام بعد از خرید، با یکى دو عدد از آن تخم مرغ ها با بعضى از افراد قماربازى کرد؛ و سپس آن ها را براى حضرت آورد .

بعد از آن که تخم مرغ ها پخته شد و امام علیه السلام مقدارى از آن ها را تناول نمود، یکى از غلامان گفت: با بعضى از آن ها قماربازى و برد و باخت شده است .

حضرت با شنیدن این سخن، فوراً طشتى را درخواست نمود و آنچه خورده بود، در آن استفراغ کرد. (اصول کافى : ج 5، ص 123، ح 3)

4- روزى هارون الرّشید طبقى از سرگین الاغ تهیّه کرد و سرپوشى بر آن نهاد؛ و آن را توسّط یکى از افراد مورد اطمینان خود براى حضرت ابوالحسن، امام موسى کاظم علیهما السلام فرستاد با این گمان که حضرت را مورد تحقیر و توهین قرار دهد .

هنگامى که آن شخص طبق را نزد حضرت آورد و سرپوش را برداشت، دید خرماهاى تازه و گوارائى در آن قرار دارد .

پس، حضرت تعدادى از آن رطب ها را تناول نمود و سپس چند دانه به کسى که طبق را آورده بود، داد و او نیز آن ها را خورد، بعد از آن باقى مانده آن ها را براى هارون فرستاد .

وقتى مأمور، طبق را نزد هارون آورد و جریان را تعریف کرد، هارون یکى از آن خرماها را برداشت و چون در دهان خود نهاد، تبدیل به سرگین الاغ گشت . (ثبات الهداة : ج 3، ص 205)

5- یونس بن عبدالرّحمان - که یکى از یاران صدیق و از وکلاى امام صادق، امام کاظم و امام رضا علیهم السلام بود - روزى به مجلس پُر فیض حضرت ابوالحسن، امام موسى بن جعفر علیهما السلام وارد شد .

امام علیه السلام پس از مذاکراتى، ضمن موعظه هائى گوناگون به او فرمود: اى یونس ! با مردم مدارا کن؛ و هرکسى را به اندازه معرفت و شعورش با وى صحبت کن .

یونس اظهار داشت: اى مولایم ! مردم مرا به عنوان بى دین و زندیق خطاب مى کنند .

امام علیه السلام فرمود: گفتار مردم نباید در روحیّه و افکار تو تأثیر بگذارد، چنانچه در دستهای تو جواهرات باشد و مردم بگویند که سنگ ریزه است؛ و یا آن که در دست هایت سنگ ریزه باشد و مردم بگویند که جواهرات است ، این گفتار هیچ گونه سود و یا زیانى براى تو نخواهد داشت. (بحارالا نوار: ج 2، ص 66)




از کلمات حضرت استاد شوشتری

میفرمودند:سالک به جایی میرسد که فراتر از مکان و زمان سیر میکند تا جایی که گویی الان در حرم و محضر هریک از حرم ها و حضرات ائمه میباشد . البته سالکان راه خدا باید در هر مرتبه ای که هستند نهایت استفاده از آن مقام را بکنند و بدون طی مقام قبلی به مقام بعدی نروند و حالات آن ها را در نیاورد .

منبع :کتاب قبول اهل دل